آزمون اعزام به خارج فرهنگیان و سفیران آموزش و پرورش  

      بر اساس سیاست اعزام نیرو برای تدریس در کشورهایی که جمهوری اسلامی در آنها مدرسه دایر نموده است هر دو سال یک بار هزاران معلم به رقابت به یکدیگر می پردازند تا از بین آنها حدود 600 نفر به عنوانسفيران دانايي و فرهنگ(معلمان آگاه، مومن، انقلابي ، توانمند و دلسوز) برای تدریس در مدارس خارج از کشور برگزیده شده و برای مدت دو سال به ماموریت خارج از کشور دعوت شوند. اگرچه برخی از نیروهای این مدارس را خود مدارس خارج کشور از نیروهای خارج کشور به کار دعوت می کنند اما به نظر می رسد این ماموریت برای معلمان داخل کشور از جذابیت خاصی برخوردار است .

      امسال امتحان اعزام معلمان با تغییرات بسیاری نسبت به دوره های گذشته برگزار می شود در حالیکه ثبت نام با حواشی خاصی همراه بود آزمون نیز با تمدید زمان آن به خاطر انتخابات مرحله دوم مجلس شورای اسلامی در 20 اردیبهشت ماه 1387 بی سرو صدا و با تعداد بسیار کمتری نسبت به دو سال قبل برگزار گردید .

ادامه نوشته

نمایشگاه کتاب و سهم معلمان   

       نمایشگاه کتاب که بزرگ ترین مزیت آن دسترسی راحت به آن بود در حالی به پایان رسید که وزارت ارشاد شاخص حضور بی شمار علاقه مندان به کتاب در نمایشگاه را نشان موفقیت بزرگ فرهنگی خود عنوان نمود و کاهش میزان مطالعه در کشور را سیاه نمایی بزرگ دانست با این حال واقعیتهای آماری چیز دیگری را نشان می دهد که نمی توان با نگاه پوزیتویستی و صرف حضور افراد در یک مکان، آنها را بر آن قاعده بررسی نمود اما جدای از این موضوع و مشکلات دیگر نمایشگاه از جمله اطلاع‌رساني نسبتا ضعيف، كاهش تنوع بسياري از كتاب‌ها نسبت به دوره‌هاي پيش، دشواري پيدا كردن ناشران به دليل بي‌نظمي در ترتيب حروف الفبا، بالا بودن قيمت‌ها، تعداد اندك تلفن‌هاي همگاني، آنتن ندادن تلفن‌هاي همراه و ... باید به تجربه بیشتر مسئولان در برگزاری بهتر نمایشگاه نسبت به سال قبل اشاره نمود و انتظار داشت سال بعد با نظم و مشکلات کمتری این فروشگاه کتاب بسیار بزرگ برپاگردد. در جامعه ای که سرانه مطالعه کتاب 2 دقیقه ذکر می شود بازدید میلیونی از آن معنای دیگری به خود می گیرد که جای بحث فراوان دارد. اما موضوع بحث ما معلمان و مشارکت آنان در این رویداد بزرگ است که : سهم معلمان ما از این واقعه تاریخی بسیار با شکوه و پررنگ چقدر است؟       

ادامه نوشته

تقدیم به آن که الف آغازین را به من آموخت

   نمی دانستم   هیچ نمی دانستم    و نمی دانستم که نمی دانم   اما تو می دانستی   و می توانستی   و همین بس بود که دست هایم را بگیری   و در کلاس مهربانی ات    بنشانی    و نخستین حرفها را   برایم هجی کنی  از آن به بعد در کلاس تو    که به اندازه ی همه ی خوبی ها وسعت داشت      می نشستم  و از پنجره ی نگاهت  آسمان را می دیدم که آرزوهایم را چون خورشیدی روشن  در بر گرفته بود.

      چه خوب بودی تو   چه ساده ، چقدر مهربان  و من در چشم هایت   مهری می دیدم  که بوی دامن مادر را می داد  وقتی که ریحان می چید      و بوی دست های پدر را وقتی خسته از راه برمی گشت وضو می گرفت   در گوشه ی ایوان نماز می خواند.

