موارد استثنا

         اين روزها وقت كمتري براي حضور در فضاي مجازي و ديدار با دوستان دارم اما بهرحال سعي مي كنم در اسرع وقت به تمام دوستان سر بزنم و براي اين كار استثنا هم قايل نمي شوم اما طوطيان شيرين سخن چنين روايت كرده اند كه بسياري از بخشنامه ها و قوانيني كه در كشور ما وضع مي گردد شامل استثنا شده و هميشه اصلاحيه و متمم هايي به آن ها اضافه مي گردد.البته لازم به گفتن است که این اصلاحیه ها همیشه از اصل قانون هم مهمتر می شوند. شايد يكي از اساسي ترين عوامل اين موضوع عدم شناخت و احاطه ي كامل بر موضوعي باشد كه پيرامون آن قانون و در سطح خردتر بخشنامه وضع مي گردد. كه اگر چنين باشد اين سوال مطرح مي شود كه چرا قانون گذار ابتدا به بررسي بيشتر موضوع و سپس وضع قانون نپرداخته است؟ اما بعضي وقت ها اونهايي كه برايشان قانون و بخشنامه وضع مي شود آن قدر نفوذ دارند كه مي توانند روح قانون را به نفع خود تغيير دهند. كم نبودند از اين موارد استثنا، شايد يكي از بارزترين اين موارد را بتوان در بخشنامه معروف ساماندهي نيروي انساني پيدا نمود كه بند بازگشت نيروهاي مامور آموزش و پرورش اين چنين دچار استثنا شده است.  

اصلاحیه بازگشت نیروهای مامور وزارت آموزش و پرورش

به نام معلمان به کام نمایندگان

          بعد از جلسه وزیر با نمایندگان مجلس تقربیاً موضوع استیضاح منتفی به نظر می رسید اما به یکباره همه چیز تغییر نمود و طرح استیضاح وزیر محترم آ.پ اعلام وصول شد که در آن به موارد چندی اشاره شده است. اگرچه موارد استیضاح بسیاری کلی است و از قدیم گفتن سنگ بزرگ علامت نزدن است. با این وجود بخشنامه سازماندهی نیروی انسانی که ظاهراً از ابتدا نیز پاشنه ی آشیل در وزارتخانه به شمار می رفت سنگ بنای استیضاح قرار گرفت. شاید عدم توفیق سازماندهی نیروی انسانی را عدم اطلاع رسانی مناسب بدانیم با اینحال آنچه بیش از هر چیز در نزد معلمان مشاهده می شود احساس ناامنی ناشی از این بخشنامه است که بعد از آغاز سال تحصیلی به دانش آموزان و خانواده ها آنان نیز منتقل می شود و مشکلات بیشتری را برای مدارس و مناطق آموزشی ایجاد می نماید. عدم آشنایی ایشان با ساختار و روح حاکم بر نظام تعلیم و تربیت در مدت چند ماه گذشته منجر به شکل گیری بخشنامه معروف ساماندهی نیروی انسانی گردید که در بسیاری موارد با آنچه تاکنون در آ.پ معمول بوده، در تضاد است. کافی است این روزها سری به مدیریت های آ.پ در کشور بزنید تا بیشتر به موضوع پی ببرید و از بلاتکلیفی مدیر اداره تا معلمان منطقه بیشتر آگاه شوید.

        همچنین شاید به نظر آید که فشار 5 هزار نیروی استخدامی جدید و نیروهای حق التدریس  و خانواده های آنان، به نمایندگان(در فرصت تعطیلات مجلس در شهرستانها) شرط کافی برای ارایه طرح استیضاح باشد یا شاید زمان مناسبی برای عمل به قول و قرارهای انتخاباتی نمایندگان جدید باشد(دیگه همه می دادند که نمایندگان چقدر راحت پست ها را برای بعد از رای اوردن به حراج می گذارند و گرفتارتر از همه مناطق ا.پ در کشور ما ، که انتظار می رود با نماینده جدید ، مدیر آ.پ منطقه هم تغییر کند) یا شاید هم برای فراموشی ماجرای کردان نمایندگان می خواهند خودی نشان بدهند و بالاخره بگویند ما هم هستیم.

