ما آموزش شنا نمی خواهیم ، حیاط شیب دار مدرسه مان را درست کنید

         چند روز قبل با دانش آموزان یکی از مدارس، پیرامون آموزش شنا در مدارس صحبت می کردم . دانش آموزان مهربان و صمیمی به صحبت های من می خندیدند آنان فکر می کردند دارم دستشان می اندازم. آنها یکدل و یک صدا فریاد می زدند ما آموزش شنا نمی خواهیم شما شیب نیم متری حیاط کوچک مدرسه ما را صاف کنید تا روی همین آسفالت سفت و سخت فوتبال بازی کنیم... معمولاً سنگ بزرگ علامت نزدن است....

         وزير آموزش و پرورش در یاسوج خاطرنشان کرد:  در سطح کشور چهار هزار سالن ورزشي و استخر شنا، 20 هزار معلم و 32 انجمن ورزشي براي مدارس وجود دارد و تعدادي ديگر را ايجاد خواهيم کرد. به نظر می رسد توجه به ورزش در دوره جناب حاجی بابایی بسیار جدی خواهد بود .البته بسیار خوب و مبارک و قابل تحسین .بر اساس آموزه های دین مبین اسلام آموزش شنا و تیراندازی و اسب سواری از ورزش های سفارش شده است. و صد البته ورزش در مدرسه يك ضرورت است . بر این مبنا وزارت آ.پ بر اساس طرح مصوب تصمیم دارد در زمینه ی ورزش در آ.پ انقلاب بزرگی به پا نماید . بر اساس این مصوبه در مرحله اول ورزش شنا برای مدارس ابتدایی اجباری شده و در ادامه حركات زميني ژيمناستيك و تيراندازي با كمان نيز بدان فزوده خواهد شد.

ادامه نوشته

ایثار و دیگر هیچ " یاد و خاطره مربی قرآن  شهیده ،  حمیـده دانـش را گــــــرامــی می داریم "

        السلام عليك يا فاطمه الزهرا  ، در سکوت حیرت افزای رسانه های خبری و حتی وزارتی که داعیه ی اطلاع رسانی از معلم و نظام اموزشی را دارد و در حالی که سازمانهای آ.پ خراسان رضوی،شمالی،جنوبی حتی خبری در این زمینه منتشر نساخته اند. معلم فداکاری از سرزمین خراسان با نثار جان خود درس ایثار و از خود گذشتگی را به ما آموخت. گوییا خراسان همیشـــــه چنین بوده است. خبر غم انگیز ، دردناک و متأثرکننده مهربان معلمی که حتی نام او نیز در هیاهوی سکوت رسانه ای گم شده است ، بسیار تکان دهنده بود. روحش شاد و راهش پر رهرو . نثار روح پاکش صلوات می فرستیم

یاد و خاطره معلم قـرآن  شهیــده ،  حمیـده دانـش را گــــــرامــی می داریم

و نوشته ی رسول عزیز را با هم می خوانیم:

برداشت ناقص تابناک از این مطلب

            معلم فداکار به خاطر نجات جان دختر دانش‌آموزدر سد کارده اطراف شهر مشهد  به کام مرگ رفت 80 دختر دانش‌آموز یک مدرسه در مشهد روز پنجشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال‌جاریهمراه معلمان خود برای اردوی تفریحی به سد کارده در اطراف مشهدرفته بودند .دانش‌آموزان در کنار معلمانشان ناهار اردو را خوردند و در کنار سد مشغول قدم‌زدن بودند که ناگهان یکی از دختربچه‌ها به داخل رودخانه سقوط کرد. دانش‌آموزان با دیدن صحنه سقوط همکلاسی خود جیغ می‌کشیدند و از معلمان خود کمک می‌خواستند. همه وحشت‌زده بودند و دوستشان را در داخل آب می‌دیدند که در حال جدال با مرگ بود. لحظات دلهره‌آوری برای دانش‌آموزان و معلمان بود تا اینکه 2 تن از آموزگاران به داخل رودخانه پریدند و به کمک دانش‌آموزی که در حال غرق شدن بود، رفتند. آنها به سختی دخترک را از آب بیرون کشیدند اما خود گرفتار امواج سیل‌آسا شدند. اهالی محل نیز با دیدن این صحنه به داخل آب پریدند تا دانش‌آموز و 2 معلم را نجات دهند. یکی از معلمان دختربچه را نجات داد اما خودش به کام مرگ تلخی فرو رفت.وقتی دانش‌آموز و یکی از آموزگاران وحشت‌زده از مرگ نجات یافتند ناباورانه به جست‌وجوی معلم دیگر پرداختند اما اثری از این آموزگار فداکار نبود.این خانم معلم 24 ساله به علت خفگی در آب جان سپرده بود. هیچ‌کس باور نمی‌کرد. دانش‌آموزان بی‌اختیار اشک می‌ریختند. معلم جان دانش‌آموزش را از مرگ نجات داد اما خودش قربانی شد. ماموران جسد معلم فداکار را به پزشکی قانونی انتقال دادند تا پس از مراحل قانونی به خانواده‌اش تحویل دهند. منبع:  پارسینه

