داستانک ۷

       بررسی و تعیین میزان ارتباط آثار پژوهشی معلمان با آ.پ ؛ خود حکایت غریبی در آ.پ است . هیئت بررسی آثار در هر منطقه آ.پ وجود دارد . این بزرگواران در بسیاری موارد یک نفر می باشند و دانای کل علوم. نظارت بر کار این عزیران دایم المنصوب ؛ از عهده ی معلمان کم سواد و بی اطلاع خارج است .  نمی دانم گذر شما به این معبر افتاده است یا نه ... به هر جهت .


       مقاله پژوهشی معلم ، پیرامون مسایل آ.پ بعد از یک سال پژوهش ؛ در کنفرانس بین المللی پذیرفته و ارایه گردید و در کتاب مجموعه مقالات چاپ شد . معلم مقاله خود را به هیئت بررسی آثار آپ ارایه نمود و هیئت مذکور ۲۵/۰ امتیاز اختصاص داد .

 

کتاب درسی دخترانه-پسرانه

     اگرچه موضوع تغییر کتاب های درسی بر اساس جنسیت از سوی وزیر آ.پ منتفی اعلام شده است . فعلاً جناب وزیر اعلام نمودند که کتاب های درسی تغییر می کند ، اما این تغییر بر اساس جنسیت دختر و پسر نخواهد بود.

 اما بررسی سابقه ی طرح این موضوع در گذشته(عوامل ، کارگزاران و مسئولینی که چنین برداشتی را مطرح نموده اند) نشان می دهد پایه ریزی طرح چنین موضوعی ریشه در نوع خاصی از تفکر تعلیم و تربیتی دارد که باعث شده تا در دو سال گذشته این موضوع شکل گیرد ، بدان پرداخته شود و مدت ها افکار عمومی را سرگرم خود نماید طرح این موضوع  بازخوردهای  انتقادی فراوانی از سوی کارشناسان ، محققان ، اندیشمندان ، ... حتی مردم کوچه و بازار، به همراه داشته بطوریکه ادبیات انتقادی زیادی را فراهم نموده است. در این بین ، برخی با حالت طنز به موضوع اشاره کرده اند از جمله این طنزپزدازان رضا رفیع است در ادامه نوشته ی ایشان را با هم می خوانیم :

            تغيير کتاب‌هاي درسي چيز بدي نيست. بد اين است که بد تغيير کند. مخصوصاً الآن که بحث حذف مقطع راهنمايي پيش آمده و قرار است که يک سال به دورة دبستان اضافه شود تا مثل چهل سال پيش بشود شش سال. يرجع کلّ شيئ الي اصله!....بچه‌هاي ما ثابت کرده‌اند که نياز به راهنمايي ندارند. يکي از مطالبي که اخيراً وزير محترم آموزش و پرورش مطرح کرده و شديداً با استقبال تمام خانواده‌ها ـ اعم از خرد و کلان ـ و همسايگان آنها مواجه شده و همه معتقدند که با اين کار، کل مشکلات سيستم آموزشي کشور و معضلات مربوط به دانش‌آموزان و معلمان از بيخ و بن حل و فصل مي‌شود؛ جدا شدن کتاب‌هاي دبستاني دختران و پسران از سن 9 سالگي است.

از فرمايشات خود ما:‏

‏بگو به بلبل شيدا ز گل جدا گردد              ‏‏که باغ را سر اجراي طرح تفکيک است‏

اين طرح به نظر ما خيلي خوب است و از تجربيات 110 کشور هم استفاده شده است. فلذا با عنايت به اين محکم کاري و تجربه 110 کشور، پيشنهاد مي‌کنيم که طرح مذکور هرچه سريع‌تر در دورة پيش دبستاني و مهد کودک‌ها هم به مرحلة اجرا گذاشته شود. حالا که زحمت کشيديم و فلک را سقف بشکافتيم و همچين طرح نوي را در انداختيم؛ حيف است که فقط به مرحلة دبستان اکتفا کنيم. همه بايد مستفيض شوند. مگر فقط بچه‌هاي دبستان دل دارند. اين طرح احتمالاً عميق‌تر از اين حرفهاست که يک آدم بي خبر و سطحي بيني مثل ما (که از بدقضا انحراف بيني هم دارد) بتواند في المجلس به عمق و ژرفاي آن پي ببرد.‏

تخيل و تصور: در يک تصور عاميانه و عجولانه شايد بتوان تفکيک کتاب‌هاي دبستاني دختران و پسران ــ مثلاً در مورد کتاب فارسي اين مقطع ــ را به چند شکل مثالي زير در ذهن خود به طور مصداقي جا انداخت. اميدوارم کسي از جا در نرود.

