در بــزم عشق شمــع فـروزان معلم است مـــردم چو پيكرند اگر ، جان معلم است
اى تو مرا نادره آموزگار، افسر زرين به سر روزگار، روشنى جان من از جان توست، خنده من از لب خندان توست . ای معلم، ای جاودانه کننده ايمان بر لوح جان و ضميرهاي پاک، ای پیغامبر نداي فطرت به گوش جهانیان، ای پاک کننده سياهي جهل از دل ها و ای زلال دانايي ، ای بیدارگری که شاگردانت برای تو می سرایند : ای در کنار ما، آموزگار ما ، چون شمع روشنی، در روزگار ما ، روشن ز نور توست، کاشانه دلم ، در کار من تویی، حلال مشکلم . روزت مبارک و ایامت فرخنده باد.
روز اول که سپردند به استاد، مرا ، دیگران را هنر آموخت، مرا مجنون کرد. در فرخنده ایامی که پیش روی ماست قدردان تمام بزرگوارانی هستم که در دوران تحصیل از محضر پر خیر و برکتشان فیض بردم بدون شک خاطرات سال اول ابتدایی و آقای ملکی عزیز، زینت بخش تمام این دوران است. سپاسگزار تمام همکارانی هستم که درسالهای معلمی، تجربیات گرانقدر خود را در اختیارم نهادند. چقدر خوب است که با استاد شهریار همنوا شویم که :
مي توان در سايه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، ياد آموختيم پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم از معلم جان روشن يافتيم
اي معلم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين آنکه دين آموزد و علم يقين

