اندر حکایت مسئول پژوهش
حکایت حضور در جلسات آ.پ حکایت غریبی است و من همیشه ترجیح می دهم در کلاس درس باشم تا در این جلسات شرکت کنم. تاخیر در برگزاری اصل شایع بیشتر این جلسات و خروجی حداقلی ماحصل بیشتر این جلسات. امروز ناخواسته در مراسمی شرکت کردم که که چنین ماهیتی داشت. مسئول پژوهش که سخنران ویژه مراسم بود سخنان پراکنده و باری به هر جهت ایشان نشان داد که آمده است فقط سخنران رانی کند . نشان داد که اشرافی بر حوزه فعالیت خود ندارد و از قضا این صندلی نصیب او شده است.
چه رازها که ایشان بر ملا نکرد و چه ابهام ها که بر برطرف ننمود اما مگر می شود "پیش غازی و معلق بازی" . سرور گرامی یکی از دلایل عدم پیشرفت آ.پ همین است که در کاری که تخصص نداری وارد شوی. به شما توصیه می کنم اندکی نهج البلاغه بخوانید و ببینید حضرت امیر ( ع ) چه می گویند.
حالا بماند جالبتر برای من آن قسمتش بود که این مسئول محترم نتایج پژوهش حقیر را بدون ذکر منبع به خورد جمعیت داد و رفت. ( مدتی قبل ما از روی همکاری پژوهشمان را در اختیار این مسئول پژوهش قرار دادیم اما غافل از این که ایشان ... البته اسنادش موجود است) البته ایرادی هم ندارد اما ذکر منبع از واجبات است چیزی که در پژوهش اصل مهمی به شمار می رود خب وقتی این چنین فردی مسئول شود که خود راه را نمی شناسد مسیر را آگاه نیست چه انتظاری می رود
ای کاش در آخر جلسه یکی پیدا می شد و می پرسید
در کلاس درس می ماندید بهتر بود یا این جلسه مفید تر؟!
مدرسه قطعه ای از بهشت است که خدا به زمین بخشیده است و معلم پارچه زربفتی است با تار محبت و پود علم. معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است . این وبلاگ دل مشغولی های یک معلم دانش آموخته ی جامعه شناسی را به نمایش در می آورد که علاقه به مطالعه و کتابخوانی در حوزه ی جامعه شناسی ، ادبیات ، سخت افزار رایانه از اولویت های اصلی اش به شمار می رود البته در این وبلاگ بیشتر دغدغه های آموزشی و مسایل نظام آموزشی مطرح می شود. به امید آن که با کمک شما دوست گرامی از عهده آن بر آیم. نکته دیگر اینکه لینک وب سایت ها و وبلاگ ها در قسمت پیوندها ، به معنای تایید آنها نیست و مسئولیت تمام نوشته هایشان بر عهده ی گردانندگان آنهاست.