دو ردیف آخر کلاس

امروزه مسایل و مشکلات جامعه به قدری شدید، خانواده ها و کنشگران اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده که توان و کنترل آن، از عهده ما بزرگ ها بر نمی آید چه برسه به بچه ها و دانش آموزان . با اندکی دقت، نمود این امور را به خوبی می توانیم در روحیه و رفتار دانش آموزان مان ببینیم. این را گفتم که یادمون باشه بیشترین تاثیر این مشکلات روی بچه هاست پس رفتارمون توی کلاس باید بسیار مدبرانه باشه و از طرف دیگه عزیزی می گفت این دلهای زخمی بیشتر دو ردیف آخر کلاس را مامن خود قرار می دهند حواسمون باشه که با اونها چه جوری رفتار می کنیم.  

عاشقان عیدتان مبارک باد

 

عيد چيست؟
عيد در لغت از ماده عود به معني بازگشت است، و لذا به روزهايي که مشکلات از قوم و جمعيتي بر طرف مي‌شود و بازگشت به پيروزي‌ها و راحتي‌هاي نخستين مي‌کند عيد گفته مي‌شود، و در اعياد اسلامي به مناسبت اين که در پرتو اطاعت يک ماه مبارک رمضان و يا انجام فريضه حج، صفا و پاکي فطري نخستين به روح و جان باز مي‌گردد و آلودگي‌ها که بر خلاف فطرت است، از ميان مي‌رود، عيد گفته شده است. (1)

بسياري از آيات قرآن بر اجتماعي بودن شئون اسلامي دلالت مي‌کند و صفت اجتماعي بودن در تمامي احکام و قوانين اسلامي حاکم است. شارع مقدس اسلام در مسئله جهاد، اجتماعي بودن را به طور مستقيم تشريع کرده و دستور داده حضور در جهاد و دفاع، به آن مقداري که دشمن دفع شود واجب است.

روزه و حج بر هر کسي که مستطيع و قادر به انجام آن دو باشد و عذري نداشته باشد واجب است، اجتماعيت، در اين دو واجب به طور مستقيم نيست. بلکه لازمه آن دو است، چون وقتي روزه‌دار روزه گرفت قهراً در طول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد کرد و در آخر در روز عيد فطر، اين اجتماع به حد کامل مي‌رسد، و نيز وقتي مکلف به زيارت خانه خدا گرديد قهراً با ساير مسلمانان يک جا جمع مي‌شود، و در روز عيد قربان اين اجتماع به حد کامل مي‌رسد. و نيز نمازهاي پنج‌گانه يوميه را بر هر مکلفي واجب کرده، و جماعت را در آن واجب نساخته، ولي اين رخصت را در روز جمعه تدارک و تلافي کرده و اجتماع براي نماز جمعه را بر همه واجب ساخته است.

ادامه نوشته

در جامعه ما انتقاد : سازنده یا ویرانگر

    می گن انتقاد سازنده است و موجب تعالی هر مجموعه ای می شود و در نظام و مجموعه ای که انتقاد موثر و سازنده جاری باشد آن مجموعه به کمال و پیشرفت خواهد رسید . در این رابطه می خوام ماجرایی را براتون تعریف کنم.

    آخه می دونید در ناحیه 2 ری هر دبیری در هر مدرسه ای درس می ده تا هر زمانی که بخواد و ... می تونه در همانجا بمونه و دیگه امتیاز و سابقه ی کار و چیزهای دیگه هیچ معنا و مفهومی پیدا نمی کنه و تا من یادم می آد وضعیت اینجوری بوده و هست تا اینجاش یک مساله ، از طرفی مدارس این منطقه به دو دسته مرکزی و حاشیه تقسیم می شن که هر کی ندونه ما معلما فرق این دو تا را خوب می دونیم ، تازه تدریس در مناطق حاشیه هیچ امتیاز و دلگرمی که نداره هیچ ، پر از آسیب های اجتماعی و مساله های دیگه است. خب حالا نیرویی که در این مناطق حاشیه کار می کنه هم دوست داره بعد از چند سال جایش و عوض کنه و به مدرسه دیگه ای بره و این یک امر طبیعی است .

