
ظاهراً موضوع شیرین هوشمند سازی و هوشمند شدن و از این قبیل در آ.پ جای خودش را حسابی باز کرده است . همه در حال هوشمند شدن هستند. از مدیران ادارات که در ارایه آمار خود سعی در چشمگیر نشان دادن این مدارس در حوزه خود هستند تا مدیران مدارس که برای پرستیژ مدرسه شان هم که شده سعی می کنند به هر طریقی هم که شده عنوان مدرسه هوشمند را در نشان مدرسه ی خود درج نمایند. اما معلمان نیز به نوعی در این تکاپو در تلاشند تا از قافله عقب نمانند.
امسال بر حسب اتفاق دو جلسه ی تولید محتوای آموزشی را با فاصله چند ماه در خدمت معلمان بودم و به نتایج جالبی برخوردم. مثلا" بین میزان سابقه کاری و استفاده از فناوری های نوین در تدریس رابطه وجود دارد. در این زمینه معلمان زیر ده سال سابقه انگیزه و علاقه ی بیشتری در یادگیری و استفاده از این فناوری ها دارند و ... بقیه اش بماند در مقاله ای که در این زمینه تنظیم شده ...
داشتم به این موضوع فکر می کردم که چقدر ساده لوحانه است که مدارس حاضر کشورمان را هوشمند بنامیم ( اگر به درستی معنای مدارس هوشمند و زیر ساخت های آنان را بدانیم.) شاید حالا حالا ها کار داشته باشد تا بخواهیم به این مدارس برسیم. اما فی البداهه باید کاری کنیم تا تابلوهایی که در کلاس ها نصب کردیم گرد و خاک نخورند و ارایه کلاس های ضمن خدمت برای معلمان بیش از هر چیزی ضروری تر به نظر می رسد.
بیایید با هم فکر کنیم همه ی حدود 100000 هزار مدرسه ی کشور به طور یکپارچه با هم ارتباط دارند و از طریق یک اتاق فکر واحد مثلاً در خیابان سپهبد قرنی تحت نظارت معاونت فناوری با کمک تکنیسین های مجرب و معلمان مشاور ؛ اداره می شد. این روزها خیلی رویایی به نظر می رسد اما می دانید چه انقلابی در سبک آموزش بوجود می آمد نرم افزارهای جامع و هماهنگ در مدارس توزیع می گردید و استفاده از رایانه ها بیشتر و تدریس جذاب تر می شد و استاندارسازی مدارس معنای جدیدی می یافت . می دانید چه صرفه جویی بزرگی در کشور رخ می داد و ...
ظاهراَ در یک استان چین این اتفاق رخ داده شما بخوانید و ما را مطلع کنید.
پی نوشت:
شورای رقابت با ورود به موضوع قیمت گذاری خودرو آن را تا حدودی سر و سامان داد و حالا انتظار عمومی ان است که این شورا بتواند بیشتر امور را سامان بخشد نظرتون چیه که از این شورا دعوت کنیم تا به موضوع هدایای معلمان نمونه در سطح شهر ستان و استان هم ورود پیدا کند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392ساعت 20:4  توسط حسین ملاحسنی
|
سپاسگزار معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت ، نه اندیشه ها را . . .
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392ساعت 21:8  توسط حسین ملاحسنی
|
حضرت
آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اجراي بند يك اصل 110
قانون اساسي سياستهاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور را كه پس
از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام تعيين شده است، ابلاغ كردند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 18:9  توسط حسین ملاحسنی
|
این روزها خیلی پیرامون تحولات در نظام آ.پ سخن رانده می شود. مسئولان می گویند و بر عمل خود تأکید دارند ،کارشناسان و افراد دست اندرکار می نویسند می گویند تعریف می کنندو کمتر نقد می کنند و ... اما اینکه فارغ از تغییرات شکلی ؛ این که این سیستم چقدر توانسته افرادی مفید برای جامعه تربیت کند مورد سوالاتی از این نوع می باشد که : سیستم آموزشی که راه رفتن و غذا خوردن هم آموزش نمیدهد!