آن قمری قشنگ   که همیشه پشت پنجره می نشست   و خبرهای خوب کلاس را برای مادر می برد ! هنوز هست . و آن کلاغ پیر که خبر چین بدی ها بود! من از کتاب چه می فهمیدم ؟! من از شعر چه می دانستم ؟! من داستان ندیده بودم ! من خاطره نچشیده بودم ! من با همه ی این ها   در کلاس تو آشنا شدم   و با تو  در کلاس مهربانی .

یادت هست :

 نوشتی : ابر   باران بارید !

نوشتی : آب   سیراب شدم !

 نوشتی :بهار   درخت ها برخاستند!

نوشتی : رود   دریاها موج برداشتند!

و من فهمیدم که  که دانستن  آغاز توانستن است.

هنوز در خاطره ی آن روزم   که هم بازی  کودکی هایم شدی تا از پله های نوجوانی بالا بیایم  و جوانی را به تماشا بنشینم. هنوز حرف هایت  پرده ی دلم را می نوازد  و صدایت در کلاس خیالم  می پیچد:

" آن مرد آمد   آن مرد با اسب آمد   آن مرد در باران آمد" 

و هنوز در جستجویم تا راه چون تو شدن را بیابم  ای معلم خوبی ها ....

روزت مبارک معلم!

 

استخدام ممنوع      

       این روزها این خبرها را زیاد شنیدیم که: آمار ساعات حق التدریس در آموزش و پرورش مشخص نیست، نیروی مازاد بسیار زیاد است، تکلیف معلمان حق التدریس در آینده روشن می شود و آمار دانش آموزان نسبت به سال های قبل بسیار کم شده و تعداد معلمان افزایش یافته ...و در نهایت رسیدیم استخدام ممنوع .

      اگر خاطر همکاران عزیز باشد در سالهای 70 تا 76 مشکلی در آموزش و پرورش بوجود آمد به نام ردیف استخدامی، که بر اساس آن هزاران نیروی جذب شده در مراکز تربیت معلم و متعهدین خدمت در آ.پ، چند سال بعد از اتمام تحصیل در انتظار استخدام در آموزش و پرورش ماندند و با چند سال تاخیر شروع به کار نمودند که این امر مسایل آشکار و پنهان بسیاری را برای آنان، خانواده هایشان و نظام آموزشی به همراه داشت. در آن دوره نیروها با اخذ تعهد خدمت جذب شده و مبنا بر استخدام آزمایشی نیروهای تعهدی بود(واقعیتی که چند سال بعد به وقوع پیوست). اما اخیراً جناب علي احمدي‌ وزیر آ.پ در مصاحبه خود اذعان داشته اند که: بايد تا اطلاع ثانوني به دنبال اين باشيم كه آموزش و پرورش را سبك‌بال كنيم تا بتواند حركت كند و فعلاً برنامه‌اي براي استخدام در آموزش و پرورش نداريم . ایشان دلیل این امر را چنین بیان می کنند که : استخدام در آموزش و پرورش به خاطر نامتوازن بودن توزيع نيروي انساني متوقف شده است تا ما بتوانيم با ساماندهي وضعيت نيروهاي انساني نيازهاي واقعي را از نظر نوع و محل خدمت مشخص كنيم. بايد نارسايي‌هاي ضوابط موجود مشخص شود و بعد در خصوص استخدام تصميم‌گيري كنيم ایشان در پایان اظهار امیدواری نموده که اگر بتوانيم به نيروها سامان دهيم براي نيازهاي ضروري خود نيز اقدام خواهيم كرد.

سخن جناب وزیر که در راستای کوچک و شفاف سازی وزارت آ.پ می باشد بسیار متین و مشخص؛  اما خوب است اکنون واقعیت های موجود را بررسی نماییم:

         واقعیت 1 : چندین هزار نیروی تربیت معلمی(بنا به آمار 40 هزار نفر) که با اخذ تعهد خدمت، به مراکز تربیت معلم راه یافته و خردادماه درسشان در مراکز تربیت معلم به پایان می رسد و باید برای خدمت به منطق خود بازگردند. سرنوشت آنان چه می شود ؟ آیا باید در انتظار بمانند؟

         واقعیت 2 : بسیاری از همکاران حق التدریس ، که تعدادشان حدود 50 هزار نفر می شود، سالها در انتظار ورود به جمع همکاران رسمی بوده اند . وضعیت آنان چگونه خواهد شد؟

