تبليغاتX
هنر معلمی - او مثل هيچکس نيست

هنر معلمی

معلمی هنر است.

در طول تاريخ بشر زناني آمدند و درخشيدند و توانستند نقش آفرينان جهان بشريت و نمودار فضائل اخلاقي و انساني گردند، اما هرگز به پاي فاطمه (س) که هر چند عمرش کوتاه بود و چند صباحي بيشتر عمر نکرد، نرسيدند و فاطمه زهراس که در دامان خديجه س و در خاندان نبوت پرورش يافت ، خود يکي از آيات الهي بود که به صورت انسان آفريده شد.
وقتي که زندگاني يگانه دختر برجسته رسول خدا ص را مورد مطالعه قرار دهيم ، مي بينيم که وي از چنان عظمتي برخوردار است که با گذشت قرنها، هنوز بشر نتوانسته او را چنان که هست بشناسد. يادگار خديجه کبري س هر چند عمرش کوتاه و وجود نازنينش بهار عمر را نديده خزان گشت ولي توانست پرثمرترين و بافضيلت ترين و بهترين الگو براي زنان جهان باشد. فاطمه س را مي توان از کردار، گفتار، زهد و پرهيزگاريش ، بندگي و عبادتش ، عصمت و طهارتش ، سخنان گهربارش ، تسليم و انقيادش در برابر آفريدگار جهان با ديگر زنان سنجيد، آن گاه بايد دريافت که آيا مي توان نظير و مانندي برايش يافت؟

نام آن حضرت (فاطمه) بود و کنيه وي (ام الحسن) و (ام الحسين) و (ام ابيها) و اسمها و لقبهاي وي بسيار است از آن جمله بتول ، سيده ، زهرا، حورا، مبارکه ، زکيه ، راضيه ، مرضيه ، محدثه ، صديقه ، نوريه ، سماويه و... در روايات ، علت ناميدن دخت گرامي پيامبر (ص) به فاطمه چنين است: رسول خدا از علي (ع) پرسيد: داني که چرا فاطمه (س) (فاطمه) ناميده شده است!؟ علي (ع) گفت : اي رسول خدا براي چه فاطمه ناميده شده؟ فرمود: «لانها فطمت هي شيعتها من النار» (زيرا فاطمه (س) و شيعيانش از آتش رها شده اند!) امام صادق (ع) از راوي سوال مي کند آيا مي داني که تفسير فاطمه چيست!؟ گفت: مرا آگاه کن ، اي مولاي من! فرمود: «فطمت من الشر» (فاطمه از شر جدا است). همچنين امام صادق در تفسير باطن آيه شريفه: «انا انزلناه في ليله القدر» (به راستي که ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم) فرمود: منظور از ليله فاطمه است و مقصود از (القدر) خداست. پس هر آن که فاطمه را به حقيقت بشناسد ليله القدر را درک کرده است. سپس فرمود: «انما سميت فاطمه لان الخلق فطموا عن معرفتها» زهراء (س) را فاطمه (س) ناميده شده است ، چون که خلايق از شناخت ذات وي ناتوانند و سبب اين که فاطمه را محدثه خوانده اند اين است که فرشتگان با وي سخن مي گفتند، از آن جمله هنگامي که پيامبرص رحلت فرمود، جبرئيل به خدمت زهراس شرفياب مي شود و وي را دلداري مي داد و از حال پدر و جايگاه و مقام وي در بهشت ، او را آگاه مي ساخت و حوادث آينده را به وي مي گفت و علي ع حاضر بود و آنچه را او مي گفت ، مي نگاشت.
مقام زهرا (س): (رسول خدا در شناساندن مقام فاطمه به مسلمانان وآگاه کردن ايشان به جايگاه و مرتبت وي در نزد پروردگار، کوششي بي دريغ داشت. نافع گويد: (8ماه تمام رسول خدا را بديدم که چون به قصد نماز صبح بيرون مي شد، بر درگاه خانه فاطمه س مي ايستاد و فرمود: سلام و رحمت و برکات پرودگار بر شما اهل بيت باد. هنگام نماز است! سپس اين آيه را تلاوت مي فرمود: «انا يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل بيت و يطهرکم تطهيرا، جز اين نيست که پروردگار اراده کرده است که پليدي و زشتي را از شما اهل بيت دور سازد و به حقيقت پاکتان گرداند.» و باز رسول خداص فرمود: نخستين کس که به بهشت درآيد فاطمه است و پيامبرص باز مي فرمايد: «بهشت در اشتياق 4 تن است: مريم دختر عمران ، آسيه زن فرعون ، خديجه دختر خويلد (که همسر پيامبر در دنيا و آخرت است) و فاطمه (س) دختر من» و نقل است که رسول خدا بيرون آمد و دست فاطمه را در دست داشت و فرمود: «هر کس که اين را مي شناسد و هر که نمي شناسد بداند که وي فاطمه دختر محمد است و پاره تن و قلب من است که بين پهلوهايم جاي دارد، هر کس او را بيازارد مرا آزرده است و هر کسي مرا بيازارد خدا را آزرده است!).
علاقه پيامبر (ص) به فاطمه (س) و فرزندانش: رواياتي که نشان دهنده محبت بي حد رسول خدا به زهرا و فرزندان وي مي باشد، و جالب که پيامبر (ص) در هر فرصتي عشق و علاقه خود را به فاطمه (س) و اهل بيت گرامي اش ، آشکار کرده است از آن جمله: رسول خدا به علي (ع) گفتند: به راستي که فاطمه پاره تن و نور چشمان و ميوه دل من است ، آنچه او را بيازارد مرا مي آزارد و آنچه وي را خوشحال کند، مرا خوشحال مي کند و او نخستين کس از اهل بيت من است که به من مي پيوندد، پس از من با وي به نيکويي رفتار نما. امام حسن و حسين آن دو پسران من و گلهاي خوشبوي من و آقاي جوانان بهشتند، پس بايد که همچون چشم و گوش ات نزد تو گرامي باشند. پيامبر در جايي ديگر با تشبيهي زيبا و الهي رابطه خود را با فاطمه و اهل بيت اين گونه بيان مي کند: من درخت پاکي شجر طيبه هستم و فاطمه شاخه هاي آن و علي بارورکننده اين درخت و حسن و حسين ميوه هاي آن هستند و شيعيان ما برگهاي درختند و اين درخت اصل در بهشت عدن دارد و شاخه ها و ميوه ها و برگهايش نيز در بهشتند.

