آداب مختص به معلم

آداب مختص به معلم به سه دسته تقسیم می شود :
1- آداب نفسانی
2- روابط معلم با شاگردان
3- وظایف معلم در کلاس درس

1- در آداب انسانی ، شرط اول آن است که از نظر علمی صلاحیت کامل برای تدریس داشته باشد پس کسی که در رشته ای مهارت کافی ندارد، حق تدریس  آن رشته را ندارد .
2- دوم آنکه علم را به نا اهل تعلیم ندهد و هرگز برای تعلیم دادن به خانۀ محصل یا جایی که منسوب به اوست ، نرود. هر چند محصل دارای شخصیت بالایی باشد، زیرا که این موجب تحقیر مقام علم  و دانش است مگر در موارد ضروری که مصلحت اقتضا کند.
3- سوم  آنکه بیش از  دیگران به علم خود عمل کند و یا عمل خود کلام خود را تصدیق کند .
4- چهارم آنکه اخلاق نیکو داشته باشد و برای تعلیم علم، حوصلۀ کافی به خرج دهد و بر شاگردان خشمگین نشود که معلمی کار پیامبران است و پیامبران  با خلق نیکو عمل کرده اند .
5- پنچم آنکه با حسن ظن به محصلین خود بنگرد و علم را به خاطر سوء نیت آنها از آنها دریغ نکند و با موعظه آنها را به اصلاح دعوت نماید مگر آنکه از اصلاح کسی مأیوس شود .
6- ششم آنکه علم را از کسی که اهلیت آنرا دارد دریغ ننماید .
7- هفتم آنکه در افعال خود طوری باشد که ولو از نظر شرعی اشکال ندارد ، از نظر عرفی هم بدون اشکال باشد ، مثلاً اگر محصلین خود را به روزه گرفتن ترغیب کرده و خود به خاطر زخم معده از گرفتن روزه محروم است ، در برابر آنها روزه خود را نخورد و اگر مجبور شد قبلاً به آنها توضیح دهد که سوء تفاهمی به وجود نیاید .
8- هشتم آنکه از اظهار حق کوتاهی نکند و امر به معروف و نهی از منکر را ترک ننماید .

به نقل از کتاب جلوه های معلمی استاد
صفحات 247و 248

روابط استاد با محصل

اول آنکه استاد آنها را به تدریج با خصائل نیکو آراسته گرداند .
دوم آنکه آنها را به کوشش در راه دانش تشویق کند .
سوم آنکه آنچه را برای خود دوست دارد برای آنها هم بخواهد.
چهارم آنکه آنها را از اخلاق رذیله و محرمات و مکروهات باز دارد.
پنجم آنکه نسبت به آنها تواضع کند .
ششم آنکه اگر کسی از محصلین در درس حاضر نبود، از او حالجویی کند و حال او را بپرسد و اگر مریض است از او دیدن کند و ...
هفتم آنکه اسم محصلین خود را بداند و از احوالات آنها و وطن آنها مطلع باشد و برای آنها فراوان دعا کند.
هشتم آنکه با خوشرویی آنها را بپذیرد و بیاموزد، و در تعلیم آنچه می داند بخل نورزد مگر اینکه مضر به حال محصل باشد.
نهم آنکه آنها را به اهم و مهم امور دینی و اصلاحی خود واقف کند.
دهم آنکه نسبت به آنها حریص باشد. و خود برای یاد گرفتن آنها بکوشد و مشکلات هر بحثی را کاملاً موشکافی کند.
یازدهم آنکه هر قاعده کلیه ای را که بیان می دارد، اگر موارد استثنایی دارد متذکر شود و مسائل را به صورت قواعد کوتاه و سریع الحفظ بیان کند تا محصل به خاطر بسپارد.
دوازدهم آنکه ایام فراغت آنها را با تمرینها و (( دستور )) و حفظ دروس اشغال کند و نیکان آنها را علناً تشویق کند و خطاکاران را در خفا سرزنش نماید ، مگر مصلحتی باشد.
سیزدهم آنکه ظرایف علمی و نکات دقیقی را که می داند برای آنها بگوید .
چهاردهم آنکه هر یک از آنها مطب مفیدی گفت انصاف دهد واز او بپذیرد ولو اینکه او کوچکترین شاگردانش باشد ، نسبت به آنها حسادت نورزد و اگر بین آنها از خویشان خود محصلی دار داو را بر سایرین مزیت ندهد.
پانزدهم آنکه اگر قلباً یکی از آنها را بیشتر دوست دارد،اظهار نکند و حسادت دیگران را علیه او بر نینگیزد ، مگر اینکه جهت تشویق در مزیت علمی باشد.
شانزدهم آنکه هنگام  ازدحام شاگردان رعایت نوبت آنها را در پاسخ سوالات بنماید.
هفدهم آنکه اگر یکی از آنها بیش از حد به خود رنج تحصیل می دهد او را به رعایت اعتدال دعوت کند تا از آفات جسمی و روحی در امان ماند.
هیجدهم آنکه اگر خود رشته ای را تدریس می کند، سایر رشته ها را تقبیح نکند .
نوزدهم آنکه اگر محصل او به استاد دیگری مراجعه کرد، خشمگین و افسرده نشود ، زیرا کسی که برای خدا رنج می کشد، اگر تکلیف او را دیگران انجام دهند به او کمک کرده اند .
بیستم آنکه هر گاه محصلی به درجه کمال رسیده و صلاحیت تدریس را دارا شد، او را برای رسیدن به کرسی تدریس کمک کند و در محافل علمی معرفی کند و اگر قبل از موعد ،هوس تدریس نموده و هنوز  صلاحیت لازم را ندارد و او را ارشاد کند و شرایط سنگین تدریس را به او گوشزد نماید . معلم طبیبی است که باید همواره دوای متناسب درد محصل را به وی ارزانی دارد.

