تبليغاتX
هنر معلمی - درصد قبولی شما چقدر است؟

هنر معلمی

معلمی هنر است.

         چند روزی است که استعفای مدیر دلسوز مدرسه مان فکرم را مشغول نموده است . درطی چند سالی که با ایشان آشنا شدم نوع نگاه ایشان به مقوله تربیت و تقدم آن بر تعلیم و تاکید ایشان بر این مهم، بسیار جالب به نظر می رسید و حداقل نتیجه آن ؛ تغیرات مثبت و ملموسی بوده که در نگاه دانش آموزان به علم آموزی و از بین بردن ضدیت دانش آموزان با مدرسه به وجود آمده است. به هر جهت اگر حدود 50 تک تجدیدی چند درس معروف نبود الان درصد قبولی مدرسه ما خیلی بالاتر از این حرفها می شد!!! و ...

       نمی دانم موافقید یا نه ، یکی از علومی که در دنیای مدرن از ارزش و اعتبار بالایی برخوردار شده "علم آمار " است . من فکر می کنم نحوه کاربرد این علم یکی از بزرگترین مشکلات را در عرصه ی نظام آموزش و پرورش ما ایجاد نموده است . یکی از مطالب جدی در آموزش و پرورش ما که با اهداف عالیه ی آن یعنی "تربیت انسان متعالی و با فضیلت و کمال" درچالش جدی است آمارگرا بودن آن است. چیزی که همه ی ما کماکان در تجربیات خود (در جدول های شکیلی که درصدهای قبولی را برای اداره و اداره کل و وزراتخانه تنظیم می شود)چیزی از آن را به یاد داریم . شاید کلیشه ای ترین شکل آمار در مدارس را در"درصد قبولی" شنیده باشیم که تمام فعالیتهای علمی و خصوصاً تربیتی شما معلم عزیزرا در قالب آن می سنجند.

 درصد قبولی فلان دبیر چقدر است ؟

درصد قبولی فلان مدرسه چقدر است؟

درصد قبولی فلان منطقه ی آموزش و پرورش چقدر است؟

درصد قبولی فلان استان چقدر است؟

درصد قبولی فلان دوره تحصیلی کشور چقدر است؟

خب حالا چقدر هزینه کرده ایم ؟ چقدر انسان با فضیلت تر داریم؟(دقیقاً نگاه هزینه – فایده)

مدافعان این رویکرد شاید بگویند که چون دولت فلان مقدار برای هر دانش آموز هزینه می کند پس او باید درصد قبولی را بالاتر ببرد(خب این هم برای خودش دلیلی است ولی به نظر می رسد قانع کننده نباشد حداقل در فضایی که سخن از تربیت انسانی دینی ؛ شرافتمند ؛ با اخلاق است).

راستی آیا تا به حال فکر کرده ایم که آیا هرچه درصد قبولی ما بالاتر باشد به هدف اصلی مان "که همان تربیت انسان متعالی و با فضیلت است" بیشتر نزدیک شده ایم یا نه؟

 اگر بله ؟ وضعیت جوانان ما از نظر رسیدن به اهداف اصلی نظام آموزشی مان چگونه است ؟

اگر نه ؟ پس استفاده از " درصد قبولی" به عنوان ملاک موفق بودن در نظام آموزش و پرورش ما چیست؟

به نظر می رسد با مکانیزم موجود چالش وسیله و هدف به خوبی نمایان است .

اگر هدف خوب و شایسته است ، که هست ، پس چگونه آنرا سنجش می کنیم؟

شما فکر می کنید نتیجه ی این رویکرد حاکم بر آموزش و پرورش ما چه بوده است ؟ با نگاهی به زرنگ ترین دانش آموزان کلاسمان در می یابیم که آنها تنها دانش آموزانی اند که خوب برای امتحان دادن(حفظ کردن مطالب و قواعد و فرمولها) در مقطعی خاص آماده شده اند و دیگر واقعاً هیچ . لازم به ذکر است که امروزه حتی در علومی همچون جامعه شناسی که روزگاری را با روشهای کمی شروع نمودند شاهد تغیر نگرش به سمت روشهای کیفی هستیم . بنابراین با این نگاه یعنی "حاکمیت درصدها در آموزش و پرورش" اولین قربانیان؛ مقام رفیع علم و علم آموزی و سپس عالمان خواهند بود . بنابراین به نظر می رسد روح و روان و مساله تعلیم و تربیت انسانها چیزی نیست که بتوان آن را در قالب شاخص های کمی ریخت و ملاک موفقیت را در آمار کذایی درصدهای قبولی جستجو نمود.

انشا الله روزی برسد که واژه درصد قبولی مبنا و ملاک هیچ تصمیم گیری در آموزش و پرورش ما نباشد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 1:17  توسط حسین ملاحسنی  |