آسیب شناسی
بر مبنای شواهد و بر اساس تجربه زیسته،
آنچه بیش از هر چیز به مدارس خارج از کشوز ضربه می زند،
انتصاب مدیرانی است که حداقل های لازم را ندارند.
بر مبنای شواهد و بر اساس تجربه زیسته،
آنچه بیش از هر چیز به مدارس خارج از کشوز ضربه می زند،
انتصاب مدیرانی است که حداقل های لازم را ندارند.
حتی اگر حاکمیت به قول مارکس می خواهد با "آموزش و پرورش به دنبال راهی برای تحمیل ایدئولوژی مسلط خود بر جامعه" باشد،باز هم ما نیازمند ساختاری هستیم که سیستم آموزش وپرورش را از بحران فعلی بیرون بیاورد. بحران وساختار کنونی آموزش وپرورش جزء اینکه بحران جدیدی را در خود می زاید هیچ نیازی از جامعه را پاسخ نمی دهد و دور از ذهن نیست اگر فردای امروز آماری منتشر شود که نیمی از دانش آموزان ایرانی به حداقل تواناییهای سواد نرسیده اند.
تشکر از آقای علی پورسلیمان
که این مطلب را در صدای معلم منتشر نمودند.
الان قریب یک هفته هست که شبکه آموزش از قرق «موسسات آموزش بیزارکنِ تست زن با شومن های معلم نما» رهایی پیدا کرده و فضا در اختیار «معلمان رسمی و کلاس دیده آموزش و پرورش» قرار گرفته است. خب این یکی از اتفاقات مبارکی است که بلای ترسناک کرونا به ارمغان آورده است.
بنده می بینم در برخی گروهها همکاران درباره نحوه تدریس معلمان در شبکه آموزش صحبت می کنند، نقد به معنای سازنده آن ارائه می کنند ؛ لازم دانستم به عنوان یک معلم بیننده ، نکاتی را در این زمینه مطرح نمایم.
1- این نقد و بررسی ها و گفت و گوهای معلمان به شناخت بیشتر و پیشرفت حرفه ای معلمان منجر می شود و جای تحسین دارد با شرط آن که نقادان از جاده انصاف خارج نشوند. در واقع در کنار کارکرد آشکار این برنامه که آموزش به دانش آموزان کشور است می توان به کارکرد پنهان تدریس این گروه از معلمان در برنامه فرصت برابر اشاره نمود که همان آموزش نحوه تدریس یک درس به معلمان کشور هم می باشد. اگر بپذیریم معلمان منتخب ،آموزشِ استانداری را ارائه می دهند. این خیلی جالب هست و کمک می کند تا معلمان بتواند شناخت بهتری از جایگاه خودشان در تدریس دست یابند ( که تدریس ایشان با تدریس ارایه شده چقدر فاصله دارد) ؛ در واقع این برنامه های آموزش یک نوع نود معلمی است که به معلمان کشور کمک می نماید در فرصت موجود به شیوۀ کار خود بیندیشند.
2- نکته مهمی که باید بدان توجه نمود آن است که همه بدانند این اقدام در راستای یک کار فوری و اضطراری اجرایی شده است و چیزی نبوده که از قبل برایش پیش بینی هایی صورت گرفته باشد؟ که چه کسی بیاید ؟ از کجا تا کجا بگوید ؟ چه جوری بگوید؟ اینها جایی مکتوب نشده است و در یک اقدام جهادی از سوی وزارتخانه آموزش و پرورش و صدا و سیما اجرایی شده است.
3- دیگر آنکه همکاری که به عنوان مدرس انتخاب می شود و تدریس را بر عهده می گیرد باید به چند سوال پاسخ بدهد:الان ما معلمان در یک هفته گذشته چقدر تولید محتوی الکترونیکی داشته ایم؟ دانش آموزانمان ، در درس ما چه مقدار پیشرفت داشته اند؟ مگر در حداقل 10 سال اخیر شعار مدارس هوشمند نداده ایم؟ آن معلمان هوشمند کجا هستند؟
- مدرس محترم بداند مخاطب چه کسانی هستند؟
- هدف از این زمان 20 دقیقه تدریس چیست؟
- انتظارات چه کسانی در چه حدی باید برآورده شود؟
مخاطب دانش آموزان هستند. کدام دانش آموزان؟ همه دانش آموزان کشور با همه گویش ها از دختر و پسر از مدارس پرتوان، کم توان و ناتوان از نابینا و ناشنوا و ... تدریس باید به گونه ای باشد که شامل همه دانش آموزان کشور بشود و هر چه این تدریس بتواند گروه گسترده تری را با خود همراه سازد موفق تر خواهد بود.
