سرگروه آموزشی

نوشته قبلی شاید ما را به این نتیجه برساند که تمام مشکلات از ضعف ها و ناتوانی هایی است که در سرگروه وجود دارد. که اگر به چنین دریافتی رسیده باشیم به بیراهه رفته ایم. در حالیکه مشکلات را باید در جایی دیگر جستجو نمود. سیستم آن قدر مشکلات کوچک و بزرگ دارد که انگیزه را از نیروی انسانی خود گرفته است و پراختن به توسعه حرفه ای نزد اکثریت نیروها اولویت چندم می باشد . حداقل در بین نیازهای اساسی ایشان جایی نمی یابد. 

باز گلی به جمال سرگروهها 

در یک بازه زمانی اندک = کوهی از بخشنامه = برگزاری و اجرای انواع برنامه در طول سال تحصیلی و ...

در واقع انتظارات از یک سرگروه فزاینده است و زمان و انرژی و مشوق ها اندک

شاید این یکی از دلایل اساسی افت کیفیت گروههای آموزشی باشد که اگر نیک بدان پرداخته شود آن زمان این رهبران آموزشی می توانند موتور محرک کلاس درس باشند.

سرگروه آموزشی یک فرمانده آگاه و آشنا و کار بلد است که می داند نیروهای خود را چگونه هدایت نماید انتظارات و توانایی را می شناسد در برنامه نویسی ها همه را در نظر می گیرد و با آینده نگری به خوبی می داند منطقه ، استان و گروه درسی خود را به کدام سمت می برد . این ناخدای کشتی توانایی عبور کشتی از دریای مواج را دارد . اوست که باید مسیر را مشخص کند پشتیبانی کند. 

حال اگر همه ابزار او را بگیریم و در محدودیت های بسیار رهایش سازیم چه انتظاری می توان داشت.

خدا کند طبق سند تحول بنیادین نوشته شده مقام سرگروه به پژوهشگری ارتقا یابد اعتبار یابد تا زمینه هدایت و جهت دهی مناسبی برای کلاس های درس فراهم گردد.

 

 

گروه های آموزشی

همانطور که همه دوستان اطلاع دارند از سال آینده تا حدود 10 سال آینده ( به طور جدی در 5 سال آینده ) آ.پ با پیک خروجی نیروهای معلم مواجه است . به شکلی که در 5 سال آینده حدود 350 هزار معلم بازنشسته می شوند. از سویی در سال آینده چون نظام 6-3-3 در پایه دوازدهم اجرایی می شود کمبود معلم به شکل جدی تری ملموس خواهد شد . به شکلی که در ادارات مناطق، جلسات متعددی برای کاهش مشکلات آن برگزار شده و می شود.

یکی از راهکارهای موجود استفاده از ظرفیت تمام معلم های موجود در این وزارتخانه است و از جمله قسمتهایی که می توان از نیروی کیفی آن استفاده نمود گروههای آموزشی می باشد.

شاید لازم باشد در سال آینده از سرگروههای اموزشی درخواست نمود تا به کلاس درس بروند .

در این صورت گروههای آموزشی تعطیل خواهد شد.

به نظر شما اگر گروههای آموزشی تعطیل شود چه اتفاقی رخ می دهد؟

چقدر در آموزش کیفیت آموزش معلمان افت شاهد خواهیم بود؟

توان علمی معلمان چقدر کاهش می یابد؟

سطح علمی شاگردان چقدر کاهش می یابد؟

اصلاً چه چیزی ضرورت وجود گروههای آموزشی را ناگزیر ساخته بود؟ 

به هر حال معلمانی که به شکل حرفه ای کار خود را دنبال می کنند . پاسخ این سوالات را روشن و دقیق می دانند .

اما بد نیست مسئولین محترم بازخورد پژوهش های موجود در این زمینه را اعلام نمایند .( به وپژه وضعیت گروههای آموزشی را در ده سال اخیر )

باور کنید ما معلم ها غریبه نیستیم.

 

سامانه انتصاب مدیران

فکر می کنید عمر مفید یک طرح در آ.پ چقدر است ؟

یک شبانه روز یک ماه ، دو ماه ، یک سال 

تا رفتن یک مدیر 

تا عوض شدن یک وزیر 

تا کسب نتیجه مطلوب 

همیشه است

 

مدیونید اگر فکر کنید می خواهم شما را سر کار بگذارم

راستی شما چند طرح خوب در آ.پ می شناسید که ماندگار شده ، روز به روز چابک تر شده ، پویاتر شده ، سیستم را سبک تر ساخته است 

خب اکنون می خواهم به یکی از طرح های نو شکوفا شده امسال بپردازم:

اگر خاطر مبارکتون باشه سالها قبل( از سال 76 تا 83 ) قرار بود معلمان کشور با رای مستقیم خود، مدیر مدرسه خودشون رو انتخاب کنند .( چقدر رویایی ) هر چند این طرح هیچ وقت اجرایی نشد اما خاطره خوش اون هیچ وقت فراموش شدنی نیست که ما ما معلم ها در دوره ای اون قدر پیشرفت کرده بودیم ، اون قدر خوش به حالمان شده بود که اختیار امور مدرسه رو خودمون با مشارکت فعالین حاضر در مدرسه ، بدون اعمال نظر جایی دیگر اداره کنیم. 