        واقعیت 3 : در نیمه دوم سال 1386 جناب پیشنمازی در معاونت پرورشی آزمون استخدام چندین هزار نیروی جدید در پست معاونت پرورشی مدارس را برگزار نمودند که تعداد 5 هزار نیروی جدید را برای ورود به مجموعه گزینش شدند (که در بسیار از استانها بنا به روایت مشهورتر از مهرماه 1387 کار خود را پس از آموزش های لازم آغاز خواهند نمود). در این بین وضعیت آنان چگونه خواهد بود؟

         آیا منع استخدامی شامل گروههای بالا می شود؟ اگر چنین است آیا جناب وزیر در سخنان خود برای حدود 100 هزار نیروی در شرف استخدام پاسخ قانع کننده ای را ارایه نموده اند؟ در نهایت این که اگر قرار است تغییری در سیاستهای استخدامی آموزش و پرورش ایجاد گردد باید از قبل مشخص باشد نه آن که نیروهای بسیاری با هزینه های فراوان، آموزش ببینند ، آزمون های بسیاری برگزار گردد و سپس تغییر در سیاست ها بوجود آید که استخدام نمی کنیم. بی شک عدم استخدام نیروهای تعهدی، مسئله اجتماعی جدیدی را به مثابه سالهای گذشته ایجاد می نماید.  آنچه مبرهن است اینکه نباید آ.پ را درگیر مشکلات و مسایل جدیدتر نمود در حالیکه وزارت آ.پ خود با مسایل و مشکلات فراوانی درگیر است.

پیشنهاد مدارس و معلمان به مدیریت بلاگفا

       این روزها مسایل و مشکلات آموزشی در مدارس ما(خصوصاً نوع دولتی آن)، آنقدر زیاد است که شاید پرداختن به موضوعی دیگر خنده دار به نظر آید. اما موضوعی که قصد طرح آن را دارم به نوعی به همین مسئله بر می گردد. شاید تا چند سال قبل هیچکدام از ما فکر نمی کردیم که روزگاری برقراری ارتباط در فضای مجازی بدین شکل، سهل و آسان گردد و حتی وضعیت به گونه ای شود که ما با کم ترین هزینه ی ممکن، فرصت تبادل نظر و حتی طرح مباحث آموزشی را بیابیم. در واقع ظهور عرصه ی وبلاگ نویسی این فرصت را برای همه ی کسانی که تمایل به چنین شیوه ای دارند، فراهم ساخته است. در این بین معلمین نیز بی نصیب نبوده و به عنوان یکی از اولین گروههای اجتماعی قدم در این راه نهاده و از آن در راه رسیدن به اهداف آموزشی خود کمک گرفته اند. در این بین بلاگفا به خاطر ویژگی های منحصر به فرد خود بیش از سایرین، مورد توجه صدها مدرسه و هزاران معلم گرانقدر قرار گرفته است و تعداد بسیار زیاد وبلاگ های موجود خود دلیلی بر این مدعاست بی شک خدمات علیرضا شیرازی مدیر سرویس وبلاگ فارسی  در این راه کمتر از هزاران معلمی که در کلاس های ساده و بی آلایش مدارس به امر تدریس مشغولند نخواهد بود.                                             

       بی شک همه ی ما سپاسگزار خدمات ارزشمند ایشان هستیم اما شاید شما هم به این نکته مهم رسیده باشید که وبلاگ های معلمین، در بین حدود بیش از یک میلیون وبلاگ نویس در بلاگفا وضعیت پیچیده و نامعلومی دارد. بارها تصمیم گرفته ام که به نوعی بانک وبلاگ های معلمین را تشکیل دهم و تمام کسانی را که در حوزه ی آموزش و پرورش می نویسند را در یک جا جمع کنم اما زمان و فرصت این کار را به دست نیاورده ام. اکنون به نظر می رسد با توجه به اطلاعات و امکانات موجود در سیستم مدیریت بلاگفا، جناب شیرازی به خوبی می توانند در این کار کمک بزرگی  بنمایند.

        پیشنهاد می کنم تمام همکارانی که به نوعی از خدمات بلاگفا استفاده می کنند به مدیریت بلاگفا این پیشنهاد را مطرح نمایند که با توجه به افزایش روز افزون مدارس و معلمان وبلاگ نویس ضرورت دارد در قسمت موضوعات دسته بندی شده ی بلاگفا قسمتی تحت عنوان آموزش و پرورش یا معلمان و هر نام پیشنهادی دیگر، ایجاد گردد که به نظر می رسد مدت کوتاهی به بزرگترین بانک وبلاگ نویسی آموزشی در کشور تبدیل گردد .

