یار مهربان

اگر از شوق پريدن شده اي بي تب و تاب
پرِ پرواز ، کتاب است کتاب است کتاب

        اين روزها که تيراژ پفک نمکي و چيپس بسيار بالا رفته با مشاهده دانش آموزاني که اين تنقلات را با ولع خاصي در زنگ تفريح ميل مي کنند شايد شک کنيم که نکند ما يار دانا و خوش زبان خود را با دوستاني ديگر عوض کرده ايم. اين روزها پيدا کردن دوست خوب و صادق کمي مشکل شده است به جرات مي توان کتاب را يار مهربان و دوست شفيقي دانست که بهتر از او نمي توان پيدا نمود. بررسي وضعيت و حال روز اين يار ديرين در دنياي امروز ، ميزان توجه ما معلمان و دانش آموزان و خانواده ها به اين مقوله ي فرهنگي خالي از لطف نخواهد بود :

ادامه نوشته

خانواده و دیگر هیچ

     خانواده نهاد مقدسي است که بنياد اجتماع در آن شکل مي گیرد. مي گويند پايداري و قوام هر جامعه اي بر پايه ي ميزان استحکام خانواده هاي آن جامعه بنا نهاده شده است. اما حکایت محمد و مادرش حکایتی غریب از این ماجراست...

ادامه نوشته

نشاط ملی با دروغ نمی شود

      صداقت و راستگویی از جمله صفات زیبایی است که ما ایرانیان همیشه بدان افتخار کرده ایم در مقابل دروغگویی از رفتارهای ضداخلاقی است که در متون ادبی و دینی ما به پرهیز از این صفت رذیله اخلاقی و آسیب اجتماعی فراخوانده شده ایم .

امام علی (ع) می فرماید: نمی چشد بنده ای مزه ایمان را مگر آنکه ترک کند دروغ را در شوخی و جدی(کافی ج4 ص 37 ). امام جعفر صادق (ع) می فرماید : براستی که دروغ ویران کننده ایمان است (کافی ج 5ص 289).فردوسی حکیم می سراید:

اگر جفت گردد سخن با دروغ         نگیرد ز بخت سپهری فروغ
سخن گفتن کژ ز بیچارگی ست      به بیچارگان بر بباید گریست
هر آن کو که گردد به گرد دروغ         ستمکار خوانیمش و بی فروغ
مکن دوستی با دروغ  آزمای          همان نیز با مرد ناپاک رای

   این موضوع در ماجرای وزیر کشور سابق، جامعه را به مرز انفجار رساند درخت دروغی که ایشان در جامعه کاشت روز به روز پر شاخ و برگ تر شد به شکلی که تمام گوش ها اخبار علی کردان را به حساسیت خاصی دنبال می نمود. با این که مجلس با رواج این شیوه و مدل رفتاری جدید در جامعه مقابله کرد اما آثار و تبعات آن تا مدت ها در جامعه باقی خواهد ماند. آقای کردان نماد تفکر و انسان مومنی است که به راحتی در حضور میلیونها نفر بدیهی ترین مسایل را که بر همگان روشن شده بود به شکل دیگری جلوه می دهد و در کنار آن سلام و صلوات می فرستد و شهادتین را بر زبان جاری می کند و ارزش های دینی را در رسیدن به اهداف مادی به خدمت می گیرد . به هر حال وقوع این ماجرا زنگ خطری برای جامعه و خصوصا نظام آموزشی ماست که وظیفه ی تعلیم و تربیت نسل آینده را بر عهده دارد. روز استیضاح در مدارس حاشیه ای پایتخت کلاس داشتم زمانی که زنگ مدرسه زده شده آقای علی کردان در حال دفاع از خود بود. پیرمرد بقال نزدیک مدرسه رادیو را بلند و هم محله ای را دور خود جمع کرده بود و با دقت خاصی این ماجرا را دنبال می کردند هرچند ایشان پیگیر نگاه سیاسی ماجرا نبودند شاید آنان می خواستند بدانند با برملا شدن دروغ یک مسئول چه برخوردی با وی می شود با این حال حساسیت جامعه را در مقابل دروغ و دروغگو به خوبی نشان می دهد. بی شک ما ایرانیان راستگویی را مایه فخر و مباهات خود دانسته و آن را ارزش می دانیم. در این بین وظیفه معلمان در جهت آراستگی خود به این حسن اخلاقی و تربیت نسلی که کوچکترین دروغ را در گفتار و رفتار خود پذیرا نباشد بسیار سنگین است . از سویی فکر خوب را باید قدر دانست و از آن بهره برد آنچه اقای کردان در برنامه خود آورده بود (البته بدون شاخص سازی دقیق ) طرح نشاط ملی بود که به نظر می رسد در کنار آراستگی خود به راستگویی بیش از هر چیز نیاز جامعه ی دانش آموزی ماست بررسی و شناخت میزان افسردگی در جامعه دانش آموزی و عدم موفقیت برنامه شاداب سازی مدارس نشان می دهد آموزش و پرورش و مدارس بیش از هر نهاد دیگری نیاز به تدوین و اجرای چنین طرح هایی دارند. 