آقا اجازه؟

لیگ برتر ایران است . تیم فوتبال مقاومت شیراز و استیل اذین وارد مستطیل سبز میشوند تا نمایش خوبی از خود نشان دهند   . کمی ان طرفتر در مشهد بچه ها ی یک مدرسه  از مینی بوس ها پیاده می شوند و وارد فضای سبز اطرف سد میشوند تا همکاری و کار گروهی را در اردو تمرینی کرده باشند .

فرصت های گل یکی پس از دیگری برای هردو تیم از دست می روند تماشاچیان  دست می زنند و صدای سوت  وبوقشان به اسمان می رود این بازی عجب رقابتی شده است . در مشهد هم بچه ها زندگی را تجربه می کنند و در عین رقابت با هم بازی می کنند و صدای خنده و شادیشان روح اب را هم تازه می کند.

بازیکن شیرازی در فرصت گل قرار می گیرد او حتی دروازبان را هم جا می گزارد . لحظه حساسی است .به نظر می رسد دروازبان مصدوم شده است . بازیکن منصرف میشود تو پ را گل نمی کند و به یاری دروازبان می رود . گزارشگر رسانه ملی با هیجان معروفش فریاد می زند : چه می کند این بازیکن ... 

در مشهد ۸۰دانش اموز  و معلم هایشان گرم یاد گرفتن ویاد دادن هستند. ناگهان صدای جیغ و فریاد بلند میشود . اینجا هم بوی گل می اید درست مانند انجا....

انجا بازی تمام میشود و مرد فوتبالیستی که بی خیال گل شده و از توپ گذشته و ان را با تور اشنا نکرده است .  قهرمان می شود  گزارشگر همچنان از او می گوید که چه  ایثار یکرده است و چه جوانمردی است او و تمنا می کند ای کاش کودکانمان او را الگوی خود کنند .....

در مشهد جیغ و گریه خبر بدی دارد یکی از گلها را اب برده است . دو نفر از معلم ها از همه ی درواز ها عبور می کنند و دل به دریا می زنند . انها بی خیال گل نمی شوند گل را از اب می گیرند . اما صدای هیچ گزارشگری نمی اید که : چه می کند این .....

انجا تماشاچیان کم کم ورزشگاه را ترک می کنند . در مشهد اما هر لحظه بر موج تماشاچیان در کنار سد افزوده می شود . یکی از دو معلمی  که گل را از اب گرفته اند اسیر آب شده است .او  همه دوازبان ها را رد کرده و تور را پاره کرده است و به اسمان رفته است .

 همه سرگرم تجلیل و تقدیر از فرصتی که گل نشد و توپی که تور را پاره نکرد هستند . گزارشگر با حرارت  حرکت بازیکن شیرازی را اوج جوانمرد ی وایثار توصیف می کند . همه برای تقدیر از او بسیج میشوند حتی فرمانده ی بسیج.

در مشهد از۱۶اریبهشت تا کنون بچه ها که درس ایثار را از معلمشان در اردوی زندگی ازبر شده اند چشم به صفحه ی جعبه جادویی بسته اند و نگاهشان به روزنامه ها ست تا شاید  درس امروزشان را با همه ی ایرانی ها مرور کنند . منتظرند گذشت  مربی شان از همه ی دروازه های دنیا و شکوه ایثار را برای همه معنا  کنند.انتظارشان بیهوده  است . همه سرگرم و مست توپی که گل نشد شده اند. غمگنانه خاطره ی ایثار معلمشان را و درس بزرگی را که از او آموختند به سینه هایشان می سپارند و گلهای سفیدی را از دستان کوچک به بزرگی اب می سپارند.

 هر چه باشد این اب به اقیانوس می پیوندد .....  

