تبليغاتX
هنر معلمی

هنر معلمی

معلمی هنر است.

   نمی دانستم   هیچ نمی دانستم    و نمی دانستم که نمی دانم   اما تو می دانستی   و می توانستی   و همین بس بود که دست هایم را بگیری   و در کلاس مهربانی ات    بنشانی    و نخستین حرفها را   برایم هجی کنی  از آن به بعد در کلاس تو    که به اندازه ی همه ی خوبی ها وسعت داشت      می نشستم  و از پنجره ی نگاهت  آسمان را می دیدم که آرزوهایم را چون خورشیدی روشن  در بر گرفته بود.

      چه خوب بودی تو   چه ساده ، چقدر مهربان  و من در چشم هایت   مهری می دیدم  که بوی دامن مادر را می داد  وقتی که ریحان می چید      و بوی دست های پدر را وقتی خسته از راه برمی گشت وضو می گرفت   در گوشه ی ایوان نماز می خواند.

آن قمری قشنگ   که همیشه پشت پنجره می نشست   و خبرهای خوب کلاس را برای مادر می برد ! هنوز هست . و آن کلاغ پیر که خبر چین بدی ها بود! من از کتاب چه می فهمیدم ؟! من از شعر چه می دانستم ؟! من داستان ندیده بودم ! من خاطره نچشیده بودم ! من با همه ی این ها   در کلاس تو آشنا شدم   و با تو  در کلاس مهربانی .

یادت هست :

 نوشتی : ابر   باران بارید !

نوشتی : آب   سیراب شدم !

 نوشتی :بهار   درخت ها برخاستند!

نوشتی : رود   دریاها موج برداشتند!

و من فهمیدم که  که دانستن  آغاز توانستن است.

هنوز در خاطره ی آن روزم   که هم بازی  کودکی هایم شدی تا از پله های نوجوانی بالا بیایم  و جوانی را به تماشا بنشینم. هنوز حرف هایت  پرده ی دلم را می نوازد  و صدایت در کلاس خیالم  می پیچد:

" آن مرد آمد   آن مرد با اسب آمد   آن مرد در باران آمد" 

و هنوز در جستجویم تا راه چون تو شدن را بیابم  ای معلم خوبی ها ....

روزت مبارک معلم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:20  توسط حسین ملاحسنی  | 

       این روزها این خبرها را زیاد شنیدیم که: آمار ساعات حق التدریس در آموزش و پرورش مشخص نیست، نیروی مازاد بسیار زیاد است، تکلیف معلمان حق التدریس در آینده روشن می شود و آمار دانش آموزان نسبت به سال های قبل بسیار کم شده و تعداد معلمان افزایش یافته ...و در نهایت رسیدیم استخدام ممنوع .

      اگر خاطر همکاران عزیز باشد در سالهای 70 تا 76 مشکلی در آموزش و پرورش بوجود آمد به نام ردیف استخدامی، که بر اساس آن هزاران نیروی جذب شده در مراکز تربیت معلم و متعهدین خدمت در آ.پ، چند سال بعد از اتمام تحصیل در انتظار استخدام در آموزش و پرورش ماندند و با چند سال تاخیر شروع به کار نمودند که این امر مسایل آشکار و پنهان بسیاری را برای آنان، خانواده هایشان و نظام آموزشی به همراه داشت. در آن دوره نیروها با اخذ تعهد خدمت جذب شده و مبنا بر استخدام آزمایشی نیروهای تعهدی بود(واقعیتی که چند سال بعد به وقوع پیوست). اما اخیراً جناب علي احمدي‌ وزیر آ.پ در مصاحبه خود اذعان داشته اند که: بايد تا اطلاع ثانوني به دنبال اين باشيم كه آموزش و پرورش را سبك‌بال كنيم تا بتواند حركت كند و فعلاً برنامه‌اي براي استخدام در آموزش و پرورش نداريم . ایشان دلیل این امر را چنین بیان می کنند که : استخدام در آموزش و پرورش به خاطر نامتوازن بودن توزيع نيروي انساني متوقف شده است تا ما بتوانيم با ساماندهي وضعيت نيروهاي انساني نيازهاي واقعي را از نظر نوع و محل خدمت مشخص كنيم. بايد نارسايي‌هاي ضوابط موجود مشخص شود و بعد در خصوص استخدام تصميم‌گيري كنيم ایشان در پایان اظهار امیدواری نموده که اگر بتوانيم به نيروها سامان دهيم براي نيازهاي ضروري خود نيز اقدام خواهيم كرد.

