السلام عليك يا فاطمه الزهرا ، در سکوت حیرت افزای رسانه های خبری و حتی وزارتی که داعیه ی اطلاع رسانی از معلم و نظام اموزشی را دارد و در حالی که سازمانهای آ.پ خراسان رضوی،شمالی،جنوبی حتی خبری در این زمینه منتشر نساخته اند. معلم فداکاری از سرزمین خراسان با نثار جان خود درس ایثار و از خود گذشتگی را به ما آموخت. گوییا خراسان همیشـــــه چنین بوده است. خبر غم انگیز ، دردناک و متأثرکننده مهربان معلمی که حتی نام او نیز در هیاهوی سکوت رسانه ای گم شده است ، بسیار تکان دهنده بود. روحش شاد و راهش پر رهرو . نثار روح پاکش صلوات می فرستیم
یاد و خاطره معلم قـرآن شهیــده ، حمیـده دانـش را گــــــرامــی می داریم

و نوشته ی رسول عزیز را با هم می خوانیم:
برداشت ناقص تابناک از این مطلب
معلم فداکار به خاطر نجات جان دختر دانشآموزدر سد کارده اطراف شهر مشهد به کام مرگ رفت 80 دختر دانشآموز یک مدرسه در مشهد روز پنجشنبه 16 اردیبهشتماه سالجاریهمراه معلمان خود برای اردوی تفریحی به سد کارده در اطراف مشهدرفته بودند .دانشآموزان در کنار معلمانشان ناهار اردو را خوردند و در کنار سد مشغول قدمزدن بودند که ناگهان یکی از دختربچهها به داخل رودخانه سقوط کرد. دانشآموزان با دیدن صحنه سقوط همکلاسی خود جیغ میکشیدند و از معلمان خود کمک میخواستند. همه وحشتزده بودند و دوستشان را در داخل آب میدیدند که در حال جدال با مرگ بود. لحظات دلهرهآوری برای دانشآموزان و معلمان بود تا اینکه 2 تن از آموزگاران به داخل رودخانه پریدند و به کمک دانشآموزی که در حال غرق شدن بود، رفتند. آنها به سختی دخترک را از آب بیرون کشیدند اما خود گرفتار امواج سیلآسا شدند. اهالی محل نیز با دیدن این صحنه به داخل آب پریدند تا دانشآموز و 2 معلم را نجات دهند. یکی از معلمان دختربچه را نجات داد اما خودش به کام مرگ تلخی فرو رفت.وقتی دانشآموز و یکی از آموزگاران وحشتزده از مرگ نجات یافتند ناباورانه به جستوجوی معلم دیگر پرداختند اما اثری از این آموزگار فداکار نبود.این خانم معلم 24 ساله به علت خفگی در آب جان سپرده بود. هیچکس باور نمیکرد. دانشآموزان بیاختیار اشک میریختند. معلم جان دانشآموزش را از مرگ نجات داد اما خودش قربانی شد. ماموران جسد معلم فداکار را به پزشکی قانونی انتقال دادند تا پس از مراحل قانونی به خانوادهاش تحویل دهند. منبع: پارسینه
آقا اجازه؟
لیگ برتر ایران است . تیم فوتبال مقاومت شیراز و استیل اذین وارد مستطیل سبز میشوند تا نمایش
خوبی از خود نشان دهند . کمی ان طرفتر در مشهد بچه ها ی یک مدرسه از مینی بوس ها پیاده می شوند و وارد فضای سبز اطرف سد میشوند تا همکاری و کار گروهی را در اردو تمرینی کرده باشند .
فرصت های گل یکی پس از دیگری برای هردو تیم از دست می روند تماشاچیان دست می زنند و صدای سوت وبوقشان به اسمان می رود این بازی عجب رقابتی شده است . در مشهد هم بچه ها زندگی را تجربه می کنند و در عین رقابت با هم بازی می کنند و صدای خنده و شادیشان روح اب را هم تازه می کند.
بازیکن شیرازی در فرصت گل قرار می گیرد او حتی دروازبان را هم جا می گزارد . لحظه حساسی است .به نظر می رسد دروازبان مصدوم شده است . بازیکن منصرف میشود تو پ را گل نمی کند و به یاری دروازبان می رود . گزارشگر رسانه ملی با هیجان معروفش فریاد می زند : چه می کند این بازیکن ...
در مشهد ۸۰دانش اموز و معلم هایشان گرم یاد گرفتن ویاد دادن هستند. ناگهان صدای جیغ و فریاد بلند میشود . اینجا هم بوی گل می اید درست مانند انجا....
انجا بازی تمام میشود و مرد فوتبالیستی که بی خیال گل شده و از توپ گذشته و ان را با تور اشنا نکرده است . قهرمان می شود گزارشگر همچنان از او می گوید که چه ایثار یکرده است و چه جوانمردی است او و تمنا می کند ای کاش کودکانمان او را الگوی خود کنند .....
در مشهد جیغ و گریه خبر بدی دارد یکی از گلها را اب برده است . دو نفر از معلم ها از همه ی درواز ها عبور می کنند و دل به دریا می زنند . انها بی خیال گل نمی شوند گل را از اب می گیرند . اما صدای هیچ گزارشگری نمی اید که : چه می کند این .....
انجا تماشاچیان کم کم ورزشگاه را ترک می کنند . در مشهد اما هر لحظه بر موج تماشاچیان در کنار سد افزوده می شود . یکی از دو معلمی که گل را از اب گرفته اند اسیر آب شده است .او همه دوازبان ها را رد کرده و تور را پاره کرده است و به اسمان رفته است .
همه سرگرم تجلیل و تقدیر از فرصتی که گل نشد و توپی که تور را پاره نکرد هستند . گزارشگر با حرارت حرکت بازیکن شیرازی را اوج جوانمرد ی وایثار توصیف می کند . همه برای تقدیر از او بسیج میشوند حتی فرمانده ی بسیج.
در مشهد از۱۶اریبهشت تا کنون بچه ها که درس ایثار را از معلمشان در اردوی زندگی ازبر شده اند چشم به صفحه ی جعبه جادویی بسته اند و نگاهشان به روزنامه ها ست تا شاید درس امروزشان را با همه ی ایرانی ها مرور کنند . منتظرند گذشت مربی شان از همه ی دروازه های دنیا و شکوه ایثار را برای همه معنا کنند.انتظارشان بیهوده است . همه سرگرم و مست توپی که گل نشد شده اند. غمگنانه خاطره ی ایثار معلمشان را و درس بزرگی را که از او آموختند به سینه هایشان می سپارند و گلهای سفیدی را از دستان کوچک به بزرگی اب می سپارند.
هر چه باشد این اب به اقیانوس می پیوندد .....