معلمان، عوامل اجرایی انتخابات

         برگزاری انتخابات سالم از امور مهم در کشور ما به شمار می رود. در هر انتخاباتی که به صورت کشوری برگزار شود به طور متوسط 750 هزار نفر به عنوان عوامل اجرایی برگزاری انتخابات مشارکت دارند. مطابق آمار رسمی وزارت آ.پ حدود 240 هزار نفر از همکاران فرهنگی به عنوان عوامل اجرایی در انتخابات شرکت می کنند. بر اساس این آمار حدود یک سوم کل عوامل اجرایی انتخابات را معلمان تشکیل می دهند. البته این تعداد در تمام مناطق کشور یکسان نیست و در برخی استان ها و شهرها به حدود نیمی از عوامل اجرایی انتخابات نیز می رسد. این که همکاران با چه هدف و نیتی شرکت می کنند هر چند در نگاه اول به نظر روشن می رسد اما خود از نکات قابل بررسی به شمار می رود.

         مقایسه این عوامل اجرایی از نظر موقعیت فرهنگی و اجتماعی، مدرک تحصیلی، میزان و نحوه همکاری، میزان آموزش برای آشنایی با امور برگزاری و هزینه آن و... نکات ارزشمندی را برای ما روشن می سازد. در این بین نحوه ی تعامل اعضای صندوق در شهرهای بزرگی هم چون تهران نیز در نوع خود جالب توجه است خصوصاً در انتخابات دور اول مجلس، که فشار کاری بر اعضا، برای مشخص کردن منتخبین مردم دربین حدود 900 نامزد انتخاباتی خود نمود دیگری داشت.

        میزان و نحوه ی پرداخت حق الزحمه معلمان حاضر در صندوق های رای گیری از دیگر نکات قابل تأمل به شمار می رود و در کشور از شیوه یکسانی تبعیت نمی کند. در حالیکه میزان فشار کاری و فعالیت در زمان اخذ رای بسیار سنگین است اما به نظر می رسد تناسبی بین پرداخت ها و میزان کار انجام شده، در بین عوامل وجود ندارد. در حالیکه بیشتر کارمندان ادارات از پرداخت مبلغ تا 200 هزار تومان و بیشتر در یک ماه بعد از انتخابات سخن می گوید معلم توانای ما باید تا سال آینده منتظر بماند تا 40 هزار تومان حق الزحمه او را در سال آینده شاید به حساب او واریز گردد و البته این مبلغ در بسیاری از شهرستان ها کمتر از این می باشد. این درحالی است که وزارت کشور در سالی که گذشت چیزی حدود 30 میلیارد تومان بدهی خود را در مورد برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی در سال 1385 هنوز به حساب آ.پ واریز نکرده بود و همکاران ما در بسیاری از مناطق هنوز مطالبات خود را در این مورد دریافت نکرده اند این مسئله باعث تا جناب علی احمدی در ابتدای کار خود حتی سخنانی مبنی بر عدم همکاری وزارت آ.پ در برگزاری انتخابات داشته باشد هر چند مشخص نگردید که بالاخره چه شد... در نهایت این که اگر آمار یک سومی حضور معلمان(به عنوان عوامل اجرایی )را در انتخابات را بپذیریم در انتخابات فردا 6 اردیبهشت که حدود 250 هزار نفر عوامل اجرایی حضور دارند، تقریباً 80 هزار نفر از آنان همکاران فرهنگی ما هستند.

       به نظر می رسد در سطح کلان وزارتخانه معظم آ.پ باید به شکلی روشن سیاست های خود را در مورد نحوه همکاری نیروهای خود را در انتخابات، با وزارت کشور به گفتگو بگذارد. از طرف دیگر نیز به نظر می رسد از هر زاویه ای که به موضوع نگاه کنیم به نفع وزارت کشور است که  از نیروهای آ.پ استفاده نماید.