در پاسخ به نکته دوم باید گفت که هدف و مبنا تدریس کتاب درسی است. در 20 دقیقه معلم باید آن قدر مهارت داشته باشد که یک درس یا قسمتی از یک درس با ذکر صفحات مشخص را تدریس نماید یعنی دانش آموزان بدانند در این 20 دقیقه این صفحات برایشان تدریس شده است. بر آن موضوع تمرکز نمایند تمرین کنند .

و باید انتظارات دانش آموزان برآورده بشود در حد معقول و معمول و نه معلمان و نه خانواده ها . انتظار کار خارق العاده از یک معلم نداشته باشیم مثلاً وظیفه اصلی این همکاران محترم ما، علاقه مندسازی دانش آموزان نیست هر چند که اگر لحاظ شود بسیار عالی است. یا وظیفه ایشان هیجان دادن به روند آموزش نیست اگر ایشان بتواند ذهن دانش آموزان را با مطالب درسی پیوند بزند و درگیر نماید و به فکر وادارد چالش علمی بسازد. قطعاً موفق بوده است و به اهداف آن موضوع تدریس دست یافته است.
4- این زمان در نظر گرفته شده برای جبران تعطیلات ناخواسته است که به آموزش رسمی درس جامه عمل بپوشد و دانش آموزان درس کتاب را بفهمند نه نکات را ، نه تست را و نه یک قسمت کوچک از یک درس را بلکه همه یک درس را.
5- نکته دیگر اگر قرار است از معلمان متفاوت در تدریس یک پایه استفاده شود، پیوستگی تدریس استمرار داشته باشد که معلمینی که در شبکه حضور می یابند ادامه درس معلم قبلی را ارائه نمایند.
6- نکته بسیار مهم در ارائه این آموزش ها ان است که آموزش و پرورش بخواهد که دانش آموزان عزیز، والدین گرامی ، تدریس ها را شوخی نگیرند، این تدریس ها به منزلۀ تدریس رسمی در کلاس درس است و معلمین می توانند در اولین جلسه ورود به کلاس ( بعد از بازگشایی مدارس ) از این مباحث ارزشیابی نمایند. مگر می شود که ساعت ها برنامه با بودجه بیت المال تهیه شود و بدون بازخورد بماند و معلمین دوباره مجبور شوند همین مطالب را دوباره تدریس و تکرار نمایند.
در واقع آن الزام از سوی نهاد رسمی که آموزش و پرورش باشد دیده نمی شود. آموزش و پرورش باید فرایندی را تعریف نماید که این تدریس ها را وارد فرایند ارزشیابی معلمان کلاس کند در آن صورت این آموزش ها و آموزش هایی که از طریق شبکه های استانی صدا و سیما در حال پیگیری است به شکل جدی تری دنبال خواهد شد.

7- در پایان به نکته مهم دیگری اشاره می کنم . الان ما معلمان در یک هفته گذشته چقدر تولید محتوی الکترونیکی داشته ایم؟ دانش آموزانمان ، در درس ما چه مقدار پیشرفت داشته اند؟ مگر در حداقل 10 سال اخیر شعار مدارس هوشمند نداده ایم؟ آن معلمان هوشمند کجا هستند؟ ما الان در بین سال تحصیلی با بحران ناخواسته تعطیلی مدارس روبه رو شده ایم. تولید محتوا ها چقدر است؟ از چه نوعی است ؟ چقدر دانش آموزان را همراه خود ساخته است؟ راستش این چند روز از چند همکار از چند مدرسه غیر انتفاعی هوشمند تهران خبر دارم که چند فایل صوتی تدارک دیده اند! چند نفر هم در کانال خود فایل صوتی گذاشته اند با فایل ویدئویی از اینترنت و ... . همین. آن معلمان هوشمند ما شد یک فایل صوتی . به کسی برنخورد می خواهم بگویم شعار دادیم. خوب عمل نکردیم. زیرساخت را مناسب تدارک ندیدیم. در شرایط بحرانی آموزش با هزار اما و اگر مواجهه شده است. فقط می توانم آرزو نمایم که این برنامه ها، فرصت بیشتر و بهتری را برای تفکر و اندیشیدن و البته عمل جدی و سریع به ویژه برای معلمان جوان و پر انرژی فراهم نماید تا معلمان عزیز از تکنولوژی های جدید در آموزش بیشتر از قبل استفاده نمایند.
8- و به نظر من باید به همه این عزیزان مدرس دست مریزاد گفت در حالی که ما در خانه نشستیم این بزرگواران مشکلات را پذیرفتند و وظایف ما را هم برعهده گرفتند.
من به سهم خودم از این عزیزان تشکر می کنم. از معاونت آموزش وزارتخانه آموزش و پرورش و از شبکه سیما کمال تقدیر و تشکر را دارم.