تمام لینک های این ماجرا در ادامه می آید...

ادامه نوشته

خدایا دلی آفتابی بده/ که از باغ گلها حمایت کنیم

        هشتمین روز از هشتمین ماه سال هشتاد و شش مصادف شد با پرواز معلم شعر و شاعر واژه ها ، شاعر سادگی ، شاعر عشق ، آزادی و درد و رنج ، شاعر معنویت . همان کسی که راز معلم بودن را به ما آموخت . او که با مهربانی و لبخند همیشگی اش، یک عمر بی منت و دریغ هر چه داشت و نداشت از علم و اندیشه و هنر، بی مضایقه به مستحقانش بخشید. کسی که کارش نه تسخیر خاک و گل ، که تسخیر جان و دل بود. کسی که با هنرش فاصله ها را از میان برداشت. باشد که ما نیز چون او با صدق و اخلاص جوانان این مرز و بوم را پرورش دهیم گرچه "دردهای من / جامه نیستند / تا ز تن در آورم / چامه و چکامه نیستند / ... دردهای من نگفتنی / دردهای من نهفتنی است .  روحش شاد

ای روز آفتابی

ای مثل چشم های خدا آبی !

ای روز آمدن !

ای مثل روز آمدنت روشن !

این روز ها که می گذرد ، هر روز

در انتظار آمدنت هستم !

اما

با من بگو که آیا ، من نیز

در روزگار آمدنت هستم ؟ (روز ناگزیر قیصر) 

زنگ تفریح

          بررسی و شناخت نوع گفتگوها و میزان تعاملات بین معلمان در زنگ های تفریح مدارس، می تواند ما را به شناخت بهتر این گروه اجتماعی بزرگ برساند. در فرصت محدود ده یا پانزده دقیقه ای معلمان پیرامون موضوعات مختلفی به صحبت می پردازند:

      بررسی و نقد سیاست های اقتصادی و اجتماعی کشور ، صحبت از اوضاع معلمان در جامعه ، بررسی و مرور بخشنامه های متعدد اداره ، بررسی وضعیت تحصیلی دانش آموزان و ارایه راهکارها ، مراجعه والدین و گفتگو با ایشان ، سرگرم شدن با گوشی تلفن همراه ، گروهی ساکت و آرام  ، گروهی شاد و پر نشاط و ...

        بی گمان زنگ های تفریح به نوعی نقش رهبری و هدایت فکری جامعه معلمان را بر عهده دارد. این ها را نوشتم تا بگویم چند روز قبل همکاری گلایه می کرد که به جای این که از اوضاع سیاست و کشور صحبت نماییم بهتر است هر هفته یک موضوع علمی در نظر گرفته شود و در مورد آن با هم  گفتگو نماییم. پیشنهاد بسیار خوبی بود اما چه کنیم که بیشتر مواقع فکرهای خوب و نو طرفداران کمی دارند. این فکر خوب هم به همان سرعتی که طرح شده بود با ریشخند تعدادی از همکاران به سرعت فراموش شد و ما ماندیم و ...

 راستی شما در زنگ های تفریح چه می کنید؟