هفته گذشته فرصتی دست داد تا برای مدتی از دست هوای گرم و آلوده تهران نجات پیدا کنم و به دعوت یکی از بستگان در شهر تاریخی آستانه مهمان باشم. به همین خاطر از بابت آپ نکردن از همه شما بزرگواران معذرت می خواهم.

جای شما خالی بود در آستانه اراک همه چیز عالی است هوای بسیار لطیف و سرد ، آب گوارا و زلال ، تاکستانهای سرسبز و پربار، بوته زارهای خیار و کشتزارهای هویج و باغهای هلو و آلوچه و خصوصاً سیب های گلاب . شهر تاریخی آستانه در 30 کیلومتری اراک و در محاصره سه رشته کوه بزرگ قرار دارد و وجود سه امامزاده بزرگوار در این شهر، چهره ویژه ای به شهربخشیده است. می گویند (البته مطابق شواهد، اسناد و آثار به دست آمده) قدمت شهر به دوران آغاز این مرز و بوم می رسد دوران مادها و قبل از اسلام .زمانی که به این شهر کرج ابودلف می گفتند (بزرگترین و وسیعترین شهر در ایران مرکزی آن زمان). چیزی که باعث مباهت من می شد حضور در این سرزمین تاریخی بود.نمی دانم تا حالا این احساس را داشتید تا نه ولی عبور از کشتزارها و باغهایی که در زیر خاک آن تمدنی کهن دفن شده است به انسان احساس عجیبی دست می دهد.

اما چیزی که مرا به فکر کردن وامی داشت حفاری های سودجویانه غارتگران میراث فرهنگی است. سوراخهای متعدد در اطراف شهرهمچون زخمهایی است که چهره زیبای شهر را مجروح ساخته است . گویا هر از چندگاهی پیدا شدن گوشه هایی از تاریخ گذشته این سرزمین شرایطی را به وجود آورده که کمتر کسی از وسوسه یافتن دفینه ای نهفته در دل خاک در امان باشد و یا رویای آنرا در سر نداشته باشد. بهر حال افسانه ها(مثلاً وجود تابوت طلا) و پیداشدن سکه ها و قبرها و کوزه ها در زمین های کشاورزی ، که تاریخ و هویت گذشته این سرزمین می باشند شرایط تاسف انگیزی را برای این منطقه بوجود آورده است. نکته دیگر این که چرا این منطقه تا به حال جزو مناطق ویژه و اولویت دار سازمان میراث فرهنگی قرار نگرفته است؟ شاید منتظر هستیم تا همان بلایی که سر جیرفت و خیلی دیگر از مناطق نیز آمده بر سر این منطقه نیز بیاید و تازه آن زمان به فکر پاسداران میراث فرهنگی و حفاظت از این مناطق بیفتیم! البته کوتاهی سازمان میراث فرهنگی ، نکته ای قابل تامل است که جای خود دارد. اما واقعاً چه بر سر فرهنگ این کشور آمده است که آثار تمدنی آن باید بدین شکل غارت شود؟

به راستی در ابن بین نقش آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد فرهنگی در این زمینه چه بوده است؟ ما معلمین چه می توانیم انجام دهیم که نوجوانان و جوانان ما ، اکنون و آینده از حامیان میراث فرهنگی مان باشند نه غارتگران آن؟