یه مدیرکل عوض می شه
یه مدیر پژوهشی رو عوض می کنه
کل موضوعات پژوهشی تغییر می کنه
تاثیر فناوری های نوین از جمله موبایل و اینترنت بر دانش آموزان،
تاثیر کنکور سراسری بر انحراف برنامه درسی اجرا شده در دوره دوم متوسطه،
موانع تحقق تبصره 75 در مدارس فنی و حرفه ای،
ارتقای فرهنگ سازمانی در مدارس،
تفاوت نگاه ها در سطوح آموزشی، پرورشی و پژوهشی در مدارس،
راهکارهای کاربست یافته های پژوهشی برای حل مسائل آموزشی و تربیتی،
وضعیت درس تفکر و پژوهش و جلوگیری از حافظه محوری در تعلیم و تربیت
از جمله موضوعاتی هست که بارها و بارها مطرح شده و می شود باز هم خواهد شد و این داستان ادامه دارد.
✳️۲۱ نکته ای که مدیر یادگیری باید بداند
۱. در دنیای جدید معلم رفته و مدیریادگیری جای آن نشسسته است. (معلمی به معنای انتقال یکطرفه و منفعلانه اطلاعات و متکلم وحده جای خود را به مدیریت یادگیری به معنای چرخش فعال و منتقدانه و پرسش محور اندیشه).
۲. مدیر یادگیری بیش از گفتن باید بشنود.
۳. مدیر یادگیری پرسش محور مباحث را پیش می برد. خود می پرسد و مدام مقدمات پرسشهای قدرتمند را فراهم می کند.
۴. مدیر یادگیری دانش آموز را ظرف اطلاعات نمی بیند و او را ابژه نمی کند.
۵. مدیر یادگیری در مدیریت یاددهی-یادگیری پیش از هر چیز به دنبال خلق شوق و نشاط است.
۶. مدیر یادگیری با دانش اموز هم اندیشی می کند و از او می آموزد و به پرسش هایش بها می دهد و پرسشگر و پرسشگری را ارج می نهد و بر صدر می نشاند.
۷. مدیر یادگیری هم به زبان دانش اموز بها می دهد و هم به زبان بدنش توجه دارد و خود هم هر دو زبان خویش را برای مدیریت یادگیری بکار می گیرد.
۸. مدیر یادگیری از چشمان دانش اموز پیامهای زیادی دریافت می کند؛ پیامهایی مبنی بر تلقی به قبول شدن یا پذیرفته نشدن! پیامهای هشدار دهنده درباره جذاب و مفید نبودن درس یا نفهمیدن ان یا پیامهای امیدوار کننده و همه این پیامها در جهت گیری های بعدی مدیر یادگیری نقش دارد.
۹.مدیر یادگیری، شعار دارد و شعارش بسته به اینکه دانش آموزش چه کسانی اند و در چه مدرسه و منطقه ای اموزش می دهد متفاوت است.
۱۰. مدیر یادگیری برای تحقق شعارش برنامه دارد.
۱۱. مدیر یادگیری هم زیاد "نمی دانم" را به کار می برد و هم تلاش میکند این جمله باشکوه در ذهن و زبان دانش آموز نقش بندد. تا به رسمیت بشناسند مرز جهالت و دانایی را.
۱۲. مدیر یادگیری سعی می کند مسئولانه از بازتولید و تکثیر ضرب المثل ها و تعابیر ضد توسعه جلوگیری کند؛ تعابیری مثل " دیواری کوتاهتر از من نیست که.." ؛ " مشکل خودته"؛ "به من چه؟"؛ "فکر خودت باش که..(با دلالت فقط به فکر خود باش)"....
۱۳.مدیریادگیری در راستای تحقق پایدار و حداکثر نواوری به تفاوتهای دانش اموزان توجه دارد و آن را به رسمیت می شناسد.
۱۴. مدیر یادگیری، عقل کل نیست و نه در برابر دانش آموزان که در کنار و همراه آنهاست.
۱۵. مدیر یادگیری، صرفا به مغز و عقل دانش اموز نظر ندارد بلکه افزون بر ساحت ذهن به عواطف، هیجانات، احساسات، خیال، و بالاخره همه ساحات وجودی و کنش های او توجه دارد.
۱۶. مدیر یادگیری تکلیف نمی دهد بلکه حاصل شوق دانش آموز را بطور داوطلبانه در قاب پژوهش و پرسش و پرسشگری به نظاره می نشیند.
۱۷.مدیر یادگیری زندگی کردن را با دانش اموز زندگی می کند و در دل این زندگی ریاضی و علوم و.. آموزش می دهد.