 کتاب فارسي دبستاني پسرانه:‏

ادامه نوشته

چقدر قدر ناشناسیم ؟

         دانش آموز که بودم دبیر ادبیات ما در دبیرستان دکتر علی شریعتی؛ آقای جوادی( که یادش به خیر باد ) بسیار از دکتر سخن می گفت . به گونه ای که ما شیفته ی توان علمی استاد شده بودیم . در کمال ناباوری امروز شنیدم که استاد بزرگ جناب دکتر خسرو فرشیدورد در گوشه تنهایی با ما وداع کردند. از شمار دو چشم یک تن کم   وز شمار خرد هزاران بیش درگذشت این استاد استادان زبان و ادبیات فارسی را تسلیت عرض می کنم.

فصل فاصله نوشت :  در نهایت تاسف ، با خبر شدیم که استاد بزرگ زبان و ادبیات فارسی و یکی از مفاخر فرهنگی این روزگار ، یعنی  دکتر خسرو فرشیدورد ، ده روز قبل در گوشه تنهایی و بیماری در "سرای سالمندان نیکان" به دیار باقی شتافته اند. متاسفانه تا زمان نگارش این پست ، هیچ خبری در مورد درگذشت این استاد بی بدیل  منتشر نشده است!

دکتر میر خسرو فرشیدورد از استادان پیشکسوت گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و دارای شهرت  علمی جهانی وتحقیقات گسترده ودیدگاههای ویژه در عرصهّ دستور زبان بود.مقالات و کتابهای  فراوان و بسیار ارجمندی در حوزه دستور زبان فارسی و زبان شناسی و نقد و تحقیقات ادبی از آن استاد درگذشته برجای مانده است.

دکتر فرشید ورد به زبان و شعر فارسی عشق و غیرت فراوان داشت. این شعر قدیمی که از مشهورترین سروده های استاد نیز هست به خوبی محبت خالصانه او را به ایران و فرهنگ این سرزمین نشان می دهد:

این خانه قشنگ است ولی خانهّ من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست

آن کشور نو، آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست

در دامن بحر خزر و ساحل گیلان  
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست

در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافهّ آهوی ختن نیست

آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانهّ من نیست

آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست
دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست

من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست

هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست

پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست

هر چند که سرسبز بوَد دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست

این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست

این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانهّ من نیست

داستانک۶ (بعضی از دانش آموزهای امروزی و خانواده ها)

دانش آموزان هر کلاس از جهت تلاش و کوشش علمی، می توان به سه گروه پر تلاش ، در حد متوسط و کم تلاش تقسیم نمود.

شواهد بسیاری معلم را به این نتیجه رسانده بود که دانش آموز...با توجه به درس نخواندن ، انجام ندادن تکالیف (نوشتن تکالیف توسط خانواده)، غیبت های مکرر، ناتوانی در همراهی با کلاس در نوشتن و خواندن ، و...در نهایت کسب نمرات پایین درجلسات پیاپی ، ... در گروه سوم قرار دارد اما معلم با این وجود تمام تلاش خود را برای ارتقای او انجام می داد . از طرفی آقای ...از معلمین مهربان ، اما جدی مدرسه بود.

 در جلسات مراقبت امتحانی توسط خانواده ی دانش آموز شایعه شد که دانش آموز... از معلم ... می ترسد و نمی تواند اطلاعات خود را بر روی کاغذ بیاورد . این موضوع توسط خانواده بین معلمان دیگر مکرر گفته شد. 

 در اقدامی ابتکاری و برای آشکار شدن موضوع ، معلم با هماهنگی مدیر مدرسه ،  از والدین دانش آموز خواست تا در کنار او بنشیند بدون این که در فرایند امتحان خللی وارد شود.

 نتیجه چیزی جز عذرخواهی والدین از معلم نبود.