فضائل فاطمه (س)

زهد فاطمه (س): (ساده زيستي حضرت زهرا (س) به گونه اي بود که گاه مي شد رسول خدا که خود اسوه زهد و دوري از زيورهاي دنيايي بود بر حال وي ترحم مي کرد. جابر بن عبدالله روايت مي کند که رسول اکرم ، فاطمه را ديد که ردايي پوشيده از جنس پارچه اي که بر شتران مي افکندند و آسياب را با دست مي گرداند و فرزندش را شير مي دهد. اشک از چشمان رسول خدا فرو ريخت و گفت :«دخترم ، تلخي دنيا را پذيرا باش تا شيريني آخرت را دريابي!» فاطمه گفت: «پدر جان ، خداوند را به سبب نعمتهايش سپاس مي گويم و به خاطر آنچه به ما عنايت فرموده است شکر مي کنم.» و خداوند اين آيه را نازل فرمود:«و لسوف يعطيک ربک فترضي» (و به زودي پروردگارت مقامها و نعماتي را به تو عطا فرمايد تا راضي شوي).
عفاف فاطمه (س): (در خبر است که فاطمه (س) و علي (ع) رسول خدا را به داوري خواندند تا کارهاي زندگي را ميان آن دو قسمت فرمايد و قضاوت رسول خدا چنين بود: فاطمه آنچه را در اندرون خانه است بجاي آورد و علي (ع) کارهايي را که بيرون خانه است انجام دهد. پس از آن فاطمه مي گفت: (کسي جز خداي نداند که من از اين امر تا چه اندازه شادمان شدم چرا که رسول خدا با اين داوري مرا از زحمت معاشرت با مردان آسوده ساخت! (روزي رسول خدا در منزل فاطمه س بود مرد نابينايي ، پس از اجازه ، به خانه فاطمه آمد.