۱۸. مدیر یادگیری اموزش را به و مدرسه و مدرسه را به کلاس تقلیل نمی دهد بلکه محیط آموزشی برای او بزرگتر از کلاس و مدرسه است.
۱۹. مدیر یادگیری چراغ عقل را روشن نگه می دارد تا راه دین به درستی و در ریل بصیرت و به دور از افراطی گری پیموده شود و حیات طیبه را در حیات دینی جستجو می کند و عطش این حیات را در دانش اموز خلق می کند.
۲۰. مدیر یادگیری دانش آموز را عضوی از خانواده خود می داند و چونان مادر دانش اموز را می پروراند و لحظه لحظه نگران و پیگیر رشد دانایی اوست.
۲۱. مدیر یادگیری در کنار مشروعیت دغدغه مقبولیت هم دارد؛ مشروعیتش را مدرک و گواهی هایش و از همه مهمتر دانش و تخصص و مهارتش تامین میکند اما مقبولیتش گره خورده به: جذابیتش، تکنیک های بروزش، پیگیری و هدایت یادگیری، شنیدن و گفتگو، لبخندهای امیدبخشش، دلسوزیش، تصمیم های موقعیت محور او.
از ما خواستهاید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعاتمان را از مدرسه بیان کنیم. دوستتر داشتم بهجای پرکردن آن فرم، خواستههایم را در نامهای برایتان بنویسم:
از پسرم کار بخواهید. چون او را هتل نمیآورم، به اولین سال دبیرستان میفرستم. اجازه دهید بریدههای کاغذ و تراشههای چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع کند. به بابای مدرسه بگویید مدیون من است اگر بهجای پسرم چیزی را جارو کند. کاش ماهی یکبار از بچهها بخواهید شیشهها را تمیز کنند، خاک نیمکتهای کلاسشان را بگیرند. به پسرم نوبت دهید تا درختها و گلدانهای مدرسه را آب دهد و برگهای زردشان را بگیرد.
کاش صبحانه را در مدرسه بخورند و از پسرم بخواهید سفره پهن کند، چای دم کند، نان خرد کند و آخرش هم بههمراه بچههای دیگر جمع کنند و بشویند.
ای کاش همین اول سال قلممو و رنگ و اسپری دهید تا کلاسشان را خودشان رنگآمیزی کنند. روی دیوارهایش به سلیقه روزآمدشان چیزهایی بنویسند، خطهایی بیندازند. شاید نشانی از فیلمها، انیمیشنها، فوتبالیستها و ترانههایی که دوست دارند بر دیوار بیفتد و دیوار کلاس، پنجره رهایی باشد.
بیشتر سرویسهای بهداشتی عمومی کشور ما بهداشتی نیستند! هر کاری لازم است بکنید تا پسرم و همه بچهها سرویسهای مدرسه را مثل سرویس خانههایشان نگه دارند.
از پسرم بخواهید شما را نقد کند، رفتار و برنامههای دبیران و مشاوران و معاونان را. نترسد از گفتن. توبیخ نشود از فکر کردن. از او بخواهید برای حرفهایش دلیل بیاورد و تا قانع نشد دست نکشد. از مدرسه شما توقع دارم گفتوگو سکه رایج باشد. رفتارهای پسرم را هم ارزیابی کنید و بخواهید در فضای امن گفتوگوی همکلاسیها از دوستانش راهحلهای کارآمد بگیرد. این کار موثرتر از تذکر و توبیخ دبیران است.
لطفا به دبیران مدرسه بگویید جواب سوالهای پسرم را ندهند. هر وقت سوال پرسید، کمکش کنند تا خودش دنبال پاسخ بگردد.
بعد از صبحگاه و قبل از شروع اولین زنگ، پنج دقیقه را اختصاص دهید تا هر کسی در مدرسه است کتاب بخواند. از خود شما گرفته تا تک به تک عوامل اجرایی و دبیران و دانشآموزان، کسی با کسی صحبت نکند و هرکس کتابی که دوست دارد بخواند. مدرسه بشود یک کتابخانه بزرگ. کتابهای درسی نشوند همه دنیایش. دنیایش را بزرگ کنید.
از پسرم بخواهید داستان بنویسد، شعر بگوید، مقاله بنویسد. بخواهید برای پژوهش فیلم بسازد، عکس بیندازد. برود در آزمایشگاه خطر کند. به او بگویید پژوهش فقط در کتابخانه نیست. برود وسط شهر جستجو کند، سؤال بتراشد. از پسرم بخواهید در کارگاه با چوب و فلز و چکش و اره وسیله بسازد، اختراع کند. از آنها بخواهید اپلیکیشن بازی طراحی کنند، انیمیشن تولید کنند.
