نوشته قبلی شاید ما را به این نتیجه برساند که تمام مشکلات از ضعف ها و ناتوانی هایی است که در سرگروه وجود دارد. که اگر به چنین دریافتی رسیده باشیم به بیراهه رفته ایم. در حالیکه مشکلات را باید در جایی دیگر جستجو نمود. سیستم آن قدر مشکلات کوچک و بزرگ دارد که انگیزه را از نیروی انسانی خود گرفته است و پراختن به توسعه حرفه ای نزد اکثریت نیروها اولویت چندم می باشد . حداقل در بین نیازهای اساسی ایشان جایی نمی یابد. 

باز گلی به جمال سرگروهها 

در یک بازه زمانی اندک = کوهی از بخشنامه = برگزاری و اجرای انواع برنامه در طول سال تحصیلی و ...

در واقع انتظارات از یک سرگروه فزاینده است و زمان و انرژی و مشوق ها اندک

شاید این یکی از دلایل اساسی افت کیفیت گروههای آموزشی باشد که اگر نیک بدان پرداخته شود آن زمان این رهبران آموزشی می توانند موتور محرک کلاس درس باشند.

سرگروه آموزشی یک فرمانده آگاه و آشنا و کار بلد است که می داند نیروهای خود را چگونه هدایت نماید انتظارات و توانایی را می شناسد در برنامه نویسی ها همه را در نظر می گیرد و با آینده نگری به خوبی می داند منطقه ، استان و گروه درسی خود را به کدام سمت می برد . این ناخدای کشتی توانایی عبور کشتی از دریای مواج را دارد . اوست که باید مسیر را مشخص کند پشتیبانی کند. 

حال اگر همه ابزار او را بگیریم و در محدودیت های بسیار رهایش سازیم چه انتظاری می توان داشت.

خدا کند طبق سند تحول بنیادین نوشته شده مقام سرگروه به پژوهشگری ارتقا یابد اعتبار یابد تا زمینه هدایت و جهت دهی مناسبی برای کلاس های درس فراهم گردد.