معرفی کتاب و نقد کتاب ناسازه های گفتمانی مدرسه: تحلیلی از زندگی روزمره دانش آموزی

          در واقع کل دستگاه عریض و طویل آموزش و پرورش نه بر نهادینه کردن فلان یا بهمان ارزشها بلکه صرفا بر عبو موفق از مرزهای امتحان متمرکز شده است.

         جالبترین بخش این بحث آنجاست که رضایی مطرح می کند حتی این گفتمان موفقیت به" مناسک موفقیت نمایی" تنزل می یابد. بر اساس این مناسک، مدارس مختلف برای موفق نشان دادن خود از طریق نمره دانش آموزان به دستکاری  لیست نمرات و کارنامه های دانش آموزان می پردازند.

        به طور خلاصه رضایی ناسازه های گفتمان موفقیت تحصیلی را در مناسک موفقت نمایی، خلا استراتژی های تحصیلی و خودزنی معلمان می داند. خودزنی معلمان به نگرش معلمان به مرتبه و منزلت شغلی خود اشاره دارد.

          « تقریبا این عقیده ای مشترک در میان دانش آموزان است که معلمان آنها دو رفتار را دائما تکرار می کنند. اول آنکه بارها به این مسئله اشاره می کنند که آنها طی دوران تحصیل خود افرادی درس خوان و ساعی بوده اند. دوم اینکه معلمان آنها با صراحت، معلمی را شغلی کم درآمد و پایین توصیف می کنند. »(ص 191)

     این مطالب نقدی است از دکتر کاظمی بر کتاب ناسازه های گفتمانی مدرسه: تحلیلی از زندگی روزمره دانش آموزی، نوشته دکتر رضایی، انتشارات جامعه و فرهنگ،1387 که در ادامه آنرا با هم مرور می کنیم :

همچنین گفتگوی با نویسنده با عنوان : هژمونی مدرسه در دیالوگی با محمد رضایی، تابع الزامات مدیرمدرسه از آقای امین بزرگیان

خواندن این کتاب را به همه معلمان ، دست اندرکاران تعلیم و تربیت و پژوهشگران علاقمند توصیه می کنم.

ادامه نوشته

آیا تعصب مقدس در روابط عمومی مناسبتی، سبب احیای مرجعیت اجتماعی آ.پ می شود؟

        در یک سیستم پویا و زنده ، روابط عمومی قلب و مرکز سازمان است در واقع محور تمام فعالیت ها حول روابط عمومی آن می چرخد. در این سیستم تصمیمات از پایین به بالا گرفته می شود و کارکنان رده ی پایین که خود درگیر کار هستند ، نقش اساسی را در اخذ تصمیمات دارند و پیشنهادات کار گشا و اجرایی را ارایه می نمایند. در این مجموعه با محوریت روابط عمومی ، مدیران نقش هماهنگ سازی را دارند و به واقع کمتر تصمیمی در اتاق های دربسته برای اجرا گرفته می شود و زمان در جلسات پیاپی و فراوان و عمدتاً بی حاصل ، نمی گذرد . از آنجا که کارکنان در تصمیم سازی دخیل اند ؛ نهایت تلاش خود را برای تعالی مجموع انجام می دهند.

        جناب حاجی بابایی با درک این فرایند و برای کنترل مجموعه و کسب اطلاعات دقیق و به موقع از سراسر مناطق آ.پ کشور در اولین قدم ، مسئولین روابط عمومی ا.پ را دور هم جمع نمود تا با انان به گفتگو بنشیند. ایشان در بیان ویژگی های روابط عمومی در آ.پ از مفاهیمی های چون : اقتدار، اخلاق گرا ، تسلط بر وقایع و تحلیل درست آن ، اطلاع رسانی کامل و به موقع ،راه اندازای سامانه ی اطلاع رسانی و ... استفاده نمودند . اگرچه به نظر می رسد جناب وزیر در برخی موارد نگاهی آرمانگرایانه داشته اند اما به واقع صحیح است که روابط عمومي آينه تمام نماي آموزش و پرورش است و آموزش و پرورش نياز به نگاه و تحول بنيادين دارد.