در بوفه مدرسه پسرم را دخالت دهید تا در کنار مسئول بزرگسال بوفه شیوه کاسبی را یاد بگیرد، حساب و کتاب و طرز برخورد با مشتری را. بگذارید خوراکیها را در قفسه بچیند. بار خالی کند و بعد کارتونها و مقواها را در سطل مخصوص بازیافتیها بیندازد.
هنگام مراسم نماز یا صبحگاه فضایی شکل نگیرد که به زور و با خوابآلودگی، پسر ۱۳ ساله با خدا مناجات کند. لحظاتی را شکل دهید که وقتی پسرم با خدا خلوت میکند بداند که خدا نزدیکترین است و ارتباط قلبی او با خدا برای خودش تعالی میآورد نه اینکه دل مدیر و مربی پرورشی را راضی کند و کارت امتیاز بگیرد. به او و بچههای دیگر اجازه دهید نیایشهایی را که به زبان خودشان نوشتهاند بخوانند. نیایشهای ساده که خواستههای واقعی خودشاناند و با صداقت هستند.
از معلمهایتان بخواهید قوانین کلاسها را تنهایی وضع نکنند. از بچهها کمک بگیرند و با هم قانون بگذارند. چون این قوانین را بچهها باید اجرا کنند.
به پسرم حالی کنید بهجای آنکه از ضعف و نمره کم همکلاسیهایش خوشحال شود، احساس بد کند. کاری کنید تا بهجای احساس کمبود از نمره پایین خودش از کمکنکردن به دوستانش شرمنده باشد.
از پسرم نخواهید در همه درسها و مهارتها نفر اول باشد. راستش او هم مثل بقیه بچهها در خیلی کارها کماستعداد است. به او بگویید همه آدمها برای همه کارها ساخته نشدهاند، راه خودت را پیدا کن.
مدیر محترم، به پسرم اجازه دهید اشتباه کند، خراب کند، گند بزند. بگذارید بارها ویران کند و بسازد. اشتباهکردن را امتیاز بدهید. بگویید فقط یک اشتباه نابخشودنی وجود دارد و آن هم هیچ کاری نکردن و بالتبع اشتباه نکردن است.
✍️ علیاکبر زینالعابدین
سرکار آرانی از دانشآموختگان دانشگاههای شهید بهشتی و تربیت مدرس است که در سال ١٣٧٨ دکتری تخصصی خود را در رشته آموزش تطبیقی و بینالملل از دانشگاه ناگویای ژاپن گرفت.
روزنامه همشهری با ایشان گفتگویی را انجام داده است که در ادامه با هم می خوانیم .
"سرپرست وزارت آموزشوپرورش بیان کرد: توسعه ارزشهای دینی، آزادسازی منابع عظیم درون آموزشوپرورش، توسعه مشارکتها، ارتقای مدام منزلت، معیشت و صلاحیت معلمان، کنترل و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، ارتقای مدیریت آموزشگاهی با تأکید بر مدرسه محوری از اقدامات مهمی است که باید در دستور کار داشته باشیم."
دکتر سیدجواد حسینی با توجه به شناختی که از مدیریت ایشان در استان خراسان دارم، مجموعه سخنان و اقدامات ایشان در مدت کوتاه سرپرستی وزارتخانه، آن قدر توانمندی دارد که بتواند نیروی جدیدی ، نگاه نویی و انگیزه بیشتری در آموزش و پرورش ایجاد کند؛ به شرط آن که از ایشان حمایت مالی شود .
این روزها مدیران گذشته وزارتخانه حرف های زیادی برای گفتن دارند ، برای من عجیب است که این دوستان تا حالا کجا بودند و این شجاعت لازم را چرا در موقع خودش خرج نکرده اند . نوشته زیر به قلم آقای مرتضی نظری است که دلیل برکناری خود را توضیح می دهند و مطالب جدیدی از عزل و نصب ها بیان می دارند.
این روزهاجناب آقای عمادی تجربیات خود را مکتوب در اختیار دیگران قرار می دهند . به هر جهت تجربیات ارزشمند یک مدیر ستادی می تواند از اوضاع و احوال درون وزارتخانه کدهایی را برای همه آشکار سازد . در جدیدترین نوشته ایشان نحوۀ انتصاب مدیران استانی مطرح شده است . بد نیست این تجربه را با هم بخوانیم.
شاید برای شما هم سوال باشد که مدیران آموزش و پروش چگونه انتخاب می شوند؟ اگه این موضوع ذهن شما را به خود مشغول داشته است . این تجربه را بخوانید...