     خب برای پیشرفت و رشد و بالندگی مجموعه و برقراری عدالت و عمل به وظیفه ی انسانی رفتم نزد مسئول مقطع در ناحیه 2 ری و از نحوه ی سازماندهی نیروها انتقاد کردم (راستی یادم رفت بگم که در این ناحیه خیلی از دبیران با کمک حق التدریس زندگی شون می گذره ). خب فکر می کنین نتیجه انتقاد چی شد بله در یک اقدام شجاعانه حق التدریسم قطع شد با این که خیلی از همکاران هم رشته ای 12ساعت و بیشتر حق التدریس دارند .

می دونید معاون آموزشی اداره چی گفت : متاسفم.

می دونید مدیر اداره چی گفت : من دخالت نمی کنم.

می دونید بازرسی عملکرد بعد از اصرار برای پیگیری چی گفت: من بررسی می کنم ولی حقی ایجاد نمی کنه.

تازه می دونید مثلاً من مدرکم مثلاً بالاست و بعد از چندین سال تدریس در حاشیه ای ترین مدرسه شهر باعث تحول در آموزش درس خودم شدم از تغییر نگرش و فعالیت بچه که بگذریم به آن نشونی که چند سال دانش آموزای من در مسابقات منطقه رتبه می آرن در حالیکه از مدارس معروف حتی اسمی نیست.

حالا با این توصیف ها کی می گه در جامعه ی ما انتقاد سازنده است ؟

رنگ شفـق

 به کوفه چشم یتیمان قرار و خواب نداشت  زسنگ حادثه جز خون به دیده آب نداشت

گرفته رنگ شفـق اشک دیدگــــــان یتیــم   غذا به سفره جـــز اندوه بی حساب نداشت

رخ شکسته هـــــر کودکی نشـان می داد    که بانگ یا ابتـــــــایش دیگر جواب نداشت

درون سینه دلم بی قـرار و خامـوش است    توان شکـــوه نـدارد دلــی کــه تاب نداشت

سپیـــده سر ز افق چون بر آورد از شرم     کـه کـوفه بعد علــــی قـرص آفتاب نداشت

چگونه لاف و لای علــــــی زند علــوی     هر آنکه شق قمـــر دید و اضطراب نداشت

محمدی گلپایگانی(علوی)

شب قدر

جايگاه و اهميت شب قدرچنان ‏كه درك شب قدر، كاري مشكل است، بيان جايگاه و «قدر» شب قدر عملي است دشوار كه تنها راه ‏يافتگان به آن شب عزيز مي‏توانند واقعيت و حقيقت آن را بيان دارند؛ چرا كه قرآن به پيامبر خدا فرمود: «و تو چه داني شب قدر چيست؟»در وصف آن همين بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلي بر قدر و منزلت اين شب افزوده است، از جمله:  نزول قرآننزول جامع‏ترين، كامل‏ترين و ماندگارترين كتاب الهي بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود مي‏گويد: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْانَ»(1)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهي است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبي از شب‌هاي آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آيه ديگر بيان مي‏كند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (2)؛ «به راستي، آن [قرآن] را در شبي پر بركت نازل كرديم.» و اين شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ»

ادامه نوشته

مدیریت منابع انسانی و مسئولین مقاطع

به نظر من یکی از ضعف های اساسی آموزش و پرورش در مدیریت منابع انسانی آن است چرا که نیروهایی با توانایی بسیار بالا در این وزارتخانه به کار مشغولند و توزیع و به کارگیری هر کدام از آنها در یک پست شغلی، متناسب با تخصص و مهارت و تجربیات آنها بی شک یکی از مسئولیت های سنگین در آموزش و پرورش در آموزش و پرورش به شمار می رود و افرادی که مسئولیت توزیع نیروها را بر عهده می گیرند باید افرادی دارای تخصص و نگرش و بینش آگاه نسبت به استفاده بهینه از تمام توان نیروها باشند که در این صورت است که بسیاری از مسایل موجود حل می شود. متاسفانه این مسئله مهم در آموزش و پرورش ما کمتر مورد توجه قرار می گیرد و مقاطع تحصیلی و مسئولین آنها بیشتر به فکر صرف سازمان دهی نیروها هستند تا توجه به سازمان دهی متناسب با تحصیلات و تخصص نیروها. و باز متاسفانه یک سیستم نظارتی در طول سال تحصیلی وجود ندارد که بر نحوه تقسیم بندی نیروها نظارت نماید و مثلاً بررسی شود و از مسئول مقطع بخواهد که چرا فلان نیرو در فلان جا و فلان پست کاری به کار گمارده شده است یا چرا ایشان که ریاضی خوانده مثلاً فارسی درس می دهد . شما این مسئله را به خوبی می توانید درمقطع راهنمایی اموزش و پرورش ناحیه 2 ری مشاهده بفرمایید.