            ما روابط عمومی را در آ.پ با نصب پارچه در جلوی اداره در برخی مناسبت ها می شناسیم اگر چیزی غیر از این است بفرمایید؟! مسئول روابط عمومی در مناطق کوچک ، نزدیک ترین فرد در کنار ریاست اداره و در نهایت مشاور و یاور اوست . روابط عمومی کارش در نهایت چاپ چند صفحه اخبار زمان گذشته است که این اخبار گرانبها نیز دیر به دست مخاطبان خود یعنی معلمان می رسد و البته کسی هم نگران نیست چون معلمان نیز کمتر نگاهی به این مطالب نمی اندازند که این دست امور کمتر جایگاهی در بین معلمان دارند در این بین دیدگاه غالب ان است که بیشتر تبلیغ مسئولین گرامی است با هزینه های بیت المال. نمونه : نشریه نگاه در وزارتخانه، ماهنامه یا دوهفته نامه های سازمان های آ.پ و گاهنامه های مناطق و ...

       در این گونه روابط عمومی معلمان غریبه اند . تصمیمات اداره ، رازهای آن است که دیگران کمتر باید از آن آگاه باشند. اخبار دیر و یا اصلاً به گوش کارکنان نمی رسد. مدیران آسمانی و کارکنان زمینی محسوب می شوند و شفافیت کمتر به چشم می خورد. مشکل اصلی ما در این بخش مانند تمام بخش های آ.پ تخصص است و بس . به راستی در آ.پ چند درصد از مسئولین روابط عمومی در این بخش تحصیل نموده و تخصص این کار را دارند؟ یک مسئول روابط عمومی باید چه توانایی هایی در حوزه آ.پ داشته باشد؟ فرایند انتخاب او چگونه است؟ آیا کلاس های ضمن خدمت توانسته کارکنان این بخش را به روز و مطلع نماید؟

       در دنیایی که در هر ثانیه هزاران خبر گزارش می شود ما اخبار آموزشی را یا نمی شنویم و یا کمتر می شنویم آن هم از رسانه هایی غیر از رسانه آ.پ. در حالیکه سخن از کشف قاره ششم یعنی اینترنت می شود. بسیار عجیب است بسیاری از همکاران ما در این بخش هنوز کار با رایانه را نمی دانند . سایت های وابسته به وزارت آ.پ بسیار دیر به روز شده و در بسیاری از سازمان ها این مهم کمتر و در بیشتر مناطق که اصلاً خبری نیست. جالب است خودتان بررسی نمایند تا موضوع بیشتر روشن شود( این مطلب را با پنج سال بررسی این موضوع مطرح می نمایم که دوره شکل گیری این فعالیت ها در آ.پ است). بسیاری از صفحات وب خالی است و فقط عنوانی را شامل می شود... در این بخش نیز معلمان گویا جلوتر از مجموعه یخ بسته اداری هستند به گونه ای که روز به روز شاهد شکوفایی بیشتر وبلاگ های آموزشی و اطلاع رسانی معلمان هستیم.

                 در حالی که گفته می شود وظایف مسئولین روابط عمومی عبارت است از : توجه جدي به افكار تمام كاركنان، ارائه مشاوره‌هاي مؤثر به مديران آ.پ، حفاظت از حريم آ.پ در مقابل جو‌سازي‌‌ها، تهديدها و دروغ پردازي‌ها، خروج روابط عمومي از موضع انفعالي به فعال، ايجاد حسن رابطه بين كاركنان، مشاوران و مديران آ.پ، تنظيم برنامه مدون و ساليانه، انعكاس انتقادات و اخبار به صورت شفاف و عدم مميزي كردن آن به‌ مسئولان، تدوين نظام ارتباطي منسجم، تبليغي شفاف و روشن، سازماندهي خبري آ.پ، تقويت ارزش‌ها و ويژگي‌هاي مطلوب انساني، هم‌دردي‌ها با خانواده‌ها ، تهيه و تنظيم منشور اخلاقي روابط عمومي، همكاري فعال و مستمر با مطبوعات و رسانه‌ها ، برگزاری جلسات داخلي بين كاركنان و مديران از وظايف و از خصوصيات روابط عمومي پوياست. چه میزان به این امور عمل نموده ایم؟ 

 آقای وزیر به راستی این تعصب مقدس را کجا باید جستجو کرد؟ 

       مقاله :  ويژگيهاي‌ كارشناسي‌ روابط عمومي‌ و همچنين‌ روابط عمومي‌ داخلي

 

ادامه نوشته