حضرت علي (ع) مي فرمايد: سوگند به خدا من زهرا را تا آن هنگام که خداوند او را به سوي خود برد خشمگين نکردم او نيز مرا خشمگين نکرد


فاطمه خود را از آن نابينا پوشانيد و از او فاصله گرفت ، پيامبرص به او فرمود: «چرا از مرد نابينا فاصله گرفتي ، با اين که او تو را نمي بيند؟» فاطمه (س) پاسخ داد: او اگر مرا نمي بيند من او را مي بينم ، وانگهي او بو را استشمام مي کند. رسول خدا به نشانه تصديق گفتار فاطمه خطاب به او فرمود:«اشهد انک بضعه مني» (گواهي مي دهم که تو پاره تن من هستي).
شباهت به پيامبر (ص):(فاطمه (س) راستگوي و راست کردار و نرمخوي و نرم دل بود و از جهت ظاهر و باطن به رسول خدا شباهتي تمام داشت. عايشه گويد: «من کسي را نيافتم که از فاطمه راستگوتر باشد، مگر پدرش رسول خدا (ص) «!و فاطمه در هنگام راه رفتن ، رسول خدا را به ياد مي آورد زيرا از جهت رفتار و حرکات شبيه پيامبر بود. جابر گويد: هيچ گاه فاطمه را نديدم ، که راه رود مگر اين که رسول خدا را به خاطر آورم او همچون پيامبر هنگام راه رفتن گاه به جانب چپ و گاه به جانب راست متمايل مي شد. ام سلمه گفت: فاطمه دختر رسول خدا شبيه ترين مردم از جهت صورت و اندام و حرکات به پيامبر بود. فاطمه مانند پيامبر چهره اي سپيد و درخشان داشت و انس بن مالک مي گويد: از مادرم شمايل زهرا را پرسيدم ، گفت: او همچون ماه در شب بدر بود يا چون خورشيد که با ابر پوشيده شود يا از ابر بيرون آمده باشد و بسي سپيد چهره بود.
جلوه اي از ايثار در خانه فاطمه (س):(نيازمندي گرسنه به محضر رسول خدا آمد و تقاضاي غذا کرد. کمبود غذا به گونه اي بود که در خانه فاطمه جز اندکي از آن براي کودکانش نبود. حضرت علي شبانه آن نيازمند گرسنه را به خانه خود برد و ماجرا را به فاطمه س گفت. فاطمه س و افراد خانواده اش همان اندک غذا را به ميهمان فقير دادند و خود در تاريکي در کنار سفره ، دهان خود را تکان مي دادند تا فقير گمان کند که آنها نيز همراه او غذا مي خورند. فقير از آن غذا خورد و سير شد؛ در حالي که گمان مي کرد فاطمه و افراد خانواده اش نيز سير شده اند. صبح آن شب ، فاطمه و فرزندانش همراه علي (ع) نزد پيامبرص آمدند. پيامبر به چهره آنها که نشانگر گرسنگي آنها بود نگاه کرد و در حالي که خنده بر لب داشت ، آيه نهم سوره حشر را که در شان آنها نازل شده بود، خواند «و يوثرون علي انفسهم و لو کان بهم خصاصه. آنان تهي دستان را بر خود مقدم مي دارند هر چند که خود به شدت در فشار گرسنگي و تهيدستي باشند».
دعا براي مومنان «عبادت فاطمه (س)»:(فاطمه (س) پيوسته در محراب عبادت بر پاي بود و به نيايش خدا مشغول. اما شگفت آن که بيشتر دعاهايي که مي کرد براي خود وي نبود، بلکه براي بندگان صالح خدا بود. امام حسن مي فرمايد: مادرم را مي ديدم که تمامي شب را در محراب عبادت بر پاي بود و پيوسته به رکوع و سجود مي پرداخت تا اين که صبح مي گشت و مي شنيدم که زنان و مردان با ايمان را نام مي برد و مي شنيدم که وي براي ايشان دعا مي کرد، اما براي خود دعايي نمي کرد. به او گفتم: اي مادر چرا براي خود، مانند ديگران دعا نمي کني؟! فرمود: نخست همسايگان سپس نوبت اهل خانه است. عبادت و پرهيزگاري فاطمه از همگان بيش بود، حسن بصري مي گويد: در ميان اين امت کسي نيست که از فاطمه عابدتر بود. آن بانو آنقدر به نماز ايستاد تا پاهاي وي آماس شدند.