سخن جناب وزیر که در راستای کوچک و شفاف سازی وزارت آ.پ می باشد بسیار متین و مشخص؛  اما خوب است اکنون واقعیت های موجود را بررسی نماییم:

         واقعیت 1 : چندین هزار نیروی تربیت معلمی(بنا به آمار 40 هزار نفر) که با اخذ تعهد خدمت، به مراکز تربیت معلم راه یافته و خردادماه درسشان در مراکز تربیت معلم به پایان می رسد و باید برای خدمت به منطق خود بازگردند. سرنوشت آنان چه می شود ؟ آیا باید در انتظار بمانند؟

         واقعیت 2 : بسیاری از همکاران حق التدریس ، که تعدادشان حدود 50 هزار نفر می شود، سالها در انتظار ورود به جمع همکاران رسمی بوده اند . وضعیت آنان چگونه خواهد شد؟

        واقعیت 3 : در نیمه دوم سال 1386 جناب پیشنمازی در معاونت پرورشی آزمون استخدام چندین هزار نیروی جدید در پست معاونت پرورشی مدارس را برگزار نمودند که تعداد 5 هزار نیروی جدید را برای ورود به مجموعه گزینش شدند (که در بسیار از استانها بنا به روایت مشهورتر از مهرماه 1387 کار خود را پس از آموزش های لازم آغاز خواهند نمود). در این بین وضعیت آنان چگونه خواهد بود؟

         آیا منع استخدامی شامل گروههای بالا می شود؟ اگر چنین است آیا جناب وزیر در سخنان خود برای حدود 100 هزار نیروی در شرف استخدام پاسخ قانع کننده ای را ارایه نموده اند؟ در نهایت این که اگر قرار است تغییری در سیاستهای استخدامی آموزش و پرورش ایجاد گردد باید از قبل مشخص باشد نه آن که نیروهای بسیاری با هزینه های فراوان، آموزش ببینند ، آزمون های بسیاری برگزار گردد و سپس تغییر در سیاست ها بوجود آید که استخدام نمی کنیم. بی شک عدم استخدام نیروهای تعهدی، مسئله اجتماعی جدیدی را به مثابه سالهای گذشته ایجاد می نماید.  آنچه مبرهن است اینکه نباید آ.پ را درگیر مشکلات و مسایل جدیدتر نمود در حالیکه وزارت آ.پ خود با مسایل و مشکلات فراوانی درگیر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:59  توسط حسین ملاحسنی  | 

       این روزها مسایل و مشکلات آموزشی در مدارس ما(خصوصاً نوع دولتی آن)، آنقدر زیاد است که شاید پرداختن به موضوعی دیگر خنده دار به نظر آید. اما موضوعی که قصد طرح آن را دارم به نوعی به همین مسئله بر می گردد. شاید تا چند سال قبل هیچکدام از ما فکر نمی کردیم که روزگاری برقراری ارتباط در فضای مجازی بدین شکل، سهل و آسان گردد و حتی وضعیت به گونه ای شود که ما با کم ترین هزینه ی ممکن، فرصت تبادل نظر و حتی طرح مباحث آموزشی را بیابیم. در واقع ظهور عرصه ی وبلاگ نویسی این فرصت را برای همه ی کسانی که تمایل به چنین شیوه ای دارند، فراهم ساخته است. در این بین معلمین نیز بی نصیب نبوده و به عنوان یکی از اولین گروههای اجتماعی قدم در این راه نهاده و از آن در راه رسیدن به اهداف آموزشی خود کمک گرفته اند. در این بین بلاگفا به خاطر ویژگی های منحصر به فرد خود بیش از سایرین، مورد توجه صدها مدرسه و هزاران معلم گرانقدر قرار گرفته است و تعداد بسیار زیاد وبلاگ های موجود خود دلیلی بر این مدعاست بی شک خدمات علیرضا شیرازی مدیر سرویس وبلاگ فارسی  در این راه کمتر از هزاران معلمی که در کلاس های ساده و بی آلایش مدارس به امر تدریس مشغولند نخواهد بود.                                             

       بی شک همه ی ما سپاسگزار خدمات ارزشمند ایشان هستیم اما شاید شما هم به این نکته مهم رسیده باشید که وبلاگ های معلمین، در بین حدود بیش از یک میلیون وبلاگ نویس در بلاگفا وضعیت پیچیده و نامعلومی دارد. بارها تصمیم گرفته ام که به نوعی بانک وبلاگ های معلمین را تشکیل دهم و تمام کسانی را که در حوزه ی آموزش و پرورش می نویسند را در یک جا جمع کنم اما زمان و فرصت این کار را به دست نیاورده ام. اکنون به نظر می رسد با توجه به اطلاعات و امکانات موجود در سیستم مدیریت بلاگفا، جناب شیرازی به خوبی می توانند در این کار کمک بزرگی  بنمایند.

        پیشنهاد می کنم تمام همکارانی که به نوعی از خدمات بلاگفا استفاده می کنند به مدیریت بلاگفا این پیشنهاد را مطرح نمایند که با توجه به افزایش روز افزون مدارس و معلمان وبلاگ نویس ضرورت دارد در قسمت موضوعات دسته بندی شده ی بلاگفا قسمتی تحت عنوان آموزش و پرورش یا معلمان و هر نام پیشنهادی دیگر، ایجاد گردد که به نظر می رسد مدت کوتاهی به بزرگترین بانک وبلاگ نویسی آموزشی در کشور تبدیل گردد .

