جایگاه خلاقیت در آموزش و پرورش
روز دوشنبه بیش از همیشه برای من عجیب بود شاید ویژگی روز عرفه بود تا من خودم را بهتر بشناسم .
در گوشه ای از نمایشگاه آقای حسن عباسی می آبادی معلم دبستان صبر قلعه علی مرادخواه منطقه ثامن همدان را دیدم. معلم یکی از دورافتاده ترین روستاهای کشور . و شگفت آن که او برای معرفی نوآوری خود به تهران و آن هم مرکز پژوهش های شهرداری تهران آمده است .پیرمرد با شور حال خاصی مشغول توضیح و بیان نوآوری خود در آموزش است . صفای دل و سادگی در بیانش هویداست و با جان و دل و حرارت خاصی سخن می گوید که بر دل می نشیند. چند تن از مدیران شهری اطراف او را گرفته اند و او از ابتکارات خود در زمینه آموزش ریاضیات ، خط نستعلیق ، آموزش انشا و ... می گوید این که چگونه دانش آموزان دبستان محروم و درجه چند او در ریاضی خلاق و شکوفا شده اند ؟ چگونه خط آنان به طور شگفت انگیزی تغییر یافته است؟ اینکه چگونه درخت انشای او ذهن دانش آموزان زیادی را شکوفا نموده است؟ اینکه چگونه هندسه کاربردی را در سال چهارم دبستان آموزش می دهد و چقدر راحت دانش آموزان آن را یاد می گیرند ؟ سوالاتش در عالی ترین سطح ارزشیابی و دانش آموزان جواب ها را با خط زیبایی نوشته اند. آنها در انشای تصویری و خواندنی خود ، چقدر زیبا و جالب موضوعات را به تصویر کشیده اند و ... او سوالها و نمونه امتحانات دانش آموزان را نشان می دهد و گواه کار خود می گیرد که تغییرات حاصل از شیوه ی آموزش او را نشان می دهد . واقعاً عجیب است ورقه ها با اسم و نشان و مهر مدرسه که تاریخ آذر ماه را دارد نشان می دهد که در آن دانش آموزان قادر به حل سوالاتی در عالی ترین سطح شناخت یعنی ترکیب و تجزیه و تحلیل می باشند. آن هم دانش آموزان دبستانی و نه دبیرستانی.
مسئولین مناطق شهرداری از ایشان دعوت می کنند که حتماً برای همکاری با آنها تشریف بیاورند.
معلم پیشکسوت آقای عباسی دارای ایده های جالبی است. بعد از اینکه اطراف او خلوت تر شد 4 دقیقه وقت صحبت با او را یافتم او می گوید: هدف من آسایش و راحتی دانش آموزان در کلاس درس است . برای من سلامت روحی و روانی دانش آموزان در جامعه اهمیت و ارزش زیادی دارد. برای همین سعی کرده ام به هیچ عنوان به هیچ دانش آموزی برچسب منفی نزنم چرا که مطمئنم در آینده جامعه باید تاوان برچسب مرا پس بدهد. روش های نوینی را برای آموزش در دوره دبستان به کار می برم که متکی بر خلاقیت و احترام به قدرت درک و فهم دانش آموزان مبتنی است. مبنای مهم دیگر در کارم فراگیری در کوتاهترین بازه زمانی است که دانش آموزان با این روش ها در کمترین زمان، بیشترین کارایی را خواهند داشت. برچسب تنبلی و ناتوانی به کسی نمی زنم و تشویق و تشویق و تشویق مبنای دیگر کارم است.
اکنون دانش آموزان من در دبستان دورافتاده ی صبر قلعه علی مرادخواه منطقه ثامن همدان، توان رقابت با عالی ترین دانش آموزان هم سطح خود را در تهران دارند و نمونه ها موجود است. بر این اساس روش های نوین آموزش خط بر مبنای موازین ریاضی را طراحی نموده ام، هندسه کاربردی را در چهارم دبستان تدریس می نمایم و ... در انشا دفتر دانش آموزان پر از درختان انشایی است که ذهن خلاق آنان به تصویر کشیده اند و ...
از ایشان پرسیدم اینجا چرا ؟ این ایده های نو و خلاق باید در آموزش و پرورش طرح و استقبال شود نه در شهرداری؟!
پاسخ داد من با جان و دل کار می کنم و به مدرسه و دانش آموزان عشق می ورزم، به زودی نیز بازنشسته می شوم این روش ها و اصول را در آموزش و پرورش مطرح کرده ام اما جز جواب های بی نتیجه چیزی به دست نیامده است همکاران ما در آ.پ با طرح اشکالات جزیی (اگر روش های مناسبی است چرا دانش آموزان اشتباه جواب داده اند و ...) اعتنایی بدانها نکرده اند. به آنها توضیح می دهیم اما...
و حال شما اینجا می بینید که مدیران بخش شهری از این شیوه ها و نوآوری ها در آموزش چه استقبالی می کنند.
در پایان شعری را که در کلاس های درس برای دانش آموزان خودش می خواند را برایم زمزمه کرد:
چوب و شلاق معلم در کلاس درس جبر (ناراحتی و غضب معلم به مراتب از چوب معلم وحشتناک تر است)
بعد از مردن قصد دارد تا که استادم کند.