این مطلب رو با نام آقای عبدالرسول عمادی خوندم به نظرم حال روز این روزهای آموزش و پرورش رو خوب توصیف می کنه:
✍️ #عبدالرسول_عمادی
▪️آقای دکتر سید جواد حسینی به سرپرستی وزارت آموزش و پرورش منصوب شدند. آقای دکتر حسینی سوابق دانشی و تجربی ارزنده ای دارند و امیدوارم که سرپرستی ایشان منتهی به وزارت شود.
▪️ آموزش و پرورش در ایران امروز همه چیز دارد جز دو چیز: اعتبارات کافی و اختیارات مکفی.
در ادوار گذشته مدیران آموزش و پرورش به تدریج در هر دو این حوزه ها عقب نشینی کرده اند تا به وضع فعلی رسیده ایم.
▪️از نظر اعتبارات هر ساله سهم آموزش و پرورش از درآمدهای دولت کم و کمتر شده است و وزرا هم قاتق کرده اند و با همین کم ساخته اند و به توزیع فقر در آموزش و پرورش مشغول بوده اند.
بودجه سالانه این بزرگترین دستگاه اجرایی کشور نه بر مبنای نیازهای واقعی آن بلکه بر مبنای بودجه مصوب سال قبل تنظیم می شود بودجه غیر واقعی مصوب سال قبل را مبنا می گیرند و درصد افزایش سالانه را بر آن اعمال می کنند و بودجه سال جدید را به دست می آورند بدون این که نگاهی به نیازها و حتی عملکرد بودجه ای سال قبل داشته باشند.
▪️مثلا اگر بودجه مصوب سال قبل بیست هزار میلیارد تومان بوده و در اجرا به دلیل کسری بودجه عملکرد سال قبل به سی هزار میلیارد تومان بالغ شده و هنوز هم بسیاری مطالبات پرداخت نشده و به تعویق افتاده است در سال بعد ده درصد افزایش سالانه را به بودجه مصوب سال قبل اعمال می کنند و بودجه مصوب سال بعد می شود بیست و دو هزار میلیارد تومان.
▪️در حالی که سال قبل با تامین بخشی از کسری ها و رساندن بودجه به سی هزار میلیارد هم نیازها برطرف نشده و دیون و مطالباتی باقی مانده است چطور می توان سال بعد را با بیست و دو هزار میلیارد تومان اداره کرد.
▪️واقعیت این است که این کسری شدید و اینچشم بندی در نظام بودجه ریزی آموزش و پرورش به حدی مدیران این دستگاه را درگیر تامین حقوق و حداقل های پرداخت ها می کند که دیگر نه تنها این مدیران یادشان می رود که حقوق معلمان از نصف حقوق بقیه کارمندان دولت هم کمتر است بلکه دیگر تمام ارمانشان می شود همینکه اینچندرغاز حقوق را هر ماه بتوانند بپردازند و وقتی حقوق پرداخت می شود برای خودشان هورا می کشند و احساس موفقیت می کنند.اگر یک سال بودجه آموزش و پرورش با پافشاری وزیر بر مبنای عملکرد بودجه ای سال قبل بسته شود بودجه قدری واقعی می شود و وزیر می تواند به این فکر کند که چگونه می شود حقوق معلمان را افزایش هم داد و یا چگونه می توان از فرصت های قانونی برای بهبود پرداخت ها و افزایش دریافتی شاغلان بخش آموزش عمومی کشور استفاده کرد.
▪️فاصله موجود میان پرداختها در دو حوزه آموزش عالی و آموزش و پرورش باعث فرار نیرو ها از سمت آموزش و پرورش به سوی آموزش عالی می شود و مبنای توسعه علمی آموزشی کشور که مدرسه است رها شده و ویران باقی می ماند.
نگاه کنید به فشار نیرو ها در آموزش و پرورش برای رفتنبه دانشگاه فرهنگیان.
پس از پایان دوره آقای احمدی نژاد مدیران وزارت آموزش و پرورش که در معرض تغییر بودند همه به دانشگاه فرهنگیان رفتند و تمامظرفیت های آنجا را اشغال کردند چوندریافتی یک عضو غیر هیات علمی یعنی یککارمند عادی در وزارت علوم از یک دبیر هم تراز علمی و سنواتی نزدیک به دوبرابر بیشتر است
وقتی که آقای خاتمی از مرحوم مهندس علاقه مندان خواسته بود که وزیر آموزش و پرورش بشود آقای علاقه مندان شروطی را برای پذیرش اینمسئولیت معین کرده بود و از جمله اینکه قبل از آمدن من به اینمسئولیت حقوق معلمان را دو برابر کنید و رئیس جمهور گفته بود که شما بیایید هر چه داریم روی میز می گذاریم و با هم می خوریم! و آقای مهندس علاقه مندان همنیامده بود. او هیچگاه وزیر نشد اما نام هیچ وزیری بر ساختمانهای آموزش وپرورش حکنشده و نام مهندس علاقه مندان هست.از دیگر چیزهایی که در آموزش و پرورش سابقا بوده و حالا نیست اختیارات است.