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:40  توسط حسین ملاحسنی  | 

         برگزاری انتخابات سالم از امور مهم در کشور ما به شمار می رود. در هر انتخاباتی که به صورت کشوری برگزار شود به طور متوسط 750 هزار نفر به عنوان عوامل اجرایی برگزاری انتخابات مشارکت دارند. مطابق آمار رسمی وزارت آ.پ حدود 240 هزار نفر از همکاران فرهنگی به عنوان عوامل اجرایی در انتخابات شرکت می کنند. بر اساس این آمار حدود یک سوم کل عوامل اجرایی انتخابات را معلمان تشکیل می دهند. البته این تعداد در تمام مناطق کشور یکسان نیست و در برخی استان ها و شهرها به حدود نیمی از عوامل اجرایی انتخابات نیز می رسد. این که همکاران با چه هدف و نیتی شرکت می کنند هر چند در نگاه اول به نظر روشن می رسد اما خود از نکات قابل بررسی به شمار می رود.

         مقایسه این عوامل اجرایی از نظر موقعیت فرهنگی و اجتماعی، مدرک تحصیلی، میزان و نحوه همکاری، میزان آموزش برای آشنایی با امور برگزاری و هزینه آن و... نکات ارزشمندی را برای ما روشن می سازد. در این بین نحوه ی تعامل اعضای صندوق در شهرهای بزرگی هم چون تهران نیز در نوع خود جالب توجه است خصوصاً در انتخابات دور اول مجلس، که فشار کاری بر اعضا، برای مشخص کردن منتخبین مردم دربین حدود 900 نامزد انتخاباتی خود نمود دیگری داشت.

        میزان و نحوه ی پرداخت حق الزحمه معلمان حاضر در صندوق های رای گیری از دیگر نکات قابل تأمل به شمار می رود و در کشور از شیوه یکسانی تبعیت نمی کند. در حالیکه میزان فشار کاری و فعالیت در زمان اخذ رای بسیار سنگین است اما به نظر می رسد تناسبی بین پرداخت ها و میزان کار انجام شده، در بین عوامل وجود ندارد. در حالیکه بیشتر کارمندان ادارات از پرداخت مبلغ تا 200 هزار تومان و بیشتر در یک ماه بعد از انتخابات سخن می گوید معلم توانای ما باید تا سال آینده منتظر بماند تا 40 هزار تومان حق الزحمه او را در سال آینده شاید به حساب او واریز گردد و البته این مبلغ در بسیاری از شهرستان ها کمتر از این می باشد. این درحالی است که وزارت کشور در سالی که گذشت چیزی حدود 30 میلیارد تومان بدهی خود را در مورد برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی در سال 1385 هنوز به حساب آ.پ واریز نکرده بود و همکاران ما در بسیاری از مناطق هنوز مطالبات خود را در این مورد دریافت نکرده اند این مسئله باعث تا جناب علی احمدی در ابتدای کار خود حتی سخنانی مبنی بر عدم همکاری وزارت آ.پ در برگزاری انتخابات داشته باشد هر چند مشخص نگردید که بالاخره چه شد... در نهایت این که اگر آمار یک سومی حضور معلمان(به عنوان عوامل اجرایی )را در انتخابات را بپذیریم در انتخابات فردا 6 اردیبهشت که حدود 250 هزار نفر عوامل اجرایی حضور دارند، تقریباً 80 هزار نفر از آنان همکاران فرهنگی ما هستند.

       به نظر می رسد در سطح کلان وزارتخانه معظم آ.پ باید به شکلی روشن سیاست های خود را در مورد نحوه همکاری نیروهای خود را در انتخابات، با وزارت کشور به گفتگو بگذارد. از طرف دیگر نیز به نظر می رسد از هر زاویه ای که به موضوع نگاه کنیم به نفع وزارت کشور است که  از نیروهای آ.پ استفاده نماید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:17  توسط حسین ملاحسنی  | 

         برای معلمی که روز به روز در جامعه نحیف و نحیف تر می شود هیچ چیز از شنیدن و دیدن ده ها بار فقط خبر پرداخت مطالبات فرهنگیان در انواع رسانه گروهی، زجرآورتر نیست. در حالی که کارمندان دیگر ادارات، واژه ای به نام مطالبات را نمی شناسند و در ادبیات کاری آن ها این کلمه نامأنوس می نمایاند این موضوع در آموزش و پرورش، موجبات بی اعتمادی و دلسردی معلمان را فراهم آورده و تبعات منفی بسیاری را برای آنان در جامعه به همراه داشته است.

         اگر خاطر مبارکتان باشد در دهه فجر 1386یک بار این خبر منتشر گشت و مانور تبلیغاتی فراوانی بر پا شد و این امروز و فردا و تکذیب و تایید؛ تا آستانه انتخابات 24 اسفند ادامه یافت ولی خبری نشد که نشد و حتی خبر پرداخت عیدی فرهنگیان درپایان بهمن ماه منتشر شد که در 27 اسفند اجرایی گردید. با این تفاصیل اکنون دوم اردیبهشت نه از حقوق خبری است نه از آن مطالبات. در همین مورد اخیر، وزیر محترم در 25 فروردین چنان صحبت فرمودند که تصور بر این بود، همین فردایش چنین اتفاقی می افتد. کم کم معلوم شد تا هفته اول اردیبهشت خبری می شود بعد تا آخر هفته ی معلم شد و اکنون لیست های جدید و بررسی مجدد سازمانها و ...حکایت همچنان باقی است.