به نقل از کتب جلوه های معلمی استاد

آداب تدریس

اول آنکه استاد باوقار کامل و نظافت در لباس و بدن باشد ولی از تجمل و لباسهای متکبران بپرهیزد و خود را خوشبو کند و به این وسیله ، به احترام علم بیفزاید.
دوم آنکه خود در سلام کردن بر محصلین تقدم جوید .
سوم آنکه با وقار در عین حال با تواضع بنشیند ( اگر روی زمین نشسته است پاها را دراز نکند و اگر روی صندلی است ف پاهایش را روی هم نیندازد و به چیزی تکیه نکند.
چهارم آنکه پشت به قبله باشد تا شاگردان رو به قبله قرار گیرند.
پنجم آنکه  تنها به قصد تقرب به خدا به سوی کلاس برود.
ششم آنکه با دستهای خود بازی نکند و آنها را مشبک نگرداند و در عین خوشرویی از کثرت مزاح و خنده بپرهیزد که هیبت او را می کاهد و حرمت او را ساقط می کند و عزت او را می برد .
هفتم آنکه در جایی قرار گیرد که همه او را ببینند و او هم همه را به یکسان مورد توجه قرار دهد .
هشتم آنکه با آنها به احترام برخورد کند و برای آنها قیام کند و فاضلان را بالاتر بنشاند و گره به ابرو نیندازد.
نهم آنکه قبل از شروع به درس با تلاوت آیه ای از قرآن تیمن و تبرک بجوید و نام خدا را ببرد و از شر شیطان به او پناه ببرد و از شیطان به او پناه آورد و نام علماء  را به احترام ذکر کند و برای آنها دعا کند.
دهم آنکه بکوشد مطالب را به زبان ساده ای بیان کند و از تعقید در بیان بپرهیزد و مطالب را کاملاً توضیح دهد و اگر شبهه ای دینی به وجود می آید جواب آن را به بعد موکول نکند و ...
یازدهم اگر در رشته های متعددی تدریس می کند ، آنرا که اشراف است مقدم دارد ، مثلاً تفسیر را بر حدیث و اصول را بر فقه مقدم دارد.
دوازدهم با طولانی کردن مجلس، حاضرین را خسته نکند و با کوتاه کردن آن به درس لطمه نزند.
سیزدهم آنکه وقتی فکرش به جای دیگر مشغول است ، به تدریس نپردازد، پس کسی که تشویش مریضی را دارد، یا تشنه و گرسنه است یا محصور است یا غم و غصه ای دارد یا در حال خشم و شادگی فوق العاده است یا از کم خوابی رنج می برد و و و .
نمی تواند حق درس را ادا کند.
چهاردهم آنکه متوجه باشد صدای مزاحم و تابش مستقیم خورشید و امثال اینها موجب اذیت محصلین نباشد.
پانزدهم مصلحت محصلین را در تنظیم وقت درس رعایت کند.
شانزدهم بیش از حد، آهسته سخن نگوید و نیز فریاد نزند و ...
هفدهم آنکه مجلس درس را از همهمه حفظ کند و از انحراف بحث جلوگیری نماید و محصلین را از بحثهای جدالی و بیهوده بر حذر دارد.
هجدهم آنکه اگر کسی در بحث کینه توزی می کند یا بی ادبی دارد ، انصاف به خرج نمی دهد و به ناحق بالاتر از دیگران می نشیند، خود را برتر می پندارد، می خوابد، می خندد، کسی را مسخره می کند، و خلاصه به هر صورت به حقوق محلس درس تعدی می کند او را از این امور بازدارد وگرنه اخراج کند.
نوزدهم آنکه سوالات آنها را بشنود و اگر محصل به علت شرم حضور نمی تواند سوالش را به طور کامل بیان کند، نخست او را از زبان او به وجه احسن تقریر کند و سپس پاسخ بگوید و اگر شقوق مختلف دارد، هر یک را جدا جدا بررسی کند.
