چند روز پیش فرصتی دست داد و بعد از مدت ها توانستم از یک نمایشگاه دیدن کنم .روز چهارشنبه بعد از ظهر رفتم خیابان حجاب و از نمایشگاه هفته پژوهش شهرداری تهران بازدید کردم خیلی دوست داشتم گروهی از دانش آموزان فعال و علاقمند به تحقیق مدرسه را هم با خودم می بردم تا بیشتر به امر پزوهش آشنا بشوند اما چه کنم که که فرصت کم بود و هماهنگی چنین کاری سخت به نظر می رسید . اما به هر صورت خیابان و سالن حجاب کانون پرورش فکری کودکان پر از کاتالوگ و تبلیغات رنگانگ شده بود . پیاده روی جلوی سالن به مبارکی نمایشگاه پژوهش شهرداری بسیار شیک آسفالت شده بود در کنار درب ورودی دو نفر نشسته بودند به بازدید کنندگان خبرنامه روزانه نمایشگاه را تقدیم می کردند . در گوشه ای دیگر چند نفر با رایانه های خود مشخصات تمام افراد را به طور کامل ثبت می نمودند  و در هرغرفه داخل سالن ورودی چندین نفرمشغول صحبت کردن و منتظر بازدید کننده ای تا برای او درمورد کار و دستاوردهایشان سخن بگویند . وارد سالن اصلی نمایشگاه که می شدی تمام معاونتهای شهرداری تهران به طور مشخص و جداگانه دستاورهای پژوهشی خود را به همراه آورده بودند و منتظر ، تا محققین را با کارهای انجام شده آشنا سازند . تقریباً تمام نهاد های داخلی شهرداری آمده بودند اما کمتر نهاد یا موسسه ای خصوصی که با شهرداری در زمینه تحقیق فعالیت می کند حضور داشتند گویا اکثر کارها در داخل سازمان انجام شده است وتا کنون کمتر پیوندی با موسسات و نهادهای خصوصی خارج از شهرداری بوجود آمده است این را می شد از خلوت بودن و سکوت حاکم بر سالن نیز فهمید . پرسشگران متعددی چند نفر بازدید کننده موجود در سالن را ، دوره می کردند و از آنها در مورد کم و کیف وضعیت سالن می پرسیدند و ادامه کار شهرداری در امر تحقیق.

         در هر صورت می خواهم بگویم با این که تبلیغات خوبی نیز انجام شده بود اما تعداد بازدیدکنندگان بسیار انگشت شمار و تعداد کارمندان شهرداری بسیار زیاد بود(به قول معروف آفتابه لگن هفت دست ،شام و نهار هیچ چی) شاید این مهم به حساب بیگانگی مردم ما با امر حیاتی پروهش بگذاریم اما مهمتر از آن شاید جزیره ای عمل کردن شهرداری باشد که قرابت زیادی با دانشگاه ها و یا پژوهشکده های تحقیقاتی ندارد و تمام فعالیت ها ، محصور در خود سازمان و در نهایت دعوت از چند استاد در زمینه انجام کارهای علمی است. در نهایت این که اگرچه نمایشگاه کم و کیف فعالیت های شهرداری تهران را به خوبی نشان می داد اما صد حیف و افسوس خوردم که این همه بودجه ای که برای معرفی و انجام چنین کارهای اگر در اموزش و پرورش ما وجود داشت و صرف شناسایی و برطرف ساختن مشکلات آموزشی می شد یا حداقل تحولی در مدرسه ای کوچک و دور افتاده و یا ... می شد می توانست انقلابی بزرگ محسوب شود اما چه کنیم که آنجا شهرداری است و درآمدزا و خدماتی و تولیدی و ما آموزش و پرورش هستیم و مصرفی!!!!