این طرح زودتر از اون چیزی که فکرش رو بکنید فراموش شد اون هم چه فراموشیه 

دیگه اصلاً کسی یادش نمی یاد

اما حالا بعد از مدتها بر اساس طرحی از دفتر متوسطه اول وزارتخانه آ.پ ؛ انتخاب و انتصاب مدیران که تاکنون با نظر شورای معاونین ادارات مناطق انجام می شد . قرار است فرایند طولانی تری را طی کند.

حالا متقاضیان باید در سامانه ثبت نام کنند ، امتحان بدهند ، چند بار مصاحبه شوند ، حراست و گزینش نظر بدهند ف شورای معاونین مناطق و دوایر مختلف ادارات نظر بدهند و ... در ادامه اگر مشکلی نبود این عزیزان به عنوان مدیران آینده مدارس انتخاب شوند. 

و چه با کلاس ...

اکنون زمان طرح این پرسش است که کدام یک از مدیران ستادی وزرات خانه آموزش و پرورش، کدامیک از مدیران میانی ، مسئولین قسمتهای مختلف آن ، 

کدامیک یک از مدیران کل استان ها  و معاونین ادارات کل ، مدیران و کارشناسان مسئول ادارات کل 

برای انتخابشان در چنین فرایندی شرکت کرده اند ؟! 

اما طبق آمار اکنون 11 هزار معلم متقاضی مدیریت مدارس در این سامانه ثبت نام کرده اند و متقاضی خدمت بیشتر و فعالیت بیشتر هستند !!!

و آغاز راه سختی را در پیش گرفته اند که بیشترین امتیاز آن کما فی سابق با نظر ادارات آ.پ تعیین می گردد و این وسط یک امتحان ، تبلیغات عجیب و غریب مسئولین آ.پ ( که چنین  است و چنان است ) ما چنین کرده ایم و چنان کرده ایم ...

خسته نباشید عزیزان جان که باری بر دوش معلم نهادید و فرصتی برای آزمایش و خطای جدیدتان با نام معلم فراهم ساختید.

اما یک پیشنهاد 

اگر نامش آزمون است باید بیشتر بار امتیازی آن در آزمون آشکار شود 

نه این شما هر کس را که دلت خواست در مرحله دوم مدیر انتخاب کنی 

پس این همه تاکید بر آزمون داشتن برای چیست ؟

بهتر است نام این طرح " انتصاب مدیران با شرایط سخت تر " نهاده شود تا وجه شایسته سالاری آن کاسته شود .

هر چند عمر چنین طرح هایی خود مشخص است 

مگر اینکه عیوب آن بر طرف گردد.

 

نکته آخر :

راستش را بخواهید مشتاقان خدمت در کشور ما بسیارند و همه هم می خواهند مدیر باشند ( و این خود قصه دیگری است )

 

منابع آزمون اعزام به خارج فرهنگیان 1397

 

دانلود منابع آزمون اعزام به خارج فرهنگیان سال 1397

 

 

 

 

اندر حکایت مسئول پژوهش

حکایت حضور در جلسات آ.پ حکایت غریبی است و من همیشه ترجیح می دهم در کلاس درس باشم تا در این جلسات شرکت کنم. تاخیر در برگزاری اصل شایع بیشتر این جلسات و خروجی حداقلی ماحصل بیشتر این جلسات. امروز ناخواسته در مراسمی شرکت کردم که که چنین ماهیتی داشت. مسئول پژوهش که سخنران ویژه مراسم بود سخنان پراکنده و باری به هر جهت ایشان نشان داد که آمده است فقط سخنران رانی کند . نشان داد که اشرافی بر حوزه فعالیت خود ندارد و از قضا این صندلی نصیب او شده است. 

چه رازها که ایشان بر ملا نکرد و چه ابهام ها که بر برطرف ننمود اما مگر می شود "پیش غازی و معلق بازی" . سرور گرامی یکی از دلایل عدم پیشرفت آ.پ همین است که در کاری که تخصص نداری وارد شوی. به شما توصیه می کنم اندکی نهج البلاغه بخوانید و ببینید حضرت امیر ( ع ) چه می گویند.

حالا بماند جالبتر برای من آن قسمتش بود که این مسئول محترم نتایج پژوهش حقیر را بدون ذکر منبع به خورد جمعیت داد و رفت. ( مدتی قبل ما از روی همکاری پژوهشمان را در اختیار این مسئول پژوهش قرار دادیم اما غافل از این که ایشان ... البته اسنادش موجود است) البته ایرادی هم ندارد اما ذکر منبع از واجبات است چیزی  که در پژوهش اصل مهمی به شمار می رود خب وقتی این چنین فردی مسئول شود که خود راه را نمی شناسد مسیر را آگاه نیست چه انتظاری می رود 

ای کاش در آخر جلسه یکی پیدا می شد و می پرسید

در کلاس درس می ماندید بهتر بود یا این جلسه مفید تر؟!