فارغ از این که این نقد وارد باشد یا نه ؟ باید سراغ معلمان به عنوان کارگزاران مستقیم آموزشی رفت تا از چند و چون این تغییرات در خروجی های های آینده خبر گرفت. ظاهراً اگر دلمان را به بروکراسی های موجود و امار و ارقام و گزارشی های ظاهری خوش کنیم فارغ از تحلیل درون مایه ها ، راه به جایی نخواهیم برد. سوال این است که آیا این بسته بندی ظاهراً شیک ، محتوا دارد یا تو خالی است؟
شاید بد نباشد برای شناخت بیشتر ساختار مدارس اینده که خلاقیت و کنجکاوی رمز موفقیت در آنها به شمار می روید سری بزنیم به یکی از کشورهای پیشرو :
مدارس آینده1
مدرسه در سوئد
تجربه های زیسته
تجربه های یک معلم
تجربه هایی برای ما 1
ساختار معماری مدارس آینده۱ - 2
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 0:31  توسط حسین ملاحسنی
|
۱- این روزها امور اداری وزارتخانه ی ما در حال رکوردزنی و ثبت حماسه ی جدیدی در عرصه حکم زدن می باشد و بر اثر همین شتاب در دو نوبت چند میلیون حکم جدید برای معلمان و سایر کارمندان ارایه شده است. بماند که مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد و حرف و حدیث و شایعه زیاد که چند صباحی دیگر این احکام کاهش می یابد و بند سایر در این احکام دال بر این حکایت...
۲- و من در حال خواندن مصاحبه ی پر نکته حسینی هاشمی مدیر اسبق بانکی کشور هستم که بالاخره ما با این افزایش عظیم ۲۵ درصد چه کنیم که ماورای تورم است که ایشان تصویری را مقابل چشم ما می نهد ...بماند خودتان بخوانید.
۳-بحث پیرامون این مقاله در بین تعدادی از جوانان پای معلمان را به موضوع می کشاند. که تعدادی از این نظرات را در ادامه می آورم. بد نیست نگاه افکار عمومی را فارغ از جانبداری نسبت به معلمان بدانیم و عواملی را که سبب شده این تغییر نگرش نسبت به جایگاه معلمی شود را کنکاش نماییم.
اول این را بخوانید تا با یک نوع خاص از جهت دهی افکار عمومی آشنا بشید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 21:1  توسط حسین ملاحسنی
|
سلام و سال نو بر شما مبارک البته اگر تونستید تغییری بوجود بیارید در جهت مثبت وگرنه هنوز بهار نیومده.
اگه یادتون باشه پارسال چه ماجراهایی برای احکام پیش اومد و اخرش چی شد. ظاهراً امسال با پارسال خیلی فرق کرده که کارمندان حکم های جدید 20 درصدی امضا شده را در هفته اول تحویل می گیرند (با پرداخت فروردین ماه ) و حتی قول 5 درصد دیگه رو هم دولتیان اعلام نمودند(هرچند این نسیم های ملایم در برابر سونامی قیمت ها راهی به جایی نمی برد). من که هرچه فکر می کنم چیزی به ذهنم نمی اید شما بگید ماجرا چیه ؟ و چه خبره! ما مهم شدیم ! دیگران عوض شدند ! قرار اتفاقی بیفته؟
فایل ضمیمه

اما یه بنده خدا که اهل طنز نیز می باشند ظاهراً زودتر از بقیه اومده سراغ ما بد نیست تأملات ایشان را در مورد ا.پ با هم مرور کنیم شاید کمی فضای متفاوتی را تجربه کنیم کمی از فضای موجود فاصله بگیریم و صدای دیگری را نیز بشنویم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 16:29  توسط حسین ملاحسنی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 18:2  توسط حسین ملاحسنی
|
پیرو فرمایش
وزیر آ.پ معلمان کارمند نیستند باید خدمتتان عرض کنم که :
پدرم گفت اداری نشوید اسب وابسته به گاری نشوید
در ادارات کسی کس نشود تا که وابسته به ناکس نشود
شد فراموش چو حرف پدرم تا بناگوش کله رفت سرم
کارمندی چو مرا شد پیشه تیشه ی عمر زدم بر ریشه
سوختم شعله شدم دود شدم بعد خاکستر و نابود شدم
پسرم حرف پدر را بشنو تو به راهی که پدر رفت مرو
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 7:5  توسط حسین ملاحسنی
|
این جمع کثیر خیلی جالبند . همیشه کارهای عجیب و غریبی انجام می دهند . در این اوضاع و احوال اقتصادی کارمندان محترم. این جمع کثیر کار قابل تأملی انجام دادند . عنایت بفرمایید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391ساعت 18:13  توسط حسین ملاحسنی