ماجرای معلم پیشکسوت آقای عباسی نوآور و خلاق ، حال و روز هزاران معلمان نوآور و خلاقی است که در این مرز و بوم به فعالیت علمی مشغول هستند. چقدر به آنها و طرح هایشان توجه کرده ایم ؟ و فرصت شکوفا شدن به آنها را داده ایم؟ مطمئناً بررسی میزان خروج نیروهای تحصیل کرده ، افراد خلاق و نوآور از سیستم آموزش و پرورش ما چقدر و چگونه است ؟ چرایی آنرا دانسته ایم؟ یک زمان فرار مغزها از یک کشور مطرح می شود و در سطح دیگر خروج نیروی خلاق و نوآور از یک سیستم مطرح است . شواهد بسیاری نشان می دهد که آموزش و پرورش در سال اخیر بیش از آن که توان جذب و نگهداری این چنین نیروهایی را داشته باشد آنان را دفع نموده است به عبارتی مجموعه شرایط آموزش و پرورش ما به گونه ای بوده است که افراد و نواور را به سمت سازمان ها و نهادهای دیگر سوق داده است و این همان چیزی است که فرار مغزها نامیده می شود. به نظر می رسد در سطح کلان باید سیاست های مناسبی برای رفع این معضل صورت گیرد.
پی نوشت:
1- این روزها شهرداری تهران دومین همایش پژوهش و نوآوری در مدیریت شهری را برگزار می نماید که تا روز جمعه ادامه دارد از آنجا که مقاله سرمایه اجتماعی در سطح محله اینجانب در همایش پذیرفته شده است به بوستان گفتگو (یکی از پارک های زیبای تهران و محل دایمی نمایشگاهها شهرداری تهران در بزرگراه چمران) رفتم. از جاذبه ها و معماری پارک که بگذریم ساختمان زیبا و سالن چند طبقه و مدرن نمایشگاه در انتهای پارک خودنمایی می کند . پژوهش ها ، خلاقیت ها، مقالات ، نوآوری ها ، مناطق شهرداری و ... خلاصه نمای کلی امور پژوهشی و مطالعاتی شهرداری تهران .
2- حضور در این نمایشگاه مساله بسیار مهمی را برایم روشن ساخت : بودجه .
شگفت آن که شهرداری تهران در مدت کوتاه چند سال، مرکز مطالعات و برنامه ریزی خود را با دهها کمیته پژوهشی و علمی کاربردی تدوین کرده و در تمام این کمیته ها محققان و پژوهشگران برجسته و دانشگاهی را جذب نموده است که تولیدات علمی و نیاز سنجی و کاربردی بودن آن ، این درحالی است که آموزش و پرورش سال هاست که پژوهشکده ها و واحدهای پژوهشی فقط حضور دارند و بس . حتی در بسیاری از استان ها بودجه کافی موجود نبوده تا تابلوی این مراکز نصب گردد.
3- پیشنهاد می کنم یک سری به نمایشگاه بزنید بسیار جالب و ایده ساز است مخصوصاً قسمت آموزش آن . ای کاش می شد دانش آموز را برای بازید برد . تعدادی دانش آموز در نمایشگاه حاضر بودند البته خوب بالای شهر است و باز هم مثل همیشه محدودیت ها نمی گذارند دانش آموزان جنوب شهر در چنین مراسمی شرکت داشته باشند.
4- به جنس فعل هایی که استاد عباسی بیان می کرد دقت کردم : طراحی کنید، بکشید، تحلیل کنید... و سطح و نوع این فعل ها را مقایسه کردم با فعل هایی که خودم به کار می برم ... نام ببرید، حفظ کنید، چیست ، کدامند... .
5- خروج نیروهای خلاق و نوآور یا سرمایه انسانی همیشه یکی از مسایل اساسی نهادها بوده است . چگونه و با چه راهکارهایی می توان مانع خروج نیروهای کیفی آموزش و پرورش شد. موافقید چند تا بخشنامه بنویسیم
یک پیشنهاد:
تا حالا که ما چیزی از نظام پیشنهادها در آموزش و پرورش نشنیدیم و ندیدیم. اما فکر کنم بد نباشد که وضعیت نیروهای نوآور به نحوی سازماندهی شود . ضابطه مند گردد شاخص ها و سطح و نوع کار مشخص شود بانک داده ها شکل گیرد حمایت هایی شود...
مدرسه قطعه ای از بهشت است که خدا به زمین بخشیده است و معلم پارچه زربفتی است با تار محبت و پود علم. معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است . این وبلاگ دل مشغولی های یک معلم دانش آموخته ی جامعه شناسی را به نمایش در می آورد که علاقه به مطالعه و کتابخوانی در حوزه ی جامعه شناسی ، ادبیات ، سخت افزار رایانه از اولویت های اصلی اش به شمار می رود البته در این وبلاگ بیشتر دغدغه های آموزشی و مسایل نظام آموزشی مطرح می شود. به امید آن که با کمک شما دوست گرامی از عهده آن بر آیم. نکته دیگر اینکه لینک وب سایت ها و وبلاگ ها در قسمت پیوندها ، به معنای تایید آنها نیست و مسئولیت تمام نوشته هایشان بر عهده ی گردانندگان آنهاست.