تحول در آموزش و پرورش

     در حالیکه تا چندی قبل تحول در آموزش و پرورش در حد شعار و سخنرانی مطرح بود بعد از دیدار مسئولان آموزش و پرورش با مقام معظم رهبری این سخنان شکل جدی تری به خودش گرفته و در سطح وزیر و معاون وزیر در شکل گسترده تری مطرح می شود. 

      وزير آموزش و پرورش چند روز پيش گفت: تحولا‌تي كه در سيستم آموزش و پرورش كشور بايد انجام بگيرد در حد دادن امكاناتي مانند كامپيوتر و... به مدارس محدود نمي‌شود. ما بايد به سمت يك دگرگوني در نظام آموزش و پرورش حركت كنيم. اين سخنان وزير در مطبوعات به عنوان انقلا‌ب فرهنگي در آموزش و پرورش تعبیر شد. در همين حال دبيركل شوراي‌عالي آموزش وپرورش اخيراً از تدوين ويراست نخست الگوي مهندسي و چرايي تحول در ‌آموزش و پرورش خبر داد. از سوي ديگر فرشيدي همچنان بر تدوين فلسفه تعليم و تربيت تاكيد دارد. ‌با اینحال در مورد این تحول شگرف ابهام هایی در مورد زمینه ها و چگونگی  و سطوح اجرای آن وجود دارد ؟ جناب فرشیدی اظهار داشته اند: بعد از پيروزي انقلا‌ب اسلا‌مي تاكنون اگرچه برخي اصلا‌حات ساختاري در آموزش و پرورش صورت گرفته بود اما هيچ اقدامي در تحول بنيادين نظام آموزشي كشور انجام نشده بود.

       امیدواریم این تحول ابتدا در نگرش ما به مقوله تعلیم و تربیت و شکل اجرایی و کاربردی، آنچنان که در مدارس ما اجرا می شود را در برگیرد و تمام شرایط و لوازم آن را شامل شود و از طرفی نگاه تک بعدی و یک جانبه پرهیز گردد و اگر قرار است این نظام آموزشی هزار وصله که بنیان های سست آن بر همگان نمایان شده است تغییر یابد لزوم توجه کیفی بدان مورد عنایت دقیق قرار گیرد و ضمن ارج نهادن به زحمت تمام بزرگوارانی که در 28 سال گذشته تعلیم و تربیت این مملکت را بر عهده داشته اند و بدون اینکه بخواهیم مقصررا فلان نهاد و فلان گروه و آدم معرفی کنیم به دنبال آن باشیم که با تجربه این چند دهه زمینه هایی را فراهم سازیم تا جوانانی شایسته و امیدوار تربیت نماییم. و امیدواریم در نهایت تحول بنیادین مورد نظر به ارائه نظرات غیرکارشناسی همچون مطلب زیر ختم نشود که :

        اكثريت معلمان موجود بر اساس مكتب سكولا‌ريسم تربيت شده‌اند و بر حسب مكتب مذكور متعلمان                                                                           را ‌آموزش مي‌دهند. آموزش و پرورش موجود بر پايه‌هاي مكتب استعماري سكولا‌ريسم بنا گرديده و در جهت ‌منافع مستكبران طراحي شده است.

و برای ایجاد تغییرات بنیادین راه حل های زیر را ارایه نماییم که :

     سختگيري در گزينش معلمان، طولا‌ني كردن ساعت تدريس، كاهش تعطيلا‌ت تابستاني و تغيير ساعت كار مدارس از بام تا شام، اعلا‌م زمان درس با اذان، انتخاب مكان مسجد براي تعليم و تغيير كتاب‌هاي درسي توسط مولفان جديد و عنايت خاص به رهنمودهاي آيات جوادي‌آملي و مصباح‌يزدي در كنار رهنمودهاي امام راحل و مقام معظم رهبري است.
    بدون هیچ شبهه ای ما سخنان بزرگان دین خود را برچشم می نهیم اما بی شک در نظام آموزشی ما مظلوم تر از معلم فردی را سراغ نداریم که تغییرات در ابتدا در مورد او اجرا گردد همانطور که این چند روزه شنیدید
حذف پاداش مناطق محروم ، کاهش میزان حق الزحمه حق التدریس، لغو پاداش 176 ساعت و...به هر علتی که باشد از جمله این تغییرات به شمار می رود . جامعه معلمان تعهد و تخصص خود را بارها در صفوف مقدم انقلاب اسلامی پس داده است و پرداختن به سخنانی همچون مطلب بالا جز تشویش اذهان عمومی و برچسب زدن به قشری که صادقانه و خالصانه در نظام اسلامی به خدمت مشغول اند چیزی نیست. این گونه اظهارات حاکی از آن است که ما هنوز قسمت اعظمی از جامعه ای که قصد تغییر در آن را داریم به خوبی نمی شناسیم پس چگونه قصد چنین کاری را داریم؟!؟!؟!  