     شاید مثل خیلی از مناطق دیگر، در این منطقه مهم نباشد که شما در چه رشته ایی تحصیل نموده و چه تخصصی دارید تفکر حاکم صرف جا دادن به نیروهاست (با این اینکه میزان اضافه کاری بسیار بالاست و اکثر دبیران 12 ساعت و در دروس زبان و ریاضی بیشتر از آن نیز حق التدریس دارند). با این حال آنچه مهم است مهارت شما می باشد و نه نوع تحصیلات و تخصص شما . باور ندارید تشریف بیاورید و از مسئول مقطع لیست توزیع نیروها را با مدرک تحصیلی و کاری که الان در مدارس انجام می دهند بررسی نمایید تا خسارت جبران ناپدیری که به دانش آموزان و آموزش و پرورش و در نهایت اقتصاد و دولت وارد می شود، متوجه شوید مخصوصاً الان که با اضافه شدن معاونت جدید پرورشی در مدارس کل سیستم تقسیم بندی دچار یک آشفتگی شده که بیا و بیبن . از یک طرف فشار کاری به مسئولین مقاطع زیاده و از طرفی می خواهند هر چه زودتر تکلیف وضعیت جدید را مشخص نمایند و به همین خاطر تنها چیزی که مطرح نیست تخصص و رشته تحصیلی نیروهاست .

پیشنهاد می کنم که معاونین محترم آموزشی در ادارات آموزش و پرورش به عنوان یکی از وظایف سالانه خود از مقاطع، لسیت توزیع نیروها را بخواهند و آنرا با مدرک و رشته تحصیلی نیروها انطباق دهند این مکانیزم حداقل می تواند به عنوان نوعی سیستم نظارتی بسیاری از مشکلات در این زمینه را مرتفع نماید و تا حدودی از هدر رفتن نیروهای متخصص در رشته های غیرمرتبط جلوگیری شود. واز طرفی نیروهایی که به عنوان مسئول مقطع به کار گمارده می شوند با مبحث مدیریت منابع انسانی به خوبی آشنا باشند.

آموزش و پرورش در سایه

     دوباره ماه مهر، ماه عشق و محبت از راه رسید و میلیونها دانش آموز و دانشجو قدم در راه کسب علم و دانش گذاشتند . فرا رسیدن ماه دوستی را که با ماه مبارک رمضان توام گردیده است خدمت همه ی سروران گرانقدر تبریک می گویم. 

       در تمام دنیا بازگشایی مراکز علمی خصوصاً مدارس همراه جشن و سرور و شادی است و نهادهای سیاست گذار شرایط و برنامه های کلان خود را به گونه ای تنظیم می کنند تا در این زمان از طریق فضای شاد و دلپذیری که فراهم می گردد و ضمن عمق بخشیدن به پیوند دانش آموزان با مدرسه ، سبب افزایش مقبولیت مدرسه نزد دانش آموزان شوند اما واقعیت آن است که در مدارس ما، تنها نصب یک پارچه و سخنرانی و سخنرانی و افزایش فاصله ها و دیگر هیچ . درست در این شرایط هفته دفاع مقدس برگزار می شود و تمام امکانات مملکتی از رادیو تلویزیون  و مطبوعات نوشتاری وسازمانها و خلاصه همه و همه برای برگزاری آیین بزرگداشت این ایام بسیج می شوند و چه با شکوه و جلال. چنان که شایسته آن است. اما سوال این است که مگر همین نوجوانان و جوانان نبودند که آن افتخارها را آفریدند و ما امروز به پشتوانه ی همان رشادت ها چنین مراسمی را بر پا نمی کنیم ؟ آیا شایسته است که جشن آغاز به تحصیل آنها را اینقدر خشک و بی روح برگزارکنیم ؟ آیا نمی توان با این همه امکانات یک هفته اول را مراسم شاد و با نشاط برای دانش آموزان و والدین آنها در مدرسه بر پا نمود وکلی کار دیگر انجام داد...که یاد و خاطره ان همیشه در ذهن شان باقی بماند.