مطالبات مناسبتی

         برای معلمی که روز به روز در جامعه نحیف و نحیف تر می شود هیچ چیز از شنیدن و دیدن ده ها بار فقط خبر پرداخت مطالبات فرهنگیان در انواع رسانه گروهی، زجرآورتر نیست. در حالی که کارمندان دیگر ادارات، واژه ای به نام مطالبات را نمی شناسند و در ادبیات کاری آن ها این کلمه نامأنوس می نمایاند این موضوع در آموزش و پرورش، موجبات بی اعتمادی و دلسردی معلمان را فراهم آورده و تبعات منفی بسیاری را برای آنان در جامعه به همراه داشته است.

         اگر خاطر مبارکتان باشد در دهه فجر 1386یک بار این خبر منتشر گشت و مانور تبلیغاتی فراوانی بر پا شد و این امروز و فردا و تکذیب و تایید؛ تا آستانه انتخابات 24 اسفند ادامه یافت ولی خبری نشد که نشد و حتی خبر پرداخت عیدی فرهنگیان درپایان بهمن ماه منتشر شد که در 27 اسفند اجرایی گردید. با این تفاصیل اکنون دوم اردیبهشت نه از حقوق خبری است نه از آن مطالبات. در همین مورد اخیر، وزیر محترم در 25 فروردین چنان صحبت فرمودند که تصور بر این بود، همین فردایش چنین اتفاقی می افتد. کم کم معلوم شد تا هفته اول اردیبهشت خبری می شود بعد تا آخر هفته ی معلم شد و اکنون لیست های جدید و بررسی مجدد سازمانها و ...حکایت همچنان باقی است.

        در حالیکه چند روز دیگه دور دوم انتخابات مجلس هشتم برگزار می شود و بعد از آن هفته ی معلم را در پیش داریم از 25 فروردین همه دست به کار شدن تا این واقعه ی مهم و تاریخی که می خواهند بعد از مدت ها حاصل زحمت گروهی را پرداخت نمایند، اطلاع رسانی نمایند. با این توصیف هفته گذشته این خبر پخش گردید و معاون اول محترم رئیس جمهور در تاریخ 1387.1.31 دستور را ابلاغ نمودند و تا رسیدن به مدیریت حداقل ده روزی وقت لازم است. از سویی مطابق آمار، وزارت آ.پ سال 1386 را با 1100 میلیارد تومان کسری به پایان رساند و اکنون تنها 537 میلیارد تومان آن، قرار است پرداخت گردد بنابراین حالا حالاها قصه ی مطالبات باقی است. اکنون برای طرح مجدد و رسانه ای شدن خبر پرداخت مطالبات، تقویم را بررسی بفرمایید که در سال 1387 در چه زمان هایی و چه مناسبت هایی باید منتظر، فقط و فقط خبر پرداخت باقی باشیم. خوب است جناب احمدی نژاد عزیز و وزیر محترم، که هر چند وقت یک بار به دیدن علما در قم تشریف می برند به مسئولیت شرعی این تأخیرها توجه داشته باشند و در کنار تکرار خبر پرداخت ها، دلایل این تأخیرها را نیز بیان بفرمایند.

معضلات نظام آموزشی

      هر چند وقت یک بار خبری مانند مطلب زیر منتشر می شود و همه ی ما را متأثر می سازد . شهروز کشاورز دانشجوي دوره دکتراي شيمي، پس از يک مجادله لفظي با يکي از اساتيد دانشکده علوم پايه به سرعت با ترکيب مواد اوليه سيانور، اقدام به خودکشي کرد. متأسفانه به دليل مشکلات مالي، ايشان توانايي تهيه رساله دکتراي خود را نداشت و هنگامي که استاد وي اين مطلب را مي‌شنود، در جمع دانشجويان از او مي‌پرسد که براي چه زنده مانده و او که تهديد به خودکشي مي‌کند و در کمال ناباوري و در جلوي چشم همکلاسيان با خوردن سيانور خود را کشت.عصر روز چهارشنبه مورخ 28/1/87 این خبر تلخ در دانشگاه پيچيد. آقاي کشاورز، دانشجوي 35 ساله مقطع دکتراي شيمي دانشگاه شهيد بهشتي بود و علاوه بر تحصیل ، به تدریس در یکی از برجسته ترین دبیرستان های شهر تهران مشغول بود و چنانکه یکی از همکارانشان می گوید: روز چهار شنبه در نهایت خوشرویی و سلامتی و بدون هیچ ناراحتی در کلاس درس به تدریس پرداختند علاوه بر این همیشه به صبر و شکیبایی در مدرسه شهره بودند.
         اگرچه چنین اعمالی قابل دفاع به نظر نمی رسند و هر انسانی را ناراحت می سازد اما ریشه یابی چنین حوادثی می تواند از وقوع و گسترش چنین پدیده هایی در جامعه جلوگیری کند. اما در نگاهی گذرا مسایل و مشکلات ایشان بیش از آن که مالی به نظر برسد به مسایل روحی و روانشناختی بر می گردد چراکه همه ی ما این دوره ها را پیموده ایم و نسبت به مسایلی از این نوع آگاهیم. اما انتشار این خبر خصوصاً در بین دانش آموزان ایشان می تواند آثار مخربی را به دنبال داشته باشد.