بیستم آنکه اگر بیگانه ای در جلسه درس حضور به هم رسانیده ، او را به گرمی بپذیرد و نگاههای انکار آمیز به وی نکند.
بیست و یکم آنکه اگر شخص فاضلی دیر به جلسه درس رسیده مطلب را طوری تکرار کند که او بفهمد و اگر در آخر جلسه رسیده کمی سخن را به درازا بکشاند تا وی از تقارن ورود خود با پایان یافتن جلسه خجل نشود.
بیست و دوم یکی از مهمترین آداب تدریس است که اگر سوال کردند که نمی داند بگوید نمی دانم یا باید مراجعه کنم و هرگز پشت هم اندازی نکند که گفته اند (( نمی دانم ، یک سوم دانایی است )) چنین اعترافی موجب عظمت او در قلوب می شود و دلیل تقوای اوست  و اعتماد محصلین را به آنچه بیان می کند بیشتر می نماید.
بیست و سوم آنکه اگر مطلبی را بیان کرد و سپس فهمید که خطا کرده قبل از پراکندگی محصلین خطای خود را اعلان کند و از این بابت حیا نکند و نفس اماره او را به تاخیر وادار نکند که این خدعه نفس و فریب ابلیس است و ضررهای فراوان دارد : الف ) آنکه مرور زمان خطای او را در دل محصلین جایگزین می کند.
ب)آنکه تاخیر بیان حق با نیاز به آن گناه است.
ج) آنکه ممکن است از میان محصلین او کسی نتواند در جلسه بعد که او توضیح می دهد حاضر شود .
د) آنکه اگر یک با شیطان در او طمع کرد و موفق شد بار دیگر هم به سراغ او خواهد آمد وانگهی وقتی معلمی خطای خود را فوراً اعلام کرد این سجیه پسندیده را همه محصلین او هم فرا می گیرند و عمل می کنند و خداوند اجر هدایت همه آنها را به او عنایت می کند.
بیست و چهارم پس از پایان هر بحث سخنی بگوید که خاتمه آن بحث درس را اعلام کند.
بیست و پنجم آنکه درس را با حکمت و موعظه پایان دهد تا محصلین هنگام خروج از کلاس با تطهیر قلب و اخلاص باشند زیرا که بحثهای علمی بدون تذکر به تقوی گاهی قساوت آفرین است.
بیست و ششم آنکه مجلس را با دا ختم کند، هر چه مختصر باشد که پیامبر چنین فرمود ...
بیست و هفتم آنکه معلم دیرتر  از سایرین کلاس را ترک کند تا هر کسی سوالی داشت از او بپرسد و اگر کسی سخنی محرمانه داشت به او بگوید و از همه مهمتر آنکه محصلین پشت سر معلم به راه نیفتند که این امر تکبر آفرین است و آفت بزرگی است.
بیست و هشتم آنکه از میان  محصلین یکی را که شریف ، زیرک و با هوش است معین کند تا به وضع کلاس و درس بقیه رسیدگی کند و محصلین بتوانند با او که کمتر احساس خجلت می کنند بیشتر در تماس باشند و سوالات خود را در میان بگذارند و اگر عقب افتاده اند بپرسند و ...
بیست و نهم آنکه هنگام حرکت از مجلس درس بگوید (( سبحانک اللهم و بحمدک اشهدان لااله الا انت استغفرک و اتوب الیک سبحان ربک رب العزه عمایصفون و سلام علی المرسلین و الحمدالله رب العالمین ))

به نقل از کتاب جلوه های معلمی استاد

http://www.payamemehr.ir/?id=137&lang=fa&subdomain=pish4