نمی دانم این روزها چه مقدار مطبوعات کشور را مطالعه می نمایید اما به هر حال به نظر می رسد مراجعه به اخبار در تمام زمینه ها خصوصاً از نوع سیاسی آن تا اواسط مردادماه در اوج خود باشد . در بین تمام اخبار مهم و غیر مهم، آگهی دعوت معلمان کشور برای شرکت در پذیره نویسی یک شرکت پتروشیمی در نوع خود جالب به نظر می رسد. که از همه ی فرهنگیان دعوت نموده است تا ۸/۵/۸۸ به کارشناسی های امور رفاهی و تعاون ادارات تابعه ی خود مراجعه نمایند. ( روزنامه همشهری پرتیراژترین روزنامه کشور به تاریخ ۵/۵/۸۸ص ۲۱ و هفته قبل از آن)

در نگاه اول بسیار خوب و قابل تقدیر است که بزرگوارانی پیدا شده اند با عرضه ی عمومی یک سهام ظاهراً مناسب، آنرا به افتخار معلمان با تسهیلات مناسب به آنان واگذار نمایند. اما نکاتی قابل طرح است :

 ظاهراً دم دست ترین گروه اجتماعی قابل اعتماد که بتواند جای خالی عدم اقبال عمومی به این سهام را را پر نماید معلمان هستند . بدون شک هیات موسس این شرکت ها شیفته جمال معلمان نیستند آنان اگر می توانستند منابع خود را تامین نمایند هیچگاه سراغ معلمان نمی آمدند. با این وجود چنین برخوردی در ذهن بیشتر معلمان قصه نخود و عدس و بن و... این ماجراها را به ذهن متبادر می سازد.

از طرفی اداره کل تعاون و پشتیبانی وزارتخانه طبیعتاً باید از معلمان و شأن آنان حمایت نماید و توضیحاتی پیرامون این توافقات به عمل آمده ارائه نماید.

بدون شک همه ی ما برای دریافت یک وام یک میلیون تومانی مدتها اسیر بانکها و موسسات اعتباری و شرایط و مقررات آنان شده ایم ؟ اما بی گمان همه می دانند که دریافت وام های کوچک بسیار مشکل تر از وام های کلان است. بررسی این نکته که این شرکت ها چگونه با بانک کشاورزی برای اهدای یک وام یک و نیم میلیونی به هر فرهنگی با نرخ دوازده درصد توافق کرده اند و توضیحات این بانک برای افکار عمومی معلمان جالب خواهد بود؟

 نکته دیگر این که مطابق برخی اخبار ، بسیاری ازموسسات اقتصادی که اطلاعات خود را شفاف ارائه می نمایند در وضعیت زیان ده را می باشند ایران خودرو  و ۱ و ایرالکو نمونه ای از این موارد است که نشان از شواهدی حاکی از رسیدن موج سونامی سال گذشته به موسسات اقتصادی کشور است. در این شرایط که بورس و بنگاههای اقتصادی با وامهای بزرگ بانکی، وضعیت نامناسبی دارند. وظیفه معلمان است (که از اجرای لایحه شیرین خدمات کشوری و حل مشکلات اقتصادیشان خاطرات خوشی دارند)، اندکی از آن افزایش حقوق را صرف خرید سهامی نمایند که سالها بعد درخت آرزوهای آنان را به بار خواهند نشاند. اگر به سرنوشت شرکت هایی هم چون پتروشیمی گلستان دچار نشود...

 به هر حال نگاهی که نسبت به معلم و میزان درک و فهم او وجود دارد بسیار قابل تامل است .