واقعیت این است که در ادوار مختلف وزیران آموزش و پرورش برای اینکه به طول دوره وزارت اضافه کنند از عرض اختیارات وزیر کمکرده اند.
شهریار شاعر بزرگتبریزی می گوید:
مهرش افزود که از ماه رخش کاسته بود
هر چه از ماه رخش کاسته به مهرش افزود.این دوستان عزیز برای این که سوال و استیضاح را رد کنند و چهار صباحی بیشتر وزیر بمانند از اختیارات خود صرف نظر کرده اند .گاهی که برخی از وزرا با رای بالا در مجلس به وزارت می رسند باید فهمید که اینها آموزش و پرورش را پیش فروش هم کرده اند!
اختیارات آموزش و پرورش به ویژه در موضوع انتخاب مدیران مدتهاست که واگذار شده است.
▪️کمتر وزیری هست که بتواند مدیرکل استانی را بر مبنای ویژگی های حرفه ای مدیران انتخاب کند و مجبور است انواع ملاحظات را در کار وارد کند و چون خشت اول را کج بنا می نهد تا ثریا دیوار کج بالا می رود.آموزش و پرورش به وزیرانی احتیاج دارد که با شجاعت و تدبیر به مرور این دو حوزه را در آموزش و پرورش احیا کنند.
" />
" />- تطابق با نیازهای روز و تغییر در برنامهها شرط لازم برای ماندگاری آموزشوپرورش
- مدرسه باید خود را با نیازهای روز دانش آموزان تطبیق دهد.
-لزوم عملیاتیکردن مطالعات چهل سال گذشته در حوزه آموزش و پرورش
- ما نباید به مدرسه از بالا دستور دهیم و مدرسه را به یک موجود کر و لنگ و کور تبدیل کنیم. مدرسه باید روی پای خود بایستد و از ابتکار و خلاقیت خود استفاده کند. در همین زمینه دستور دادهام که از این به بعد بخشنامهها فقط باید با امضای وزیر و امضای مدیرکل به مدرسه ارسال شود.»
- در گام اول بر نظارت، تشویق و تقدیر مدیر مدرسه سرمایهگذاری کنید و کلید عبور از همه موانع مدیر مدرسه است که باید کاربلد، امیدوار، متکی و خلاق باشد و ظرفیتها را بشناسد، در آن صورت است که میتواند بسیاری از مشکلات را حل کند.
.
.
.
حرف های بالا رو وزیر آپ در" همایش ملی برنامه ویژه مدرسه " به عنوان اصلی ترین راهکار بیان داشته اند.
در چهل سال گذشته هزاران طرح و برنامه جور واجور در آپ اجرا شده و داریم دور خودمون می چرخیم. در مدتی که گذشته مرجعیت مدرسه ( نهاد آموزشی ) و معلم( کارگزار آموزشی ) را به رسانه های جایگزین واگذار کردیم. سر آخر هم رسیدیم به یک اصل موضوعه بسیار بدیهی به نام مدیر مدرسه.
|
«اینکه گردن زرافه چندمتر است و هزارپا چند پا دارد چه ربطی به نظام آموزش و پرورش عمومی دارد که ما بچهها را وادار میکنیم آن را حفظ کنند. ما باید نوع تفکر و پیدا کردن روشهای علمی برای حل مسائل را با بچهها تمرین کنیم.» |
سیدمحمد بطحایی، در همایش بزرگداشت روز ملی پژوهش که امروز در باغ موزه دفاع مقدس برگزار شد، گفت: «مدرسه به عنوان محور اصلی در تحول، در حوزه پژوهشی نیز باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. اگر دامنه اثر پژوهشهای انجام شده به فضای مدرسه کشیده نشود و مدرسه از این پژوهشها بیگانه باشد، اتفاق جدیدی در این حوزه نمیافتد.»
بطحایی محور اصلی در توجه به پژوهش در حوزه آموزش و پرورش را مدرسه دانست و گفت: «پیام اصلی روز پژوهش در آموزش و پرورش این است که مدرسه ما باید تبدیل به یک سازمان پژوهنده و معلم ما به یک پژوهشگر و دانشآموز ما به یک پژوهنده تبدیل شود. تا زمانی که به این مهم نرسیم هیج تحولی در آموزش و پرورش رخ نمیدهد.»
