چقدر قدر ناشناسیم ؟
دانش آموز که بودم دبیر ادبیات ما در دبیرستان دکتر علی شریعتی؛ آقای جوادی( که یادش به خیر باد ) بسیار از دکتر سخن می گفت . به گونه ای که ما شیفته ی توان علمی استاد شده بودیم . در کمال ناباوری امروز شنیدم که استاد بزرگ جناب دکتر خسرو فرشیدورد در گوشه تنهایی با ما وداع کردند. از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش درگذشت این استاد استادان زبان و ادبیات فارسی را تسلیت عرض می کنم.
فصل فاصله نوشت : در نهایت تاسف ، با خبر شدیم که استاد بزرگ زبان و ادبیات فارسی و یکی از مفاخر فرهنگی این روزگار ، یعنی دکتر خسرو فرشیدورد ، ده روز قبل در گوشه تنهایی و بیماری در "سرای سالمندان نیکان" به دیار باقی شتافته اند. متاسفانه تا زمان نگارش این پست ، هیچ خبری در مورد درگذشت این استاد بی بدیل منتشر نشده است!
دکتر میر خسرو فرشیدورد از استادان پیشکسوت گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و دارای شهرت علمی جهانی وتحقیقات گسترده ودیدگاههای ویژه در عرصهّ دستور زبان بود.مقالات و کتابهای فراوان و بسیار ارجمندی در حوزه دستور زبان فارسی و زبان شناسی و نقد و تحقیقات ادبی از آن استاد درگذشته برجای مانده است.
دکتر فرشید ورد به زبان و شعر فارسی عشق و غیرت فراوان داشت. این شعر قدیمی که از مشهورترین سروده های استاد نیز هست به خوبی محبت خالصانه او را به ایران و فرهنگ این سرزمین نشان می دهد:
این خانه قشنگ است ولی خانهّ من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو، آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافهّ آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانهّ من نیست
آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست
دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بوَد دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانهّ من نیست
مدرسه قطعه ای از بهشت است که خدا به زمین بخشیده است و معلم پارچه زربفتی است با تار محبت و پود علم. معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است . این وبلاگ دل مشغولی های یک معلم دانش آموخته ی جامعه شناسی را به نمایش در می آورد که علاقه به مطالعه و کتابخوانی در حوزه ی جامعه شناسی ، ادبیات ، سخت افزار رایانه از اولویت های اصلی اش به شمار می رود البته در این وبلاگ بیشتر دغدغه های آموزشی و مسایل نظام آموزشی مطرح می شود. به امید آن که با کمک شما دوست گرامی از عهده آن بر آیم. نکته دیگر اینکه لینک وب سایت ها و وبلاگ ها در قسمت پیوندها ، به معنای تایید آنها نیست و مسئولیت تمام نوشته هایشان بر عهده ی گردانندگان آنهاست.