       انگار همین چند روز قبل بود که ماجرای اتفاق متأثر کننده ساناز دختر تيزهوش اصفهاني همه ما را متحیر ساخت. چنانکه مادرش می گوید : ساناز هيچ مشکلي نداشت و حتي علامتي مبني بر افسردگي در او مشاهده نمي شد. اما او خود را از یک ساختمان چند طبقه به پایین پرتاب نمود.

        به راستی چرا چنین اتفاقاتی رخ می دهد؟ آیا ما گروه مخاطب خود را به درستی نمی شناسیم؟ آیا نظام آموزشی ما به گونه ای طراحی شده است که ما را به شناخت درستی از چنین پدیده های اجتماعی برساند؟ پس در خانواده ها چه می کنیم؟ نظام اعتقادات ما را چه شده است؟

        وقایعی از این دست به ما یادآوری می کند که رفتار و سخنان معلم، چقدر برای دانش آموز مهم و با ارزش محسوب می گردد و لزوم توجه بیشتر ما معلمان را در نوع و نحوه ی برخورد با آنان خصوصاً در دوره دبیرستان و در حضور گروه دوستان گوشزد می کند چرا که رفتار و سخنان ما می تواند سرنوشت تک تک اعضای کلاسمان را تغییر دهد. پس چقدر زیباست که همیشه ضمن رعایت احترام همه دوستان خوب مان در کلاس ، توجه و آگاهی ویژه ای به مسایل و مشکلاتشان داشته باشیم . می گویند یک معلم باید یک روانشناس خوبی هم باشد و گرنه در اداره کلاس همواره با مشکلاتی روبرو خواهد شد . آیا ما توانسته ایم در این زمینه وظیفه ی خود را در قبال دانش آموزان به خوبی انجام دهیم؟ از طرفی وزارت آ.پ برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی چه کرده و چه برنامه هایی دارد؟

      از یک سو روح و روان نسل امروز ما بسیار حساس و شکننده است و از سوی دیگر نظام آموزشی ما در تمام سطوح، خصوصاً در مدارس دولتی از توجه به این مسایل غافل مانده است و به گونه ای طراحی نشده است که متناسب با شرایط، خدمات ویژه ای را دراختیار دانش اموزان قرار دهد. شواهد نشان می دهد در بیشتر مدارس صرفاً به مسائل علمي توجه مي شود و بچه ها از کمترين امکانات مشاوره يي ، مرتبط با روح و روان شان برخوردار هستند.

    به هرحال به همان میزان که تقویت باورها و اعتقادات دینی در این دوران ضرورت می یابد . آموزش و تقویت مهارتهای زندگی از اولویت های اساسی به شمار می روند خصوصاً در جامعه ی در حال گذار ما . بنابراین در شرایط فعلی کشور، آ.پ باید موضوع مشاوره را خیلی جدی تر دنبال نماید و در هر موسسه آموزشی و مدرسه حضور مشاور زبده برای مسائل روزمره ی زندگی را در برنامه خود داشته باشد. گسترش کلاسهای آموزش خانواده ، طراحی کلاس های ضمن خدمت برای معلمان در این زمینه ، خصوصاً آموزش معاونان مدارس که بیشترین تعامل را در محیط آموزشی با دانش آموزان دارند و ... می تواند از جمله راه حل های احتمالی دیگر باشد. به نظر می رسد تا هزینه های سنگین تری بر جامعه تحمیل نشده است باید کاری کرد.