او ادامه داد: «روشهای تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش باید با پژوهش عجین شود.» وزیر آموزش و پرورش به پیشینه حوزه پژوهشی در حوزه تعلیم و تربیت در چهل سال گذشته اشاره کرد و گفت: «یکی از مهمترین دلایلی که نتوانستیم تا به امروز جایگاه پژوهش را در نظام آموزش و پرورش محکم کنیم این است که مدرسه به عنوان مخاطب اصلی پژوهشها نادیده گرفته شده است. متاسفانه ارتباط مراکز پژوهشی و علمی با مدارس قطع شده است.»
او ادامه داد: «متاسفانه ما در آموزش و پرورش بنا به دلایلی دیواری به دور مدرسه کشیدهایم و اجازه ورود صاحبنظران و حوزههای علمی و تخصصی به مدرسه را نمیدهیم و در طرف مقابل هم این است که آنها نیز نگاهی بالا به پایین نسبت به آموزش و پرورش و مدرسه دارند و این تلقی را به وجود میآورند که ما هیچ تخصصی در حوزه تعلیم و تربیت نداریم.»
بطحایی پژوهشهای انجام شده در دانشکدههای علوم تربیتی و مراکز علمی را با فضای مدرسه بیگانه دانست و گفت: «این پژوهشها مانند دانههای غبار در فضا پراکنده شده و آنجایی که قرار است این دانهها جمع شوند و در اصلاح نظام تعلیم و تربیت تاثیرگذار باشند، این اتفاق نمیافتد که علت اصلی آن بیگانه بودن حوزههای پژوهشی و علمی با مدرسه و اقتضائات آن است. امروز روشهای تعلیم و تربیت در مدرسه ۷۰سال از روشهای نوین عقب است.»
وزیر آموزش و پرورش کار اصلی سازمان پژوهش در آموزش و پرورش را برقراری پل ارتباطی با پژوهشهای انجام گرفته در مراکز علمی و پژوهشی دانست و گفت: «اولویت اصلی سازمان پژوهش نباید انجام پژوهش باشد و باید پل ارتباطی با مراکز علمی و پژوهشی باشد. ما در پژوهشگاه آموزش و پرورش ۴۰عضو هیات علمی داریم که زبان گفتوگو با اعضای هیات علمی مراجع علمی را بلد هستند و میتوانند نقش پل ارتباطی را به خوبی ایفا کنند.»
وزیر آموزش و پرورش به بحث تکالیف دانشآموزان اشاره کرد و گفت: «ماموریت اصلی نظام تعلیم و تربیت عمومی این است که بچهها به جای پاسخ دادن بتوانند سوال طرح کردن را یاد بگیرند. رویکردهای پژوهشی ما باید به سمتی برود که نظم تفکر در یافتن مسائل را با بچهها تمرین و آن را تقویت کند. منبع
حرف ها درسته و البته قشنگه
آقای وزیر الان همه بلدند حرف های زیبا بزنن و مهم اینه جنابعالی در موقعیتی که قرار گرفتید ، با نگاه سیاسگذاری که دارید چقدر مدارس را به این سمت و سو سوق می دهید.
یادمون باشه که
دوصد گفته چون نیم کردار نیست.
تحقیقات علمی
برای سال ها بررسی مکانیزم آثار تشویق در محافل علمی و آموزشی مطرح بوده است. در یکی از جامع ترین این تحقیقات دانشگاه استنفورد آمریکا، تعدادی از دانش آموزان را در سانفرانسیسکو مورد بررسی قرار داد. در این آزمایش شرکت کنندگان به سه گروه تقسیم شدند و برای هر کدام روش متفاوتی در تشویق برای حل مساله در نظر گرفته شد.
گروه اول با جمله "آفرین، خیلی باهوش هستید" مورد تشویق قرار گرفتند.
برای گروه دوم از جمله "آفرین، راه حل درست را انتخاب کردید" استفاده شد.
گروه سوم نیز به خاطر تلاش شان مورد تشویق قرار گرفتند. در گروه سوم حتی اگر راه حل درست نبود هم به آنها گفته شده: "آفرین، تلاش خود را انجام داده اید".
بعد از بیان توضیحات یکی از دانش آموزان از روی کنجکاوی ف یکی از دقیق ترین سوالات رو پرسید :
" آقا این ها که گفتید آخرش که چی بشه "
معاون محترم نگاه خاصی به اون دانش اموز نمودند
و توضیحاتی ارایه نمودند.
اما به واقع آن دانش آموز دقیق ترین و درست ترین سوال رو پرسیده بود.
شاید نیاز باشه کمی موضوع مشارکت دانش آموزان رو بعد از فرایند برگزاری این انتخابات درون مدرسه ای بررسی کنیم. موضوعی که در بین هزاران مشکل موجود آ.پ کم رنگ و گم شده است.