       سروران گرامی: بیشتر موارد اشاره شده در این استیضاح مدت ها نخ نما شده، به نظر شما مگر نمایندگان محترم مجلس تاکنون به این موارد عنایت نداشته اند؟ مگر نمایندگان محترم که چند ماه قبل رای اعتماد دادند از سوابق و تجربیات جناب وزیر اطلاع کافی نداشتند؟ مگر مطالبات آ.پ ریشه چند ساله ندارد؟ مگر لایحه خدمات را نمایندگان تصویب نکردند؟پس لطفاً معلمان را بهانه قرار ندهید. به نظر شما ما تا زمانی باید از اینکه استیضاح فرصتی برای طرح مشکلات آ.پ فراهم می سازد خوشحال باشیم؟ پس چه زمانی قرار است این مشکلات حل شود؟ به نظر می رسید چنانکه همگان می دانند مشکل بزرگ ما سیاست زدگی مفرط  است که در جای جای ادارات و نهادها قابل مشاهده است. تغییر مدیران از پس لرزه های همین شیوه ی نگرش به اداره امور است که البته کلی منابع را تلف می کند.

به نظر ساده انگاری خواهد بود که ما معلمان(با توجه به دلسوزی ها و پیگیری های بیش از اندازه مجلسیان محترم در چند سال اخیر پیرامون مسایل آ.پ) موارد اشاره شده را اصل موضوع بدانیم. شاید باز هم ما و نهاد ما به نوعی دیگر سپهر بلای خواسته های گروهها و جریانات سیاسی(در امتیاز گیری از یکدیگر) قرار گرفته ایم که در راس آن ریش سفیدان مجلس قرار دارند.

     با اینحال عزیزان مشکلات بزرگتر از آن است که رفتن یکی و آمدن دیگری درست شود چنانکه  وزیر محترم نیز در جایی به آن اشاره نمودند نمي‌توانم آفتابي شوم. اشکال در نگاه کلان ما به مقولاتی نظیر آ.پ است. در این شرایط آمدن افرادی همچون جناب نجفی هم (که ا.پ ما خاطرات خوشی را با ایشان تجربه نموده است) کاری از پیش نمی برد چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید.

ادامه نوشته

کاغذ پاره

  هفته گذشته کل برنامه های صدا و سیما  برای کاربردی نمودن شعار جوان ایرانی تو می توانی ، پیرامون هادی ساعی و دست شکسته ی او در شبکه های تلویزیونی گذشت. برای اینکه به جوان ایرانی بقبولانیم که تو می توانی و او می تواند. سخت کوشی و تلاش جناب ساعی که الگوی جوان ایرانی مطرح می شود چگونه با کاغذ پاره خواندن مدرک هزاران جوان دیگر ایرانی که با سخت کوشی در عرصه علم موفق بوده اند قابل جمع است؟

         از طرفی تلاش و کوشش را ستایش می کنیم و از سویی با کاغذ پاره خواندن مدرک دکتری هزاران جوان ایرانی که آنان نیز با تلاش و کوشش در زمینه علمی موفق بوده اند چالش و تضادی بدون پاسخ را برای جامعه ایجاد می کنیم. به راستی سخنان مقام اول اجرایی کشور را در کاغذ پاره خواندن مدرک دکتری چگونه و با چه نگاهی باید تفسیر نمود؟

آیا این سخنان تزریق روحیه خودباوری به جامعه است ؟ بدون شک کاغذ پاره خواندن مدارک علمی ، یاس و ناامیدی و روحیه عدم تلاش و کوشش را برای جامعه دانشگاهی به دنبال خواهد داشت .

      نمی دانم سالهای آغازین انقلاب را چقدر به یاد دارید این سخنان تقابل تعهد و تخصص را به ذهن متبادر می سازد گویا سالها تجربه را باید از نو تجربه نماییم. خوب بود دفتر ایشان در اطلاعیه ای بیشتر پیرامون این مطالب ، توضیح می داد. این ماجرا هر چه به دنبال داشته باشد لرزان شدن پایه های اخلاقیات در جامعه، خدشه دار شدن مقام علم و عالم و دانشگاه حداقل نتیجه آن است. شاید به همین دلیل بود که رئیس جمهور محترم بعد از چند روز در دستوری فقط در مقام شناسایی و بررسی مدارک مدیران کشوری بر می آید. شاید پاسخی در جهت اقناع افکار عمومی باشد. اما آنچه مشخص است این که،  آثار روانی که این حادثه برای جامعه بسیار سنگین تمام شده است.

آیا تخلف عده ای از مدیران دارای رانت های مالی ، اطلاعاتی، تحصیلی و ... را باید به حساب عموم نهاد؟ با شبهه ایجاد شده در افکار عمومی جامعه چه می کنیم؟

به راستی در نظام آموزشی باید با دید همان کاغذ پاره دانش آموزان را تربیت نمود؟  

مدرک کاغذ پاره نيست

مردم نامحرم نیستند!

بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد

بیانیه دانشگاه آکسفورد

براي خدمتگذاري نيازي به كاغذپاره‌ها نيست

عباسپور: کردان، لیسانس هم ندارد

ادامه نوشته