        در حالیکه چند روز دیگه دور دوم انتخابات مجلس هشتم برگزار می شود و بعد از آن هفته ی معلم را در پیش داریم از 25 فروردین همه دست به کار شدن تا این واقعه ی مهم و تاریخی که می خواهند بعد از مدت ها حاصل زحمت گروهی را پرداخت نمایند، اطلاع رسانی نمایند. با این توصیف هفته گذشته این خبر پخش گردید و معاون اول محترم رئیس جمهور در تاریخ 1387.1.31 دستور را ابلاغ نمودند و تا رسیدن به مدیریت حداقل ده روزی وقت لازم است. از سویی مطابق آمار، وزارت آ.پ سال 1386 را با 1100 میلیارد تومان کسری به پایان رساند و اکنون تنها 537 میلیارد تومان آن، قرار است پرداخت گردد بنابراین حالا حالاها قصه ی مطالبات باقی است. اکنون برای طرح مجدد و رسانه ای شدن خبر پرداخت مطالبات، تقویم را بررسی بفرمایید که در سال 1387 در چه زمان هایی و چه مناسبت هایی باید منتظر، فقط و فقط خبر پرداخت باقی باشیم. خوب است جناب احمدی نژاد عزیز و وزیر محترم، که هر چند وقت یک بار به دیدن علما در قم تشریف می برند به مسئولیت شرعی این تأخیرها توجه داشته باشند و در کنار تکرار خبر پرداخت ها، دلایل این تأخیرها را نیز بیان بفرمایند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:50  توسط حسین ملاحسنی  | 

      هر چند وقت یک بار خبری مانند مطلب زیر منتشر می شود و همه ی ما را متأثر می سازد . شهروز کشاورز دانشجوي دوره دکتراي شيمي، پس از يک مجادله لفظي با يکي از اساتيد دانشکده علوم پايه به سرعت با ترکيب مواد اوليه سيانور، اقدام به خودکشي کرد. متأسفانه به دليل مشکلات مالي، ايشان توانايي تهيه رساله دکتراي خود را نداشت و هنگامي که استاد وي اين مطلب را مي‌شنود، در جمع دانشجويان از او مي‌پرسد که براي چه زنده مانده و او که تهديد به خودکشي مي‌کند و در کمال ناباوري و در جلوي چشم همکلاسيان با خوردن سيانور خود را کشت.عصر روز چهارشنبه مورخ 28/1/87 این خبر تلخ در دانشگاه پيچيد. آقاي کشاورز، دانشجوي 35 ساله مقطع دکتراي شيمي دانشگاه شهيد بهشتي بود و علاوه بر تحصیل ، به تدریس در یکی از برجسته ترین دبیرستان های شهر تهران مشغول بود و چنانکه یکی از همکارانشان می گوید: روز چهار شنبه در نهایت خوشرویی و سلامتی و بدون هیچ ناراحتی در کلاس درس به تدریس پرداختند علاوه بر این همیشه به صبر و شکیبایی در مدرسه شهره بودند.
         اگرچه چنین اعمالی قابل دفاع به نظر نمی رسند و هر انسانی را ناراحت می سازد اما ریشه یابی چنین حوادثی می تواند از وقوع و گسترش چنین پدیده هایی در جامعه جلوگیری کند. اما در نگاهی گذرا مسایل و مشکلات ایشان بیش از آن که مالی به نظر برسد به مسایل روحی و روانشناختی بر می گردد چراکه همه ی ما این دوره ها را پیموده ایم و نسبت به مسایلی از این نوع آگاهیم. اما انتشار این خبر خصوصاً در بین دانش آموزان ایشان می تواند آثار مخربی را به دنبال داشته باشد.

       انگار همین چند روز قبل بود که ماجرای اتفاق متأثر کننده ساناز دختر تيزهوش اصفهاني همه ما را متحیر ساخت. چنانکه مادرش می گوید : ساناز هيچ مشکلي نداشت و حتي علامتي مبني بر افسردگي در او مشاهده نمي شد. اما او خود را از یک ساختمان چند طبقه به پایین پرتاب نمود.

        به راستی چرا چنین اتفاقاتی رخ می دهد؟ آیا ما گروه مخاطب خود را به درستی نمی شناسیم؟ آیا نظام آموزشی ما به گونه ای طراحی شده است که ما را به شناخت درستی از چنین پدیده های اجتماعی برساند؟ پس در خانواده ها چه می کنیم؟ نظام اعتقادات ما را چه شده است؟

        وقایعی از این دست به ما یادآوری می کند که رفتار و سخنان معلم، چقدر برای دانش آموز مهم و با ارزش محسوب می گردد و لزوم توجه بیشتر ما معلمان را در نوع و نحوه ی برخورد با آنان خصوصاً در دوره دبیرستان و در حضور گروه دوستان گوشزد می کند چرا که رفتار و سخنان ما می تواند سرنوشت تک تک اعضای کلاسمان را تغییر دهد. پس چقدر زیباست که همیشه ضمن رعایت احترام همه دوستان خوب مان در کلاس ، توجه و آگاهی ویژه ای به مسایل و مشکلاتشان داشته باشیم . می گویند یک معلم باید یک روانشناس خوبی هم باشد و گرنه در اداره کلاس همواره با مشکلاتی روبرو خواهد شد . آیا ما توانسته ایم در این زمینه وظیفه ی خود را در قبال دانش آموزان به خوبی انجام دهیم؟ از طرفی وزارت آ.پ برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی چه کرده و چه برنامه هایی دارد؟