|
شما چند ساعت در کلاس سرپا می ایستید؟ چقدر با دست های خود از تابلو و گچ و ماژیک یا قلم تابلو استفاده می کنید؟ ارباب رجوع شما در هر لحظه چند نفر است؟ چقدر با دانش آموزان سرو کله می زنید؟ فشار عصبی و روحی شما در کلاس درس به چه میزان است؟ از حنجره خود چقدر و چگونه استفاده می کنید ؟ (هر چه تعداد افراد کلاس بیشتر شدت بالاتر). محیط کاری شما ( کلاس درس) چقدر استاندارد است؟ با تابش مستقیم نور ویدئو پروژکتورها(ی تازه واردبه کلاس درس) در چشمانتان چه می کنید؟ از استرس های شغل خود چقدر خبر دارید؟ کری کوپر برای بیان استرس شغل معلمی معتقد است : شغل معلمی مانند بمبی در دست یک فرمانده ارتش است. آگاهی و شناخت شما از مسایل و مشکلات سلامت معلمان چقدر است ؟ تاکنون به وضعیت جسمی و روحی خود بعد از پایان سی سال معلمی فکر کرده اید؟ وضعیت های مشابه چگونه بوده است؟ تاکنون چند بار برای آگاهی از وضعیت جسمی معلمان ، سری به درمانگاه های فرهنگیان زده اید؟
به نظر می رسد برای بدست آوردن یک نگاه جامع نسبت به سلامت معلمان ؛ باید به سوالات بیش از این پاسخ گفت تا وضعیت موجود به خوبی توصیف گردد. به هرحال سلامت معلمان از موضوعات مغفول در حوزه شناخت و آگاهی به شمار می رود که لزوم کنکاش بیشتر پیرامون آن ضروری به نظر می رسد. باید معلم ( به معنای حضور و تدریس در کلاس های درس) بود تا مشکلات را لمس کرد آن وقت بهتر می توان صحبت نمود و قضاوت کرد.
به نظر می رسد ما با انجام کارهایی که توان انجام آن در دست خودمان است می توانیم اندکی از مشکلات را کم کنیم مثلاً بازنگری در سیستم تغذیه ای مان. بد نیست همکاران عزیز این تجربه را شما هم تجربه کنید بعد از ۱۵ روز بال هایی برای پرواز می یابید . اگر توانستید امتحان کنید . پانزده روز تا سلامتی آقای خدادادی را می گویم . محشر است . بعد از پانزده روز چنان آرامشی می یابید که قابل توصیف نیست . با افراد مطلع بسیاری پیرامون این لیست صحبت کردم و همگی بر تایید آن صحه گذاشتند فقط مشکل اراده برای اجرای آن است و دست شستن از عادت های معمول. باید تجربه کنید
پانزده روز تا سلامتی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 23:40  توسط حسین ملاحسنی
|
وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس جَمِيعاً
و هر كس انسانى را از مرگ رهائى بخشد چنان است كه گوئى همه مردم را زنده كرده است
سوره المائدة آیه 32
در حال حاضر تنها راه درمان قطعی بیماران مبتلا به سرطان
خون، تالاسمی وسایر بیماریهای خونی، پیوند سلولهای بنیادی خونساز به
آنهاست. این كار از طریق فردی که از لحاظ ژنتیکی(نه گروه خون) با بیمار
مشابه باشد صورت می پذیرد. 30% افراد بیمار از خانواده و فامیل خود فرد
مشابه را پیدا میکنند ولی 70% دیگر، در خانواده و فامیل فردی با ژنتیك
مشابه را پیدا نكرده و میبایست از افراد غیرخویشاوند، ژنتیک مشابه را پیدا
كنند و درصورت پیدا نکردن گزینهای با چنین ویژگیهایی، جان خود را ازدست
میدهند.همچنین تعداد افرادی که از لحاظ ژنتیکی در جامعه انسانی باهم مشابه
باشند بسیار پایین است(احتمال دارد شما فرد مشابه باشید)لذا این امر
مستلزم اینست که همه دست به دست هم بدهیم وبرای یاری رساندن به این عزیزان
با گذاشتن تنها نیم ساعت از وقتمان و انجام یک آزمایش ساده خون،عضوی از این
بانک سلول بنیادی شویم.در حال حاضر تعداد جمعیت ثبت نام شده در دو مرکز
کمتر از 5هزار نفراست که این رقم بسیار بسیار پایین می باشد.لازم به ذکر
است زمانی که جواب آزمایش ما با فرد بیماری مشابه باشد از سوی مرکز با ما
تماس گرفته شده و اهدا در آن زمان صورت میگیرد وسلولهای بنیادی را ازخون ما
میگیرند.شیوه اهدا،مشابه اهدای خون می باشد.
