حقیقت مطلب را بخواهید وقتی پست قبلی را گذاشتم همسر مهربانم(که با همان ۲۷ تومان باقیمانده کنار آمده)، از طرح این موضوع در حوزه وبلاگ شغلی، دلخور شدند و دلایل بنده نیز ایشان را قانع نکرد بهرجهت برای رفع کدورت مطلب زیر خدمتتان تقدیم می گردد :
راز موفقيت در زندگی داشتن امکانات نيست، بلکه استفاده از (( بی امکانی )) به عنوان نقطه ی قوت است. به داستان زير توجه کنيد :
کودکي ده ساله که دست چپش در يک حادثه ي رانندگي از بازو قطع شده بود، براي تعليم فنون جودو به يک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش يک قهرمان جودو بسازد!
استاد پذيرفت و به پدر کودک قول داد که يک سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني کل باشگاه ها ببيند.
در طول 6 ماه استاد فقط روي بدنسازي کودک کار کرد و در عرض اين6 ماه حتي يک فن جودو را به او تعليم نداد. بعد از 6 ماه خبر رسيد که يک ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار مي شود. استاد به کودک ده ساله فقط يک فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روي آن يک فن کار کرد. سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در ميان اعجاب همگان، با همان تک فن همه ي حريفان خود را شکست بدهد!
3 ماه بعد کودک توانست در مسابقات بين باشگاه ها نيز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نيز در مسابقات انتخاب کشوري، آن کودک يک دست موفق شد تمام حريفان را زمين بزند و به عنوان قهرمان سراسري کشور انتخاب گردد.
وقتي مسابقات به پايان رسيد، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پيروزي اش را پرسيد. استاد گفت :
دليل پيروزي تو آن بود که اولاً به آن يک فن به خوبي مسلط بودي، ثانياً تنها اميدت همان يک فن بود و سوم اينکه تنها راه شناخته شده براي مقابله با اين فن،گرفتن دست چپ حريف بود که تو چنين دستي را نداشتي! ياد بگير که در زندگي، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی.