      از یک سو روح و روان نسل امروز ما بسیار حساس و شکننده است و از سوی دیگر نظام آموزشی ما در تمام سطوح، خصوصاً در مدارس دولتی از توجه به این مسایل غافل مانده است و به گونه ای طراحی نشده است که متناسب با شرایط، خدمات ویژه ای را دراختیار دانش اموزان قرار دهد. شواهد نشان می دهد در بیشتر مدارس صرفاً به مسائل علمي توجه مي شود و بچه ها از کمترين امکانات مشاوره يي ، مرتبط با روح و روان شان برخوردار هستند.

    به هرحال به همان میزان که تقویت باورها و اعتقادات دینی در این دوران ضرورت می یابد . آموزش و تقویت مهارتهای زندگی از اولویت های اساسی به شمار می روند خصوصاً در جامعه ی در حال گذار ما . بنابراین در شرایط فعلی کشور، آ.پ باید موضوع مشاوره را خیلی جدی تر دنبال نماید و در هر موسسه آموزشی و مدرسه حضور مشاور زبده برای مسائل روزمره ی زندگی را در برنامه خود داشته باشد. گسترش کلاسهای آموزش خانواده ، طراحی کلاس های ضمن خدمت برای معلمان در این زمینه ، خصوصاً آموزش معاونان مدارس که بیشترین تعامل را در محیط آموزشی با دانش آموزان دارند و ... می تواند از جمله راه حل های احتمالی دیگر باشد. به نظر می رسد تا هزینه های سنگین تری بر جامعه تحمیل نشده است باید کاری کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:33  توسط حسین ملاحسنی  | 

          این روزها همه چیز درحال تغییر است. شب که می خوابی و صبح که بیدار می شوی باید منتظر اخبار تغییرات باشی . از سوپری محل گرفته که نماینده، نهاد اقتصاد است تا مدرسه ، که نماینده نهاد آموزشی به شمار می رود. اما تغییرات نهادی که ما در آن فعالیت می کنیم به شکل دیگری است و گویا آوازه کوچک سازی دولت (که از برنامه های توسعه کشور و در چشم انداز ایران 1404 پیش بینی شده است) به آموزش و پرورش هم رسیده و همه جا صحبت از تغییرات گسترده در ساختار این وزارتخانه می شود مطابق آنچه در خبرها آمده است : ....

 

 

      با توجه به سند چشم انداز 1404 و سند توسعه ملی آ.پ در کشور ما به نظر می رسد تغییرات پیش رو بسیار تاثیر گذارتر از تمام تحولاتی باشد که در گذشته شاهد آن بوده ایم . فقط خدا کند نوع دگرگونی ها خلق الساعه و فی البداهه نباشد که جلوه های ناپیدای فراوانی را به دنبال خواهد داشت.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 22:42  توسط حسین ملاحسنی  | 

همکاران محترم؛    بی­تردید سال 86 یکی از تیره­­ترین سال­هایی بود که جامعه معلمان ایران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه 85 که با دستگیری تعداد زیادی از فعالان صنفی و ضرب و شتم شمار زیادی از فرهنگیان شریف پایان یافت، به دلیل سانسور شدیدی که به واسطه­ی بخشنامه شورای عالی امنیت ملی بر رسانه­ها حاکم شد چنین به نظر رسید که تشکل­های صنفی سکوت پیشه کرده­اند و یا از وحشت، در لاکِ خویش فرو رفته­اند و یا همکاران خود را فراموش کرده­اند.

    در چنین شرایطی جا داشت مسئولان کشور به ویژه نهادهای امنیتی که هر حرکت اعتراضی را مخلِّ امنیت جامعه قلمداد می­کنند و همواره مدّعی هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معیشتی معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکل­های صنفی و اعتراضات معلمان هیچگونه تأثیری در پاسخگوئی به مشکلات فرهنگیان نداشته است فرصت را غنیمت شمرده و در عمل این ادعای خود را به اثبات می­رساندند و با حلّ تدریجی مشکلات فرهنگیان ضرورت برگزاری تجمعات، تحصن­ها و انجام حرکت­های اعتراضی را به کلّی نفی و انکار می­کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 6:44  توسط حسین ملاحسنی  | 

     میگن شایعه پدیده ای زود گذر ، ناشی از اطلاعاتی است که باعث نگرانی می شود و تفاوت آن با حقیقت بسیار زیاد است اگرچه ممکنه حقیقت داشته باشد و همیشه نادرست نباشد اما تایید و یا تکذیب رسمی نشده است و به سرعت ممکن است به یک مسئله اجتماعی تبدیل گردد . نکته ی حائز اهمیت شایعه آن است که ما زمانی می توانیم صحت و سقم آنرا بررسی کنیم که اطلاعات کافی در اختیارمان باشد. به هر حال ابهام و نامشخص بودن آینده موضوعی است که این روزها در تمام سطوح جامعه ما از اقتصاد (با جراحی بزرگی که در انتظارش هست) گرفته (در سطح خرد از خرید گوجه فرنگی و فلفل دلمه تا سطح کلان احتکار و گرانی مسکن که این روزها در حال گسترش است) تا حتی سطح فرهنگ را شامل می شود و زمینه را برای تفاسیر گوناگون در موضوعات حساس جامعه فراهم نموده است.