درایران دو مرکز ازداوطلبین ثبت نام بعمل می آورند:
بانک اهدا سلولهای بنیادی واقع در بیمارستان شریعتی تهران شنبه تا چهارشنبه(ازساعت8تا1) پنجشنبه ها(ازساعت8تا12)
سایت جهت ثبت نام اینترنتی:http://www.iscdp.org/ شماره تماس:02184902669
مرکز سپاس واقع در سازمان انتقال خون مرکزیجنب برج میلاد- شنبه تا چهارشنبه
سایت جهت ثبت نام اینترنتی:iscdr.ibto.ir شماره تماس:02188067338
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1391ساعت 17:26  توسط حسین ملاحسنی
|
اوباما-به-سخنان-حاج-بابایی-واکنش-نشان-داد خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - طنز روز : رضا ساکی
وزیر آموزش و پرورش چندی پیش خطاب به دانشآموزانی که در هوای سرد حیاط مدرسه برای شرکت در مراسم هوای پاک ایستاده بودند، گفت: مواظب باشید پایتان لیز نخورد یا دچار سرماخوردگی نشوید، چرا که اینجا هر اتفاقی که برای شما بیافتد، یقه ما را میگیرند.
به رغم گذشت چند روز از این اظهارنظر، رسانههای جهان همچنان به بازتابهای این خبر میپردازند. بهراستی اگر دانشآموزی در حیاط مدرسه لیز بخورد، مقصر کیست؟ به برخی از اظهارنظرها توجه کنید:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت 13:33  توسط حسین ملاحسنی
|
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 19:41  توسط حسین ملاحسنی
|
به نظر شما چی می شد اگر همه ی مدارس کشور بدون اتفاق این شکلی می شد؟ چه کار کنیم که امنیت خاطر بیشتری داشته باشیم اما بدون حوادث؟
سال ها پیش یک شهرداری توی تهران دستور داد دیوار تمام پارک ها را برداشتند . داشتم به این فکر می کردم که خدایا می اید آن روزی که مدارس ما پنجره هاش نرده نداشته باشه ؟ اطراف مدارس دیوارهای بلند نداشته باشه و معلمانش بیش از همیشه درس عشق و امیدواری را به دانش اموزانش بیاموزند ؟
اگر بخار نفتی چکه ای نبود الان سیران و ساریا در کنار سایر دانش آموزان درحال تحصیل درس شور و زندگی بودند؟ شاید اگر اون پنجره های قدیمی مثل اینا نرده نداشت تلفات و صدمات خیلی کمتر می شد.
خوب حال باید پرسید مدرسه های دیگر را چه می کنید ؟ برای پاسخ به این سوال جدای از مسئولیت شناسی همکاران ما در نوسازی مدارس و نظارت وزارتی بر سیستم ؛ به نظر می رسد باید بودجه ی مناسبی به آ.پ تزریق گردد . گو این که هر چه بگوییم و بنویسیم کمبود بودجه نمی تواند ضایعه دردناک دانش آموزان عزیزی که از بین ما رفتند و دانش آموزان گرانقدری که دچار اسیب های جدی شدند را جبران نماید.