ما و راه امام جعفر صادق(ع)

      شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) را خدمت همه ی رهروان آن امام همام تسلیت عرض می نمایم و امیدوارم که ما معلمین بتوانیم به پیروی از ایشان در گسترش و نشرعلم کوشا باشیم. بی شک این مهم اتفاق نمی افتد مگر با شناخت دقیق مکتب امام جعفر صادق (ع) و توجه به شاخصهای که باعث شد تا ایشان در گسترش و نشر علم موفق باشند . آنچه امروزه می تواند ما را تا حدودی به راه ایشان نزدیک گرداند توجه به توسعه فرهنگ پژوهش و جستجوي روش‌هاي نوين درعلوم است تا از طريق آن فرصت انديشيدن براي دستيابي به راه‌هاي نو براي حل امور و مسايل جديد ايجاد شود؛ چیزی که در آموزش و پرورش ما در بسیاری مواقع فقط شعار آن بلند می شود بدون آن که شما واقعاً تغییری در خروجی های آن بیابی . البته آفت آمارگرایی که از طریق آن میزان پیشرفت یک دانش آموز ، مدرسه ، اداره ، وزارتخانه مشخص می شود از آفات بزرگ در این راه می باشد . با این وجود نباید فراموش کنیم که هر کدام از ما قبل از توجه و کنکاش این آمارها و درصدها باید به ماهیت آموزش و یادگیری توجه نماییم چرا که رسالت ما قبل از هر چیز تربیت انسان‌هايي متدين، خلاق، فكور، پرسش‌گر، بلندهمت، اميدوار به آينده، شجاع، منضبط و در يك كلام انسان كامل است.

قیصر امین پور

عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی ، یاد خواهد برد باری

روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیت ها ، نامی از ماندگاری

 

و ناگهان چه زود دیر شد و امین پور از بین ما رفت. 

امین پور کار خود را با معلمی در مقطع راهنمایی در سال های 60 تا 62 شروع کرد و در ادامه به تدریس در دانشگاههای الزهرا و تهران پرداخت. شعر او دغدغه های زندگی معاصر است درحالیکه بوی کهنگی نمی دهد در حالیکه تو را به خودت دعوت می کند و تو نیز با شعرهمراه می شوی و با صمیمیت نهفته در شعر آنرا از خود و با خود می یابی . او شاعر زمان خود بود و تحولات اجتماعی جامعه ما از جنگ و تحولات بعد از آن در شعر او موج می زند. در غزلهای شیوای او واژگان جدید و امروزی ؛ آدمهایی را برای ما به تصویر می کشد که همه روزه با آنها سرو کار داریم و آنها را در جامعه می بینیم و با آنها زندگی می کنیم:

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری       شوق پرواز مجازی، بال های استعاری

لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن  خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری

ویژگی سخن او را باید درخودمانی و سادگی و روان بودن و زیبایی چشمگیر و واژه های جذاب و اندیشه های نو و جدید و زبان امروزی  شعرش جستجو نمود.

امروزدیگر در کلاس درس فارسی مان بدون حضور او باید شعرزندگی او را بخوانیم که :

غنچه با دل گرفته گفت :

زندگی

لب زخنده بستن است

گوشه ای درون خود نشستن است

گل به خنده گفت

زندگی شکفتن است

با زبان سبز راز گفتن است

گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد

تو چه فکر می کنی

کدام یک درست گفته اند

من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است

هرچه باشد او گل است

گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!

او که کار خود را با آرمان گرایی انقلابی آغاز نموده بود رفته رفته به واقع گرایی رسید و شاید به همین خاطر نسل جوان ما به شعر او دل سپرده است

سراپا اگر زرد و پـــژمــــرده ایم                ولی دل به پاییــــز نسپـــــرده ایم

چو گلــــــدان خالی لب پنجـــره               پر از خاطـــرات ترک خـــورده ایم

اگر داغ دل بود ، ما دیــــــده ایم              اگر خون دل بود ما خـــــــورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایـــــــم               اگر داغ شـــــــرط است ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان ، گردنیــــــــم                اگر خنجر دوستان، گــــــــرده ایم

گواهی بخواهید، اینک گــــــــــواه             همین زخم هایی که نشمــــــرده ایم

دلی سربلند و سری سر به زیـــر             از این دست عمری به سر برده ایم

 

برخی آثار او : ظهر روز دهم ، به قول پرستو، تنفس صبح، در کوچه آفتاب ، منظومه روز دهم ، توفان در پرانتز ، بی بال پریدن ، گلها همه آفتاب گردانند و ...

 

حرفهای ما هنوز ناتمام

تا نگاه می کنی وقت رفتن است...