      

   خبر ساده و خنده دار بود و اول کسی باور نکرد اما دهان به دهان گشت و مدرسه به مدرسه تا کم کم همه فهمیدند که نه حتماً خبری هست که همه می گن. سرعت پخش شایعه کاهش دستمزد معلمان در تابستان ، در مدتی بسیار کوتاه حاکی از حساسیت ، انسجام و همبستگی بالا در جامعه معلمان است که به نظر می رسد دامنه ی آن از چند دقیقه زنگ تفریح مدرسه فراتر باشد. در حالی که در مقطع زمانی خاص (هفته معلم) قرار داریم همه چیز در جهت باور پذیر ساختن مطلب حرکت می کند: نواوری و تغییر که حتمی است و کسی نگفته نوآوری مثبت یا منفی است بالاخره نوآوری است از طرفی کی مطلب را گفته. علما گفتند، و شواهد کافی را حضور وزیر جدید در آموزش و پرورش و تغییراتی که جناب وزیر دنبال می کنند در اختیار ما قرار می دهد که از کجا معلوم یکی از تغییرات این موضوع نباشد.

        به طور کلی روابط عمومی وزارتخانه نقش فعالی در برخورد با این شایعه نداشته است گویا اطلاع رسانی از میدان فردوسی پایین تر و از تقاطع طالقانی و سپهبد قرنی فراتر نرفته است و نکته جالب و عجیب ، آن است که ابتدا علما تکذیب می نمایند و سپس روابط عمومی وزارتخانه. با این وجود به نظر می رسد زمینه شکل گیری ، پیام نهفته در پشت پیام ظاهری و عملکرد چنین شایعاتی را هرچه بگیریم منجر به واکنش و تهییج گروه هدف می شود و با فرض صحت سخن روابط عمومی مبنی بر حضور مغرضانه برخی در این مسئله اجتماعی ، به هر حال انتظار جامعه فرهنگی آن است که روابط عمومی در چنین مواقعی وظیفه اصلی خود را به موقع و درست انجام دهد. بالاخره هرچه بود مثل بیشتر شایعه ها آمد و رفت ولی تا مدت ها ذهن جامعه فرهنگی ما را به خود مشغول خواهد داشت و آثار زیان باری را در دراز مدت بر جامعه تحمیل خواهد نمود. که هیچ کس از کارکردهای منفی آن در امان نیست. ای کاش توان مهار چنین شایعاتی را داشته باشیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 6:59  توسط حسین ملاحسنی  | 

          در حالیکه قراره امروز جشن هسته ای بگیریم و به این افتخار ملی ببالیم ولی این روزها از هر ده خبری که در محافل کارمندی و خصوصاً معلمی شنیده می شود نه تای آن ناامیده کننده و منفی است از سویی گزارش لحظه به لحظه موج گرانی ها ، عدم شفافیت در میزان افزایش حقوقی کارمندان ، مشخص نبودن سرنوشت لایحه خدمات کشوری (که معلوم نشد بالاخره چه وضعیتی پیدا کرده و قرار چه شکلی اجرا بشه یا نشه ) و عدم پرداخت مطالبات (که به گفته عباسپور"رئیس کمیسیون آموزش مجلس"  دولت حتی حاضر به قبول آنها به عنوان کسری بودجه وزارتخانه نیست) و از طرفی آشنا نبودن همکاران با برنامه های جناب علی احمدی ، بازار شایعه های مختلف را داغ کرده و در حال ملتهب ساختن فضا است.

       در حالیکه علی احمدی عزیر سخن از تحول در آموزش و پرورش می گوید و این تحول را در بخش‌هاي مختلف می داند كه در آينده شاهد خواهيم بود. آموزش و پرورش در سال «نوآوري و شكوفايي» متحول مي‌شود. كارگروه‌هايي در اين زمينه در وزارت آموزش و پرورش شكل گرفته است و آموزش و پرورش نيز در اين سال نوآوري و شكوفايي خواهد داشت. وي افزود: در ستاد آموزش و پرورش نيز تغييراتي شاهد خواهيد بود كه تا رايزني نهايي و بررسي‌هاي آخر بايد كمي صبر كنيد.