به نظر می رسد بر مسئولین قانونگذار فرض است که یکبار برای همیشه بودجه استاندارد سازی سیستم گرمایشی را برای آ.پ به تصویب برسانند تا هیچگاه و هیچ زمان دیگری شاهد اتفاقات ناگواری در شین آبادهای دیگر نباشیم.
در نهایت این که زمانی می توان گفت کاری انجام شده که کلیه مدارس شهری و روستایی کشور مجهز به سیستم گرمایشی مرکزی شده باشند. خلاصه کلام آن که که با یک گل بهار نمی شود امیدوارم قبل از هرگونه حادثه ی دیگری؛ شین ابادهای دیگر را دریابیم. تا نوگلان معصوم کشور با احساس امنیت بیشتر به تحصیل بپردازند.
اما مقصره ماجرا کی بود؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1391ساعت 10:24  توسط حسین ملاحسنی
|
ظاهراً شیوه برگزاری آزمون اعزام به خارج معلمان اندکی تغییر یافته است . از شیوه سالانه برگزاری تا اضافه شدن زبان آیلتس و زمان مصاحبه و کل مصاحبه تا وزن نمرات و ... خدا کنه این تغییرات ناشی از پژوهش باشه که اگه قرار باشه این رو به حساب آمد و شد مدیران مجموعه در چند سال اخیر بدانیم باید به زودی منتظر تغییرات سیلقه ای دیگری در شکل برگزاری این آزمون باشیم. امسال نزدیک به ۹۵۰۰ شرایط شرکت در این آزمون را داشتند که در آزمون شهریور ماه حدود ۱۶۰۰ نفر از انان برای مصاحبه انتخاب گردیدند و حدود نیمی از این بزرگواران برای سال تحصیلی آینده انتخاب می گردندند. اما همکاران ما امسال به چه سوالاتی پاسخ داده اند. در ادامه سوالات اعزام به خارج سال ۱۳۹۱ را مرور می کنیم. باید تشکر کنیم از جناب اعزام که این سوالات را در اختیار ما نهادند.
اما امسال با خوش فکری علی عزیز همه ی معلمان علاقمند به این حوزه تجربیات خود را در اختیار سایر همکاران قرار دادند. اجتماع مجازی معلمان در وب نوشت ایشان بسیار جالب و شور انگیز است مخصوصاً آنجا که تجربیات متفاوت از مصاحبه ها بیان می گردد. نتیجه ی این همدلی ، آگاهی بیشتر و گشوده شدن دریچه های جدیدی به روی معلمان است. این همدلی و شور را به فال نیک می گیریم و باز هم از علی عزیز که وقت گرانقدر خود را صرف هماهنگی و اطلاع رسانی بین معلمان می نمایند تقدیر می کنیم...
بین خودمون بمونه فکر می کنم آ.پ باید از علی عزیز تشکر کنه چون کارکرد مثبت این شبکه ی اجتماعی که با همدلی ایشان راه افتاده اینه که ؛ تا حدود بسیاری از ابهامات موجود می کاهد و شفافیت بیشتری را بر آزمون حاکم می نماید و با افزایش سطح آگاهی شرکت کنندگان ؛ میزان انتظارات و توقعات آنان متناسب با سطح توانایی شان خواهد بود و از آسیب های فردی و اجتماعی بعدی می کاهد. تعاملات اجتماعی بوجود امده بین معلمان شناخت کلی را بوجود می اوردبا این حساب اعتبار آزمون از نظر شرکت کنندگان افزایش می یابد.
در ادامه روی عنوان رشته خود کلیک بفرمایید . از پیکوفایل روی دریافت فایل کلیک نمایید. بعد از دانلود کامل، فایل را از حالت فشرده خارج کنید. تصویر سوالات رادر قالب پی دی اف ملاحظه می نمایید...
برچسبها:
سوالات اعزام به مدارس خارج از کشور فرهنگیان 1391ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 1:50  توسط حسین ملاحسنی
|