معلم شدن چه آسان

        با اعلام وزارت آ.پ بیش از هفتصد هزار نفر در آزمون استخدامی این وزارت خانه ثبت نام نموده اند. فرایند اطلاع رسانی، شیوه ثبت نام و برگزاری این آزمون به لحاظ وسعت کار ، از موفقیت های بزرگ آ.پ به شمار خواهد رفت. حال بماند که مصوبه مجلس و سخنان وزیر گرامی یک چالش جدید برای استخدام شصت هزار نیروی جدید به شمار می رود . به نظر می رسد با وجود نیروهای حق التدریس فراوان فعلی، نحوه ورود نیروهای جدید با دشواری هایی ، همراه باشد!  اما با توجه به رشته های محدود اعلام شده و حجم بالای ثبت نام ، وضعیت بیکاری جامعه تا حد زیادی نمایان می گردد. از هر زاویه ای که به موضوع نگاه کنیم ، اشتغال جوانان این سرزمین مهمترین عامل سودمند برای جامعه به شمار خواهد رفت . اما در نظر گرفتن پیامدها و نتایج اجرای چنین طرحی برای آ.پ بسیار قابل تأمل خواهد بود.

          این روزها با توجه به تئوری هزینه و فایده و البته الزامات قانونی پیرامون فشرده سازی ببخشید کوچک سازی بخش دولتی ، گفته می شود که تربیت معلم مقرون به صرفه نیست و حداقل آ.پ نمی تواند این کار را انجام دهد. یادش به خیر کمی دورتر برای معلم شدن دوران دانشسرا و تربیت معلم و تعهد دبیری مکانیزم انتخاب معلمان این سرزمین بود (چنانکه تربیت معلم ها دایر می باشند) و بعد طی آموزش های فراوانی علمی ، روانشناسی افراد صلاحیت معلمی می یافتند . اما اکنون تنها با یک آزمون و طی چند ساعت ضمن خدمت، معلمین انتخاب به کلاس های درس راه می یابند . جوانان عزیز سرزمینم ناراحت نگردند و خرده مگیرند که خارج شدن امور از چرخه طبیعی که پشتوانه مطالعات فراوان و تجربی و بین المللی دارد خود جای بحث فراوان دارد. به نظر می رسد عوامل آشکار و پنهان فراوانی که سیاست گزاران آموزشی ما را به سمت جذب نیرو بدین شکل سوق می دهد به معنای تحمیل هزینه های غیرقابل پیش بینی فراوانی برای جامعه علمی، آ.پ ، خانواده ها و دانش آموزان و ... خواهد بود و حداقل آن هزینه های فرایند کسب تجربه برای معلمین جدید خواهد بود که دانش آموزان تاوان آن را می پردازند.

ادامه نوشته

داستانک ۸

      اون قدیم قدیما در یک سرزمین بسیار دور دور ، سیستم آموزشی به نام... بود که در اون سیستم الکترونیکی راه افتاده بود . اما ساکنان اون سرزمین دور دور مثل اینکه مهارت عجیبی در درک نادرست مسایل ! دور زدن قانون ! ... حالا هرچی... داشتند. مثلاً توی اون سرزمین دور دور رسم بود کاغذهای زیادی هر روز به عنوان (شما بخوانید بخشنامه) روی تابلوهای (شما فکر کنید مدارس) آویزان می کردند ( شما در نظر بگیرید در بیش از صد هزار مدرسه ؛ روزانه چند تن کاغذ) !  که دبیران ببینند و اگاه شوند و امضا کنند و ... همه اعتراض کردند و گفتند بابا اسرافه !

خلاصه همه با هم نظام الکترونیکی را راه اندازی کردند تا جلوی این بی نظمی را بگیرند. سیستم الکترونیکی راه افتاد اما باز هم برگه های فراوان همان بخشنامه ها روی تابلوها آویزان بود... اما این بار یک تفاوت داشت! اگه گفتید :

ادامه نوشته

معلم ای فروغ دانایی

       

 

 

       ای از تبار تمام پاکی ها ، ای تمام اخلاق ، ای جادوگر واژه ها ، ای میراث دار گنجینه های حکمت ، ای بهار همیشه سرسبز ، ای ناجی دانایی ، ای که پنجره ی امید و آرزو را به رویم باز گشودی ، ای معلم روزت مبارک .  دست بوس و ثناگوی تمام بزرگوارانی هستم که از خرمن معرفت شان خوشه چیدم و به ویژه استاد حسنی عزیز - معلم ارجمندم در پایه اول دبستان – خرمن خرمن گل تقدیم تمام معلمان عزیز کشورم باد. من در وصف تو چه گویم در حالی که استاد امیری می فرماید :

انـوار تـو روشـنگر دل هـاست معـلّم                   نـام تـو بـرازنـده  و زيـباست معـلّم

در چـرخ  ادب  اختـر تـابـان كـمالي                   ايثـار تـو از كـار تـو   پيـداست  معلّم

چون شمع فروزان همه در سوز و گدازي            روشن زفروغت  دل  و جـان هاست معلّم

اندوختي آن گنج كه در سينه به صد رنج              سرمـايـه ي تهـذيب هـويداست  معلّم

هـرگـل كه به گلستان ادب گشت شكوفا                از رايـحه ي لطف تـو بـوياست معـلّم

