تبليغاتX
هنر معلمی - خدا کجاست؟

هنر معلمی

معلمی هنر است.

با خود فکر کردم تحقق روياهايم غير ممکن است ، اما خدا گفت :

هر چيزی ممکن است .

*گم شده بودم ، گيج بودم ُفکر می کردم هيچوقت جوابی پيدا نخواهم کرد ، اما خدا گفت :

من هدايتت خواهم کرد.

*خود را باختم فکر کردم نمی توانم از عهده اش برآيم ،اما خدا گفت :

تو از عهده هر کاری برمی آيی.

 فکر کردم ،نمی توآ نم من آنقدر باهوش نيستم ، اما خدا گفت :

من به تو خرد لازم را ميدهم .

غمگين بودم ،فکر می کردم زير باری از نااميدی گير افتادم ،اما خدا گفت :

غمهايت را روی شانه های من بريز.

بار گناهانم رنجم ميداد ،برای کاربدی که انجام داده بودم ازخود عصبانی بودم اما خدا گفت :

من تورا می بخشم .

* از خودم بدم می آمد ، فکر کردم هيچکس مرا دوست ندارد ، اما خدا گفت :

من به تو عشق می ورزم .

*گريه می کردم ،زيرا تنها بودم اما خدا گفت :

من هميشه با تو هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 12:42  توسط حسین ملاحسنی  |