تقدیم به آن که الف آغازین را به من آموخت
نمی دانستم هیچ نمی دانستم و نمی دانستم که نمی دانم اما تو می دانستی و می توانستی و همین بس بود که دست هایم را بگیری و در کلاس مهربانی ات بنشانی و نخستین حرفها را برایم هجی کنی از آن به بعد در کلاس تو که به اندازه ی همه ی خوبی ها وسعت داشت می نشستم و از پنجره ی نگاهت آسمان را می دیدم که آرزوهایم را چون خورشیدی روشن در بر گرفته بود.
چه خوب بودی تو چه ساده ، چقدر مهربان و من در چشم هایت مهری می دیدم که بوی دامن مادر را می داد وقتی که ریحان می چید و بوی دست های پدر را وقتی خسته از راه برمی گشت وضو می گرفت در گوشه ی ایوان نماز می خواند.
آن قمری قشنگ که همیشه پشت پنجره می نشست و خبرهای خوب کلاس را برای مادر می برد ! هنوز هست . و آن کلاغ پیر که خبر چین بدی ها بود! من از کتاب چه می فهمیدم ؟! من از شعر چه می دانستم ؟! من داستان ندیده بودم ! من خاطره نچشیده بودم ! من با همه ی این ها در کلاس تو آشنا شدم و با تو در کلاس مهربانی .
یادت هست :
نوشتی : ابر باران بارید !
نوشتی : آب سیراب شدم !
نوشتی :بهار درخت ها برخاستند!
نوشتی : رود دریاها موج برداشتند!
و من فهمیدم که که دانستن آغاز توانستن است.
هنوز در خاطره ی آن روزم که هم بازی کودکی هایم شدی تا از پله های نوجوانی بالا بیایم و جوانی را به تماشا بنشینم. هنوز حرف هایت پرده ی دلم را می نوازد و صدایت در کلاس خیالم می پیچد:
" آن مرد آمد آن مرد با اسب آمد آن مرد در باران آمد"
و هنوز در جستجویم تا راه چون تو شدن را بیابم ای معلم خوبی ها ....
روزت مبارک معلم!
مدرسه قطعه ای از بهشت است که خدا به زمین بخشیده است و معلم پارچه زربفتی است با تار محبت و پود علم. معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است . این وبلاگ دل مشغولی های یک معلم دانش آموخته ی جامعه شناسی را به نمایش در می آورد که علاقه به مطالعه و کتابخوانی در حوزه ی جامعه شناسی ، ادبیات ، سخت افزار رایانه از اولویت های اصلی اش به شمار می رود البته در این وبلاگ بیشتر دغدغه های آموزشی و مسایل نظام آموزشی مطرح می شود. به امید آن که با کمک شما دوست گرامی از عهده آن بر آیم. نکته دیگر اینکه لینک وب سایت ها و وبلاگ ها در قسمت پیوندها ، به معنای تایید آنها نیست و مسئولیت تمام نوشته هایشان بر عهده ی گردانندگان آنهاست.