     حقیقت امر آن است که سطح تغییرات اعلام نشده و مشخص نیست که ایشان در مدت زمان یک سال پیش رو موفق به اجرای چه تغییراتی شود اما به نظر می رسد ایشان به دنبال افراد شایسته و توانمند می باشند تا این تغییرات را به کمک آنان انجام دهند. هرچه هست امیدواریم  سنگ بنایی را بگذارند که سبب ترقی حرفه و شغل ما گردد و معلمین را نسبت به حرفه و شغل خود با انگیزه تر سازد. در این شرایط حداقل انتظار جامعه معلمی آن است که در کنار تحولات بنیادی در سیستم آموزشی ،  قسمتی از پیگیری ها و برنامه های وزیر محترم پیرامون وضعیت دستمزد همکاران شود. به هر حال معلمین در انتظار شنیدن اخباری از این نوع نمی باشند.   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 6:58  توسط حسین ملاحسنی  | 

         همه ما هفته دوم تعطیلات خود با این عبارت به پایان رساندیم که روزهای 14 و 15 فروردین مدارس تعطیل نمی باشد و تقربیاً در تمام ساعات و برنامه های سیما این خبر پخش گردید و بدون شک همه دانستند که باید در این روزها در مدرسه حاضر باشند و مدارس دایر است . اما در واقعیت چه گذشت ؟ بی شک آن چه همه ما شاهد آن بودیم حضور بسیار اندک دانش آموزان در روز چهاردهم و حضور نزدیک به نیمی از آنان در روز پانزدهم بود در این بین ، حتی حضور نمادین جناب وزیر در یکی از مدارس و گنجاندن خبر آن در اخبار صدا و سیما و پخش مکرر آن نیز نتوانست ، روز پانزدهم  مدارس را مانند همیشه پر رونق سازد.

     اما چرا چنین شد:     

        از سویی هیئت دولت در پایان سال اعلام نمود که کارمندان می توانند با درخواست مرخصی ، دو روز 14 و 15 فروردین را از مرخصی خود استفاده نمایند.از طرفی بیشتر ادارات روز پنج شنبه را تعطیل هستند و روز چهارشنبه را نیز از این مرخصی استفاده نمودند .بنابراین بیشتر مردم در این مدت در مسافرت بودند .

        همچنین از طرف دیگر در حالیکه سازمان گردشگری(برای نشان دادن موفقیت خود) ذوق زده آمار مسافرتها را(با توجه به نحوه محاسبه که جای تامل دارد) با 25 درصد افزایش نسبت به سال قبل اعلام می کند و مردم را در طول تعطیلات به مسافرت بیشتر دعوت می کرد نحوه برخورد آموزش و پرورش با موضوع  ناشی از ناهماهنگی هیئت دولت محترم  با مقوله تعطیلات دارد .

       بر همگان مبرهن است اگر می خواهیم دانش آموزان وظیفه شناس باشند و به قانون درست عمل نمایند باید آنرا در مدرسه و لابلای کتب درسی جستجو کنیم و در واقع نمی توان با مقوله فرهنگ دستوری برخورد نمود(قابل توجه وزیر محترم).

        به نظر می رسد شناخت درست و کافی از وضعیت وجود ندارد اگر خاطر مبارکتان باشد روز بعد از انتخابات نیز چنین مسئله ای به وجود آمد و بعد از اعلام مکرر صدا و سیما مبنی بر دایر بودن مدارس در روز شبنه 25 اسفند ، در آخرین لحظه ها از سوی وزارت کشور مدارس تعطیل اعلام شد(قابل توجه مشاورین وزیر گرامی و روابط عمومی وزارتخانه).

         آقایان باید بدانند که با وجود تاکید زیاد و عدم حضور دانش اموزان در مدارس به نوعی بی اهمیت بودن مسئله برای آنان و خانواده های گرانقدرشان و نوعی دهن کجی به نهاد آموزش و کارگزاران آن نیز محسوب می گردد. پس چرا خود را در وضعیتی قرار می دهیم  که چنین برخوردی با مسئله شود.

       در نهایت اینکه همه ما می دانیم که تعطیلات زیاد آفت توسعه و پیشرفت است و مدتهاست که بنا داریم به این وضعیت آشفته را در کشور مان سر و سامان دهیم  . با یک حساب سر انگشتی و با احتساب 13 روز تعطیلی ابتدای سال و جمعه ها ، 83 روز در سال 1387 تعطیلی اعلام شده در تقویم وجود دارد که 15 روز آن در تابستان و باقی در ایامی است که مدارس دایر است و 7 روز آن بین التعطیلین است. بنابراین لازم است یک بار و برای همیشه تکلیف این گونه بین التعطیلین مشخص گردد تا امکان هرگونه برداشتی مغایر با قانون از بین برود.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 21:27  توسط حسین ملاحسنی  | 

  ای دگرگون کننده ی دل ها و دیدگان ای پدید آورنده ی شب و روز ای گرداننده ی حال ها و سالها حال ما را به بهترین حال تبدیل کن.

   بر اساس سنتی نیکو رهبر گرانقدرمان هر سال را به مناسبتی نام گذاری می نمایند تا در سطح کلان و خرد برنامه های پیشرفت کشور بر آن پایه تنظیم گردد. سال 1387 ، سال نوآوری و شکوفایی نام گرفت تا ما معلمها نیز در کنار سایر هم وطنان شریف و بزرگوارمان در این جهت گام برداریم و زمینه های پیشرفت و توسعه را که ریشه های آن در آموزش و پرورش نهفته است شکوفا سازیم. اما قبل از هر چیز ، باید شناخت درست معانی و مفاهیم ارائه شده و شاخصهای دستیابی بدان در حرفه ی معلمی مشخص شود و از سویی دیگر بررسی و آسیب ها و آفات آن ضرورت می یابد . به نظر می رسد این مبحث بسیار مهم در تمام سطوح کشور و خصوصاً در آموزش و پرورش کاربردی باشد. چرا که ما به دنبال خلاقیت و نوآوری هستیم و مبنای آموزش و کلاس داری خود را بر این پایه قرار می دهیم.

