کی می دونه ما چند نفریم ؟
امروزه مبنای بیشتر کنش های روزمره و تصمیم گیری های ما در زندگی، علم آمار است با این حال به نظر می رسد استفاده از آمار در زندگی ما به شکل انکار ناپذیری بیش از گذشته ضرورت یافته است. اهمیت آمار در نظام آموزشی ما دوچندان است بر این مبنا در ابتدای هر سال تحصیلی مدیران تمام مدارس ایران، آمار تعداد دانش آموزان و کارکنان خود را به مدیریت ها ارسال می نمایند و این سلسله مراتب در سازمانها تا وزارتخانه ادامه دارد. بنابراین مشخصات و تعداد دانش آموزان و معلمان ، کلاس ها ، مدارس ، نواحی و مناطق آموزشی حتی در دورترین مناطق کشور مشخص و مدون، موجود است . با این وجود در مورد آمار تعداد معلمان شاغل در آموزش و پرورش اطلاعات درستی اعلام نشده است بنابر اعلام آقای علی احمدی در تاریخ 25/6/1387 در حال حاضر آمار رسمی کلیه کارکنان آموزش و پرورش یک میلیون و 250 هزار نفر می باشد، که این تعداد شامل تمام کارکنان آموزش و پرورش از جمله معلمان است. اما بمب خبری زمانی منتشر شد که وزیرآموزش و پرورش تعداد معلمان حق التدریسی را نیم میلیون نیروی حق التدریسی به ریاست جمهوری اعلام نمود.
بعد از آن که کمیسیون آموزش مجلس عدم انطباق تعداد حق التدریسی ها را با آمار وزارتخانه آموزش و پرورش ، پیگیری و مورد سوال قرار داد. جناب وزیر اعلام کرد آمار مطمئني از معلمان و دانشآموزان كشور نداريم وزير آموزش و پرورش با بيان اين كه مشكل آمار در كشور ما وجود دارد، گفت: در حال حاضر در خصوص تعداد معلمان و دانشآموزان كشور، آن اطمينان كه بايد داشته باشيم، نداريم .( http://www.edunews.ir/index.php?view&sid=21359).
اینکه مبنای محاسبه این اعداد و ارقام در این دو نهاد تصمیم گیر و مهم چسیت؟ ماخذ آمار کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در مورد حق التدریسی های آموزش و پرورش کجاست؟ مبنای آقای وزیر در این آمار چیست ؟ آیا آمار آموزش و پرورش به روز است؟ در زمان حال و اکنون منظور از نیم میلیون نفر نیروی حق التدریسی چه کسانی هستند ؟ تعریف عنوان حق التدریس چیست؟ و شامل چه نیروهایی می شود؟ هدف آقای وزیر از این بزرگ نمایی چیست ؟همه در جای خود قابل بررسی می باشد.
با این وجود به نظر می رسد مساله اصلی آمار معلمان نیست چرا که تعداد و مشخصات آنان موجود است. مساله سایر گروههایی هستند که در آموزش و پرورش به شکل های مختلف به فعالیت مشغول اند چنانکه وزیر آ.پ در نامه خود به جناب رئیس جمهور از آنان چنین یاد می کند:
( در سالهای گذشته بیش از نیم میلیون نفر از هموطنان زحمتکش در قالب های مختلف (مستندات پیوست) از جمله معلم حق التدریس، مربی آموزشیار نهضت سوادآموزی، حق التدریس نهضت سواد آموزی، نیروهای شاغل شرکتی، قراردادی کار معین، قرارداد حجمی، قرارداد خدماتی، قرارداد با انجمن اولیا و مربیان، قرارداد با هیئت امنای مدارس هیئت امنایی، کارورز معرفی شده از سوی بنیاد شهید برای اشتغال در آموزش و پرورش، نیروهای همکار فی سبیل الله و جهادی، معلمان و کارکنان شاغل مدارس غیر انتفاعی و غیر دولتی و ... به دلیل نیاز مقطعی آموزش و پرورش، عدم امکان جذب در بازار کار، علاقمندی برای همکاری در محیط های فرهنگی به صورت پاره وقت یا معادل تمام وقت (غیراستخدامی) با دریافت حداقل دستمزد از آموزش و پرورش، انجمن اولیا و مربیان مدارس، مدارس غیر انتفاعی و یا بنیادهای خیریه و ... به نحوی با آموزش و پرورش کشور از دور افتاده ترین نقاط تا شهرهای بزرگ همکاری داشته اند )
موضوع هر چه باشد اینکه آقای وزیر بعد از یک سال وزارت هنوز آمار درستی از زیر مجموعه خود ندارد قابل تامل است . بدیهی ترین انتظار از شما آقای وزیر این است که آمار کارکنان و معلمان و دانش آموزان را بدانید با این حساب بر چه اساسی طرح ساماندهی تدوین می کنید؟ آمار تعداد بازنشسته و حجم تعداد دانش آموزان کلاس و ...برای سبکباری آ.پ ارایه می نمایید. چطور آمار دقیق کلاس های ...نفره را دارید؟ بر چه مبنایی برای این مجموعه عظیم تصمیم سازی می کنید؟
فرضاً آمار درستی ندارید چطور در ابتدای ورود، برای آشنایی با این وزارتخانه 18 سوال محوری طراحی نمودید؟ و در حالیکه می دانستید آمار درست مبنای تمام تصمیمات است چرا یکی از آن سوالات در خصوص آمار موجود در آموزش و پرورش نبود.
یک پیشنهاد :
با فرض مشخص نبودن آمار ، جناب وزیر در مدت 10 روز می توان تمام واقعیت را مشخص کرد . در اسرع وقت بانک داده های آماری آموزش و پرورش را طراحی و روی سایت وزارتخانه قرار دهید و با توجه به سابقه موجود در آرشیو وزارتخانه ، با اطلاع رسانی مناسب از تمام همکاران خود بخواهید در موعد مقرر اطلاعات را تکمیل نمایند. با این حال وضعیت معلمان رسمی شاغل و بازنشسته مشخص است . می ماند باقی همکاران که اشاره نموده اید ، و فکر می کنم مساله اصلی مشخص نبودن این تعداد است .
مدرسه قطعه ای از بهشت است که خدا به زمین بخشیده است و معلم پارچه زربفتی است با تار محبت و پود علم. معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است . این وبلاگ دل مشغولی های یک معلم دانش آموخته ی جامعه شناسی را به نمایش در می آورد که علاقه به مطالعه و کتابخوانی در حوزه ی جامعه شناسی ، ادبیات ، سخت افزار رایانه از اولویت های اصلی اش به شمار می رود البته در این وبلاگ بیشتر دغدغه های آموزشی و مسایل نظام آموزشی مطرح می شود. به امید آن که با کمک شما دوست گرامی از عهده آن بر آیم. نکته دیگر اینکه لینک وب سایت ها و وبلاگ ها در قسمت پیوندها ، به معنای تایید آنها نیست و مسئولیت تمام نوشته هایشان بر عهده ی گردانندگان آنهاست.