الفاظ  دٌرربار  تـو  چـون ابـر بـهاري                  در گلـشن دانـش چـمن آراست  معلّم

اين كوشش امروز تو  در خدمت  فرهنگ            سازنـده  ي آيـنده و فـرداست معـلّم

گـر مـام عزيز است و پدر سخت گرامي              قـدر تـو ولـي از هـمه والاست معـلّم

تنـها متـعلّم  نه بـه بـال مـهرِتـو دارد                  خـرسـند  ز تـو  خـالق يكـتاست  معلّم

هركس كه برد خوشه اي از  خرمن  فضلت         بارد به سرت  گـل  زچپ و راست معـلّم

اي تـوده ي زحمتكش  و آزاده ي ايران               نام تـو  گٌـل  سـرسـبد ماسـت  معـلّم

در مانده  ز وصفت قلم و طبع امـير است            چون قطره كه شرمنده ي درياست معـلّم 

ادامه نوشته

معرفی چهره موفق در آ.پ

    اعتقاد دارم بیش از آنکه حرف بزنیم باید عمل کنیم و اکنون آ.پ بیش از هر زمانی به معلمانی و مسئولینی عمل گرا نیاز دارد. چنانکه همه می دانیم دو صد گفته چون نیم کردار نیست. مهم نیست دیده می شویم یا نه ؟! نمونه بارز عمل گرایی و همت مضاعف و کار مضاعف در آموزش و پرورش را می توان در آقای سیدعلی قابلی یافت . مردی که بدون شک باید به عنوان نماد همت مضاعف و کار مضاعف آموزش و پرورش در شهر گرگان و کشور از او قدردانی نمود.  جوان ، ساده و بی آلایش و خودمانی، بسیار خندان و خوش برخورد ، فعال و البته جدی در مسایل کاری است. آقای سید علی قابلی را می گویم. بدون شک ایشان را باید یکی از افراد مهم آ.پ در سال ۱۳۸۸ به شمار آورد.

    در نوروزماه امسال توفیق هم کلامی با ایشان، در شهر سرسبز گرگان نصیبم شد. آقای قابلی نزدیک به ۱۱ ماه مسئولیت قسمت حقوقی آ.پ شهر گرگان را به عهده داشته است . کاری که ایشان در مدت کمتر از یازده ماه انجام داده بدون شک برابر با کل تاریخ آ.پ در شهر گرگان و رکورد و نمونه ای ایده آل برای آموزش و پرورش کل کشور است. (همانطور که می دانید یکی از مشکلات بزرگ آ.پ مشکل مالکیت مراکز آموزشی و موضوع اخذ اسناد ملکی و منابع مالی برای آنان است که سبب بروز مسایل عدیده ای شده و اگر تلاش مضاعفی صورت نگیرد مشکلات بیشتر هم خواهد شد.)

     موفقیت آقای قابلی اخذ ۲۵ سند ملکی برای املاک آموزش و پرورش شهر گرگان در مدت حدود یازده ماه می باشد و شش مورد نیز مرحله دوم آگهی روزنامه ای را پشت سر گذاشته است. بیشتر مدارس شهر با همکاری مدیران مدارس دارای پرونده شده و تا حدود بسیاری نیز پیشرفت در امور حاصل شده است.

         جالب است بدانید در مدت سی سال بعد از انقلاب فقط سی عدد سند ملکی آ.پ شهر گرگان اخذ شده بود. یعنی هر سال یک عدد سند ملکی. اما در این مدت اندک؛ ایشان برابر با سی سال گذشته فعالیت داشته اند و نکته ی جالب تر این که کل فرایند اخذ اسناد در همین مدت و بدون داشتن پرونده ملکی از گذشته انجام شده است و مهمتر آن که مقایسه کنیم بین تعداد مدارس شهر و املاک سنددار و بدون سند شهر . درآمد زایی ، جذب منابع برای اخذ اسناد ، تسریع در جهت گرفتن اسناد، ساماندهی وضعیت ملکی مدارس شهر و... همه و همه از توفیقات جناب آقای قابلی به شمار می رود که می تواند نمونه ایی برای سایر مناطق کشور باشد.

        عشق و علاقه ایشان به آ.پ قابل ستایش و تقدیر است بدون شک آقای قابلی نماد همت و کار مضاعف به شمار می روند. شایسته است مسئولین حقوقی آ.پ ضمن قدردانی از این چهره موفق در آ.پ، روش و شیوه ایشان را برای سایر مناطق معرفی نمایند بدون شک مطبوعات و مجلات آموزشی و پرورشی به خوبی می توانند این کار را انجام دهند. به امید آ.پ سربلند و موفق تر