     از آنجا که امسال سال تحول و تغییر در این وزارتخانه نیز می باشد و سیاست های راهبردی و کلان این تغییر اساسی تهیه می گردد خوب است برنامه ریزان و کارشناسان محترم ، با بررسی مفاهیم و نمادهایی که در سال های اخیر از سوی رهبر انقلاب مطرح گردیده است، آنرا به شکلی کاربردی در طرح تغییر خود بگنجانند.

    اما آن چه برای ما معلمین شرافتمند ایران اسلامی ضرورت دارد نوآوری و شکوفایی در نگرش دولت محترم ، به مقوله ی معلمی است. شواهد بسیار حاکی از آن است که باید روحی تازه دمیده شود و آفاتی که منزلت معلمی را تهدید می کنند برطرف گردند. هنوز فراموش نکرده ایم که ریاست جمهور محترم در ابتدای راه ، آموزش و پرورش را مبنای توسعه و پیشرفت کشور طرح می نمودند و طبق فرمایش ایشان یک بار برای همیشه باید مشکلات این نهاد انسان ساز را مرتفع نمود . امید آن داریم که در این سال نوآوری و شکوفایی ، توجه ویژه ای به حرفه ی معلمی شود و ایشان با توجه ویژه خود مشکلات موجود را مرتفع نمایند. بی شک معلم نوآور تمام همّ و غم خود را برای شکوفایی کلاسش به کار می گیرد چنان که معلمان ما چنین می کنند و دانش آموزانی تربیت می کنند که ضامن سعادت و سلامت و سیادت و سروری و سرور و سرزندگی جامعه ی اسلامی مان خواهند بود.   

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 20:44  توسط حسین ملاحسنی  | 

 

ای دگرگون کننده ی دل ها و دیدگان

ای پدید آورنده ی شب و روز

ای گرداننده ی حال ها و سالها

حال ما را به بهترین حال تبدیل کن

سال نو را به تمام هم وطنان گرامی و به ویژه تمام معلم های بزرگوار تبریک عرض می کنم.

 

این شعر زیبای مشیری تقدیم به تمام معلمین  

خوش به حال غنچه های نیمه باز

بوی باران ، بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

بر گ های سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام

باده رنگین نمی نوشی ز جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت ار آن می که می باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ

فریدون مشیری

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:2  توسط حسین ملاحسنی  | 

 کلاس انشا بود و با بچه های کلاس سوم ، درباره انژری هسته ای صحبت می کردیم و کلی با مشارکت اونها بحث گل انداخته بود که یکی اون وسط ها از نانو استفاده کرد و گفت : آقا ما با کمک از نانو می توانیم از انرژی هسته ای بهتر استفاده کنیم. برای من جالب بود که در این مدرسه دانش آموزان چنین اطلاعاتی دارند لذا از آنها خواستم نظر خودشان را درباره نانو تکنولوژی روی کاغذ بیاورند نتایج چنین بود :

1- بازیکن منچستر یونایتد

2-هم خانواده ی نان است و خودش نان خوشمزه ای است که از آن آرد هم بوجود می آید

و نان فانتزی ، نان سنگک ، نان بربری ، نان شیرینی ، نان شیرمال درست می کنند.

3-یک وسیله است که با استفاده از آن می توان بدون عمل جراحی بدن انسان را عمل کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 7:16  توسط حسین ملاحسنی  | 

  اگر چه در طول انقلاب معلمین از پایه های اصلی انتخابات بوده اند ولی نزدیکی های انتخابات که می شه خیلی ها بیشتر به یاد ما معلمها می افتند ، ما معلمها براشون ارزش زیادی پیدا می کنیم و طبقه ی بسیار شریف جامعه می شیم و ... اگر از این حرف ها بگذریم که حداقل ما معنی اش خوب می فهمیم نحوه برخورد جریانهای سیاسی هم قابل تأمل می شود. شاید شما هم این روزها شنیده باشید که هرکدام می خواهند ما را به نام خودشان مصادره کنند :

اصول گرایان: میزان پرداخت های فرهنگیان شریف در مجلس هفتم دوبرابر شده و تمام مطالبات معلمان زحمت کش پرداخت شده است(مطبوعات و رسانه های گروهی و هیئت رئیسه محترم مجلس).

اصلاح طلبان : ما بودیم که بارها با نظارت دقیق خودمان فرشیدی را به چالش کشیدیم و ازاولش صندلی وزارت را برای فرشیدی بزرگ می دانستیم حتی بعدها کار را به استیضاح وزیر کشاندیم و کمتر از شش ماه بعد از دفاع جانانه ریاست جمهوری ، ایشان به صحت نظر ما پی بردند و فرشیدی محترمانه استعفا نمود(سخنگوی محترم حزب اعتماد ملی). 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 16:46  توسط حسین ملاحسنی  |