همسرداري حضرت زهرا (س) و کمال رضايت علي (ع) از او: پيامبر (ص) هنگام عروسي فاطمه (س) به او فرمود:«دخترم با همسرت رفتار نيکو کن و در هيچ کاري از دستورش سرپيچي نکن». اين سخن همواره آويزه گوش فاطمه (س) بود، او حدود 9 سال که همسر علي (ع) بود، هرگز علي را ناخشنود نکرد، بلکه همواره مايه نشاط و خشنودي علي مي شد و اندوه علي (ع) با ديدار فاطمه بر طرف مي گشت ، در اين خصوص ، حضرت علي مي فرمايد: «سوگند به خدا من زهرا را تا آن هنگام که خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين نکردم ، او نيز مرا خشمگين نکرد و هيچ گاه موجب ناخشنودي من نشد. من هرگاه به چهره فاطمه نگاه مي کردم ، هرگونه غم و اندوه از من بر طرف مي شد. روزي پيامبر از علي پرسيد: فاطمه را چگونه همسري يافتي؟ علي (ع) در پاسخ گفت: او را در راستاي اطاعت از خداوند و ياوري نيکو يافتم.
ارزش علم و آگاهي بخشي: حضرت فاطمه (س) به علم و دانش و آگاهي بخشي ، اهميت بسيار مي داد و خود مخزن علم الهي بود و اندوخته هاي علم لدني و اکتسابي او در سطحي بود که امامان معصوم (ع) از آن استفاده مي بردند و از آن به عنوان (مصحف فاطمه س) ياد مي کردند. در اين خصوص نظر شما را به حادثه جالب زير که بيانگر جديت حضرت فاطمه به آگاهي بخشي است جلب مي کنيم: روزي بانويي به محضر آن حضرت آمد و عرض کرد: مادر ناتواني دارم که درباره نماز به احکام و مسائلي ناآگاه است ، مرا نزد شما فرستاده تا آن احکام را از شما بپرسم. فاطمه سفرمود: بپرس. او 10 سوال پشت سر هم پرسيد و پاسخ آنها را دريافت کرد. آن گاه از بسياري سوال خويش شرمنده شد و عرض کرد: اي دختر رسول خدا، بيش از اين شما را زحمت نمي دهم. فاطمه فرمود: آنچه نمي داني بپرس ، آيا شخصي را مي شناسي که در برابر صد هزار دينار (مثقال طلا) اجير شود که فقط يک روز بار سنگيني را بالاي بام ببرد و اظهار خستگي کند؟ او عرض کرد: نه. فاطمه س فرمود: من نيز در پيشگاه خدا اجير شده ام که در برابر هر مساله اي که مي پرسي و به تو پاسخ مي دهم ، پاداش بسيار بگيرم که اگر ميان زمين تا عرش را پر از گوهر ناب کنند و به من بدهند باز ارزش آن پاداش ، بيشتر است ، بنابراين من سزاوارتر از آن هستم که اظهار خستگي نکنم. من از پدرم شنيدم که فرمود: علماي شيعه ما در قيامت به مقدار علمشان و به اندازه تلاششان در راهنمائي مردم ، پاداش مي برند.
دخالت در امور سياسي: حضرت فاطمه به جهان بيني وسيع اسلام ، آگاهي و توجه کامل داشت و مي دانست که بخش وسيعي از اسلام امور سياسي است. از اين رو به طور جدي و عميق در آن دخالت مي کرد. مساله امامت و رهبري از ارکان اصلي سياست اسلامي است. آن حضرت براي اثبات امامت و رهبري علي (ع) تا پاي جان ايستادگي کرد و در اين راستا به شهادت رسيد. هر فراز از خطبه و گفتار مختلف او در اين باره بيانگر بينش سياسي او در سطح بسيار عالي است. حتي بخشي از وصيت او جنبه سياسي دارد و يک نوع مبارزه با خودکامگان تيره دل براي اثبات رهبري حق و حتي در يک احوالپرسي ساده ، مسائل سياسي را مطرح مي کرد.
آموزش نیوز
علی محمدی
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 7:10  توسط حسین ملاحسنی  |