هفته پژوهش مبارک باد اما...

بدون پژوهش تصمیم گیری نکنیم 

      سالی دیگر ، آذرماه دیگری و هفته پژوهشی جدید به اتمام خود نزدیک شده است  و آموزش و پرورش در گرامی داشت این ایام مبارک ، روز ملی پژوهش خود را برگزار نمود. هر چند وزیر با تاخیر و عذر موجه به محل همایش آمد اما سخنان کلی و عمومی ایشان ، نشان داد که به نظر نمی رسد برای تعمیم و گسترش این فرخنده کار در بین تمام معلمان جز این تقدیر در هفته پژوهش راهکار دیگری موجود باشد. ایشان سخن از تقدیر از چندین گروه معلم همچون معلم مولف ، نوآور، نمونه، پزوهشگر و ... نمود اما نگفت که : سیاست راهبردی ، مشخص ،منسجم و مدون آموزش و پرورش برای تعمیم و گسترش پژوهش بین همه معلمان چیست؟ چرا هزاران پژوهش انجام شده بدون کاربست در بایگانی ها خاک می خورند؟ و ...  

ادامه نوشته

عید سعید غدیر خم گرامی باد

 باده بده ساقیا ولی ز خم غدیر

چنگ بزن مطربا ولی به یاد امیر

جایگاه خلاقیت در آموزش و پرورش

  روز دوشنبه بیش از همیشه برای من عجیب بود شاید ویژگی روز عرفه بود تا من خودم را بهتر بشناسم .

     در گوشه ای از نمایشگاه آقای حسن عباسی می آبادی معلم دبستان صبر قلعه علی مرادخواه منطقه ثامن همدان را دیدم. معلم یکی از دورافتاده ترین روستاهای کشور . و شگفت آن که او برای معرفی نوآوری خود به تهران و آن هم مرکز پژوهش های شهرداری تهران آمده است .پیرمرد با شور حال خاصی مشغول توضیح و بیان نوآوری خود در آموزش است . صفای دل و سادگی در بیانش هویداست و با جان و دل و حرارت خاصی سخن می گوید که بر دل می نشیند. چند تن از مدیران شهری اطراف او را گرفته اند

ادامه نوشته

کی می دونه ما چند نفریم ؟

     امروزه مبنای بیشتر کنش های روزمره و تصمیم گیری های ما در زندگی، علم آمار است و استفاده از آمار در زندگی ما به شکل انکار ناپذیری بیش از گذشته ضرورت یافته است. اهمیت آمار در نظام آموزشی ما دوچندان است بر این مبنا در ابتدای هر سال تحصیلی مدیران تمام مدارس ایران، آمار تعداد دانش آموزان و کارکنان خود را به مدیریت ها ارسال می نمایند و این سلسله مراتب در سازمانها تا وزارتخانه ادامه دارد. بنابراین مشخصات و تعداد دانش آموزان و معلمان ، کلاس ها ، مدارس ، نواحی و مناطق آموزشی حتی در دورترین مناطق کشور مشخص ، مدون و موجود است . با این وجود در مورد آمار تعداد معلمان شاغل در آموزش و پرورش اطلاعات درستی اعلام نشده است بنابر اعلام آقای علی احمدی در تاریخ 25/6/1387 در حال حاضر آمار رسمی کلیه کارکنان آموزش و پرورش یک میلیون و 250 هزار نفر می باشد، که این تعداد شامل تمام کارکنان آموزش و پرورش از جمله معلمان است. اما بمب خبری زمانی منتشر شد که وزیرآموزش و پرورش تعداد معلمان حق التدریسی را نیم میلیون نیروی حق التدریسی به ریاست جمهوری اعلام نمود.

ادامه نوشته

نگاه

       غرفه نگاه (نشریه داخلی وزارت آموزش و پرورش) در نمایشگاه مطبوعات یکی از سردترین و بی روح ترین غرفه ها در این نمایشگاه بود که این میزان استقبال اندک ، به خوبی وضعیت و جایگاه آن را در بین جامعه علمی معلمان نشان می داد. ای کاش آنجا بودید و دفتر بازدید را اندکی ورق می زدید و از اوضاع و احوال پریشان یادداشت ها ، پی به حال و روز آموزش و پرورش می بردید.

         با این وجود نشریه ای که اغلب دیر به مدرسه می رسد. اخبارش سوخته است. بیشتر مطالبش خالی از جذابیت و صرفاً خشک و نظری است و برخی از معلمان آنرا نمی شناسند. با توجه به هزینه ی گزافی که برای چاپ و نشر آن صرف می شود آیا توانسته مخاطب آموزشی را به خود جلب نماید؟ به نظر شما آیا نمی شود وضعیت موجود را تغییر داد ؟ ای کاش قسمتی از آمار و ارقام قشنگی که در هفته پژوهش پیرامون اقدام پژوهی در آ.پ اعلام می شود ، به این امر اختصاص می یافت که چگونه خلاقیت و نوآوری را کاربردی تر نماییم؟ چگونه از منابع موجود به بهترین شکل استفاده کنیم؟ اصلاً چگونه  از روزمرگی خارج شویم و چگونه می شود جایگاه نشریه نگاه را در بین معلمان ترمیم نمود ؟ بر محبوبیت و جذابیت آن افزود ؟  

       شاید به نظر برسد همکاران ما در وزارتخانه ، صرفاً برای رفع تکلیف این نشریه را منتشر می کنند ؟ اما در وزارتخانه ای که حتی یک ریال می تواند صرف تهیه یک بخاری مناسب برای مدرسه ای در یک نقطه دور افتاده باشد تا حوادث تاسف برانگیزی را شاهد نباشیم ، یا صرف جذب یک دانش آموز بازمانده از تحصیل باشد، یا ... آیا این کار توجیه شرعی و عقلی دارد؟ آیا می شود تصور کرد روزی را که این نشریه دست به دست بین معلمان بچرخد و این گروه بزرگ اجتماعی منتظر چاپ و مطالعه آن باشند؟  بی گمان می توان وضعیت را تغییر داد . اگر شعار نوآوری ، تبدیل به عمل در کار شود . 

حال و روز   نگاه  در مدرسه شما چگونه است ؟

نمایشگاه LEDEX و نکاتی پیرامون آموزش زبان

            عزیزی می گفت : اگر در آموزش و پرورش مسئولیتی داشتم ماهیت نظام برنامه ریزی در درس زبان را تغییر می دادم. دوره راهنمایی را با حفظ تمام رویکردهای هویت ملی و دینی مخصوص آموزش زبان قرار می دادم و از این طریق انقلابی شگرف در عرصه علمی کشور برپا می نمودم ، که اثرات آن در چند سال آینده در سطح علمی جامعه خودش را نشان می داد.

    هرچند با این شدت مسئله را نمی توان دنبال نمود اما واقعیت ها نشان می دهد سطح، ماهیت ، میزان ، نوع ، شیوه و نتیجه آموزش زبان در آموزش و پرورش نتوانسته است حق مطلب را ادا نماید و قابل دفاع نیست. 

ادامه نوشته